اعرابى بودن به معناى دورى از فرهنگ دینى و تعالیم مكتب است. كلمهى «اعراب» ده بار در قرآن آمده و جز یك مورد، بقیّهى موارد، مثل روایات، نكوهشآمیز است.
در حدیث آمده است: «تفقّهوا فى الدّین فانّه مَن لم یتفقّه فى الدین فهو اعرابى» دینشناس شوید، چون هر كه فهم عمیقِ دینى نداشته باشد، اعرابى است. در حدیث دیگرى نیز مىخوانیم: «نحن بنوهاشم و شیعتنا العربُ و سایر الناسِ اعرابٌ» یاران و پیروان ما عرباند و دیگران اعرابند. 145
مردم عصر پیامبرصلى الله علیه وآله دو گروه بودند: شهرنشین و بادیهنشین. چون آیات قبل دربارهى پیروزى مسلمانان در جنگ تبوك بود، این آیه شاید اشاره به این باشد كه از بادیهنشینان جاهل و همجوار، غافل نباشید كه ممكن است گاهى با تحریك دشمنان، دست به آشوب بزنند.
محیط اجتماعى و فرهنگى انسان، در بینش و موضعگیرى او در مورد حقایق و معارف مؤثّر است. «الاعراباشدّكفراً»
افرادِ ناآگاه و دور از فرهنگ، گاهى آلت دست كافران و منافقان قرار مىگیرند و از خود آنها هم بىمنطقتر مىشوند. «الاعراب اشدّ كفراً و نفاقاً»
كفر و نفاق، درجاتى دارد. «اشدّ كفراً و نفاقاً»
یكى از عوامل كفر و نفاق، ناآگاهى است. «اشدّ كفراً... اَلاّ یعلموا»
دانستن احكام دین، لازم است وگرنه اعرابى هستیم. «یعلموا حدود ما انزل اللَّه»
شهرنشینان جاهل به حدود الهى، به منزلهى اعراب و بادیهنشینان، بلكه بدتر از آنان هستند. «اَلاّ یعلموا حدود ما انزل اللَّه»