بادیهنشینانى كه (از شركت در جنگ )معذور بودند، (نزد تو) آمدند تا به آنان اذن داده شود (كه در جنگ شركت نكنند)، ولى كسانى كه به خدا و پیامبرش دروغ گفتند (و عذرى نداشتند)، از جنگ باز نشستند. بزودى به كسانى از آنان كه كفر ورزیدند، عذابى دردناك خواهد رسید.
نکتهها
كلمهى «
مُعذّرون» هم مىتواند به معناى «
معتَذرون» و عذرخواهان واقعى باشد كه عذر موجّه دارند و هم به معناى كسانى كه عذرتراشى مىكنند.
136برخى عذر واقعى داشتند و براى آن جهت مرخّصى مىگرفتند، ولى برخى بدون عذر، در جهاد شركت نكردند كه عذاب براى این گروه است.
«اَعراب»، بادیهنشینان را مىگویند كه در بیابانها زندگى مىكنند و از تمدّن شهرى دور ماندهاند.
136) به اصطلاح ادبیات عرب، یا از باب تفعیل است كه عذر دروغ آوردن است و یا از باب افتعال و عذر واقعى داشتن است. تفسیر راهنما.
پیامها

در جنگ تبوك فرمان بسیج عمومى بود كه هر كس شركت نمىكرد باید عذرش را خدمت پیامبر بیان مىكرد و رسماً اجازه مىگرفت. «
جاء المعذّرون»
جهاد، امرى حكومتى است نه فردى، لذا هم حضور در جبهه و هم تركِ آن باید با اجازهى رهبر مسلمانان باشد. 137 «جاء المعذّرون ... لیؤذن لهم»
آنان كه به فریضهى جهاد، بىاعتنایى كرده و در پى فرارند، در ایمانشان دروغ مىگویند. «كَذَبوا»
دروغ، تنها با زبان نیست، عمل انسان نیز گاهى نشانِ دروغ بودن ادّعاست. «قعد الذین كذبوا»
بهانهجویانِ براى گریز از تكلیف، بزودى تنبیه مىشوند. «المعذّرون... سیصیب... عذابٌ الیم»
137) در مورد حضور در جبهه در آیات قبل خواندیم: «
فاستأذنوك للخروج فقل لنتخرجوا معى ابدا»