سوره بقره - آیه 282 جزء 3 - صفحه 48

    يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓاْ إِذَا تَدَايَنتُم بِدَيۡنٍ إِلَىٰٓ أَجَلࣲ مُّسَمࣰّى فَٱكۡتُبُوهُۚ وَلۡيَكۡتُب بَّيۡنَكُمۡ كَاتِبُۢ بِٱلۡعَدۡلِۚ وَلَا يَأۡبَ كَاتِبٌ أَن يَكۡتُبَ كَمَا عَلَّمَهُ ٱللَّهُۚ فَلۡيَكۡتُبۡ وَلۡيُمۡلِلِ ٱلَّذِي عَلَيۡهِ ٱلۡحَقُّ وَلۡيَتَّقِ ٱللَّهَ رَبَّهُۥ وَلَا يَبۡخَسۡ مِنۡهُ شَيۡـࣰٔاۚ فَإِن كَانَ ٱلَّذِي عَلَيۡهِ ٱلۡحَقُّ سَفِيهًا أَوۡ ضَعِيفًا أَوۡ لَا يَسۡتَطِيعُ أَن يُمِلَّ هُوَ فَلۡيُمۡلِلۡ وَلِيُّهُۥ بِٱلۡعَدۡلِۚ وَٱسۡتَشۡهِدُواْ شَهِيدَيۡنِ مِن رِّجَالِكُمۡۖ فَإِن لَّمۡ يَكُونَا رَجُلَيۡنِ فَرَجُلࣱ وَٱمۡرَأَتَانِ مِمَّن تَرۡضَوۡنَ مِنَ ٱلشُّهَدَآءِ أَن تَضِلَّ إِحۡدَىٰهُمَا فَتُذَكِّرَ إِحۡدَىٰهُمَا ٱلۡأُخۡرَىٰۚ وَلَا يَأۡبَ ٱلشُّهَدَآءُ إِذَا مَا دُعُواْۚ وَلَا تَسۡـَٔمُوٓاْ أَن تَكۡتُبُوهُ صَغِيرًا أَوۡ كَبِيرًا إِلَىٰٓ أَجَلِهِۦۚ ذَٰلِكُمۡ أَقۡسَطُ عِندَ ٱللَّهِ وَأَقۡوَمُ لِلشَّهَٰدَةِ وَأَدۡنَىٰٓ أَلَّا تَرۡتَابُوٓاْ إِلَّآ أَن تَكُونَ تِجَٰرَةً حَاضِرَةࣰ تُدِيرُونَهَا بَيۡنَكُمۡ فَلَيۡسَ عَلَيۡكُمۡ جُنَاحٌ أَلَّا تَكۡتُبُوهَاۗ وَأَشۡهِدُوٓاْ إِذَا تَبَايَعۡتُمۡۚ وَلَا يُضَآرَّ كَاتِبࣱ وَلَا شَهِيدࣱۚ وَإِن تَفۡعَلُواْ فَإِنَّهُۥ فُسُوقُۢ بِكُمۡۗ وَٱتَّقُواْ ٱللَّهَۖ وَيُعَلِّمُكُمُ ٱللَّهُۗ وَٱللَّهُ بِكُلِّ شَيۡءٍ عَلِيمࣱ

    282

تفسیر روایی
ای کسانی که ایمان آورده‌اید! هنگامی که بدهی مدّت‌داری (به خاطر وام یا داد و ستد) به یکدیگر پیدا کنید، آن را بنویسید! و باید نویسنده‌ای از روی عدالت، (سند را) در میان شما بنویسد! و کسی که قدرت بر نویسندگی دارد، نباید از نوشتن -همان طور که خدا به او تعلیم داده- خودداری کند! پس باید بنویسد، و آن کس که حق بر عهده اوست، باید املا کند، و از خدا که پروردگار اوست بپرهیزد، و چیزی را فروگذار ننماید! و اگر کسی که حق بر ذمه اوست، سفیه (یا از نظر عقل) ضعیف (و مجنون) است، یا (به خاطر لال بودن،) توانایی بر املاکردن ندارد، باید ولیّ او (به جای او،) با رعایت عدالت، املا کند! و دو نفر از مردان (عادل) خود را (بر این حقّ) شاهد بگیرید! و اگر دو مرد نبودند، یک مرد و دو زن، از کسانی که مورد رضایت و اطمینان شما هستند، انتخاب کنید! (و این دو زن، باید با هم شاهد قرار گیرند،) تا اگر یکی انحرافی یافت، دیگری به او یادآوری کند. و شهود نباید به هنگامی که آنها را (برای شهادت) دعوت می‌کنند، خودداری نمایند! و از نوشتن (بدهیِ خود،) چه کوچک باشد یا بزرگ، ملول نشوید (هر چه باشد بنویسید)! این، در نزد خدا به عدالت نزدیکتر، و برای شهادت مستقیم تر، و برای جلوگیری از تردید و شک (و نزاع و گفتگو) بهتر می‌باشد؛ مگر اینکه داد و ستد نقدی باشد که بین خود، دست به دست می‌کنید. در این صورت، گناهی بر شما نیست که آن را ننویسید. ولی هنگامی که خرید و فروش (نقدی) می‌کنید، شاهد بگیرید! و نباید به نویسنده و شاهد، (به خاطر حقگویی،) زیانی برسد (و تحت فشار قرار گیرند)! و اگر چنین کنید، از فرمان پروردگار خارج شده‌اید. از خدا بپرهیزید! و خداوند به شما تعلیم می‌دهد؛ خداوند به همه چیز داناست.
1 (بقره/282)

علیّ‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- أَنَّ فِی {سُورَهًِْ} الْبَقَرَهًِْ خَمْسَمِائَهًِْ آیَهًِْ حُکْمٍ وَ فِی هَذِهِ الْآیَهًِْ خَمْسَهًَْ عَشَرَ حُکْماً وَ هُوَ قَوْلُهُ یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذا تَدایَنْتُمْ بِدَیْنٍ إِلی أَجَلٍ مُسَمًّی فَاکْتُبُوهُ وَ لْیَکْتُبْ بَیْنَکُمْ کاتِبٌ بِالْعَدْلِ وَ لا یَأْبَ کاتِبٌ أَنْ یَکْتُبَ کَما عَلَّمَهُ اللَّهُ ثَلَاثَهًُْ أَحْکَامٍ فَلْیَکْتُبْ (أَرْبَعَهًُْ أَحْکَامٍ) وَ لْیُمْلِلِ الَّذِی عَلَیْهِ الْحَقُّ خَمْسَهًُْ أَحْکَامٍ وَ هُوَ إِقْرَارُهُ إِذَا أَمْلَاهُ وَ لْیَتَّقِ اللهَ رَبَّهُ وَ لا یَبْخَسْ مِنْهُ شَیْئاً وَ لَا یَخُونُهُ سِتَّهًُْ أَحْکَامٍ فَإِنْ کانَ الَّذِی عَلَیْهِ الْحَقُّ سَفِیهاً أَوْ ضَعِیفاً أَوْ لَا یَسْتَطِیعُ أَنْ یُمِلَّ هُوَ أَیْ لَا یَحْسُنُ أَنْ یُمِلَّ فَلْیُمْلِلْ وَلِیُّهُ بِالْعَدْلِ یَعْنِی وَلِیَّ الْمَالِ سَبْعَهًُْ أَحْکَامٍ وَ اسْتَشْهِدُوا شَهِیدَیْنِ مِنْ رِجالِکُمْ ثَمَانِیَهًُْ أَحْکَامٍ فَإِنْ لَمْ یَکُونَا رَجُلَیْنِ فَرَجُلٌ وَ امْرَأَتَانِ مِمَّنْ تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَداءِ أَنْ تَضِلَّ إِحْدَاهُمَا فَتُذَکِّرَ إِحْدَاهُمَا الْأُخْرَی یَعْنِی إِنْ تَنْسَی إِحْدَاهُمَا فَتُذَکِّرَالْأُخْرَی تِسْعَهًُْ أَحْکَامٍ وَ لَا یَأْبَ الشُّهَدَاءُ إِذَا مَا دُعُوا عَشَرَهًُْ أَحْکَامٍ وَ لَا تَسْئَمُوا أَنْ تَکْتُبُوهُ صَغِیراً أَوْ کَبِیراً إِلَی أَجَلِهِ أَیْ لَا تَضْجُرُوا أَنْ تَکْتُبُوهُ صَغِیرَ السِّنِّ أَوْ کَبِیراً أَحَدَ عَشَرَ حُکْماً ذلِکُمْ أَقْسَطُ عِنْدَ اللهِ وَ أَقْوَمُ لِلشَّهادَةِ وَ أَدْنَی الَّا تَرْتَابُوا أَیْ لَا تَشُکُّوا إِلَّا أَنْ تَکُونَ تِجارَةً حاضِرَةً تُدِیرُونَها بَیْنَکُمْ فَلَیْسَ عَلَیْکُمْ جُناحٌ أَلَّا تَکْتُبُوهَا اثْنَا عَشَرَ حُکْماً وَ أَشْهِدُوا إِذَا تَبایَعْتُمْ ثَلَاثَهًَْ عَشَرَ حُکْماً وَ لا یُضَارَّ کاتِبٌ وَ لا شَهِیدٌ أَرْبَعَهًَْ عَشَرَ حُکْماً وَ إِنْ تَفْعَلُوا فَإِنَّهُ فُسُوقٌ بِکُمْ خَمْسَهًَْ عَشَرَ حُکْماً وَ اتَّقُوا اللهَ وَ یُعَلِّمُکُمُ اللهُ وَ اللهُ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمُ.

علی‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه) در سوره‌ی بقره پانصد حکم وجود دارد و در این آیه پانزده حکم. و در این سخن خداوند: یا أَیها الَّذِینَ آمَنُواْ إِذَا تَدَاینتُم بِدَینٍ إِلَی أَجَلٍ مُّسَمًّی فَاکتُبُوه وَلْیکتُب بَّینَکمْ کاتِبٌ بِالْعَدْلِ وَلاَ یأْبَ کاتِبٌ أَنْ یکتُبَ کمَا عَلَّمَه الله، سه حکم وجود دارد. فَلْیکتُبْ، چهار حکم. وَلْیمْلِلِ الَّذِی عَلَیه الْحَقُّ، پنج حکم، که املاءکردن آن، اقرار به [صحّت] آن است. وَلْیتَّقِ اللّه رَبَّه وَلاَ یبْخَسْ مِنْه شَیئًا، و این که خیانت نکند، شش حکم. فَإن کانَ الَّذِی عَلَیه الْحَقُّ سَفِیها أَوْ ضَعِیفًا أَوْ لاَ یسْتَطِیعُ أَن یمِلَّ هوَ، و یا اینکه صلاحیّت املاکردن آن را ندارد. فَلْیمْلِلْ وَلِیه بِالْعَدْلِ یعنی نماینده‌ی مالی او املا کند، هفت حکم. وَاسْتَشْهدُواْ شَهیدَینِ من رِّجَالِکمْ، هشت حکم. فَإِن لَّمْ یکونَا رَجُلَینِ فَرَجُلٌ وَامْرَأَتَانِ مِمَّن تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهدَاء أَن تَضِلَّ إْحْدَاهمَا فَتُذَکرَ إِحْدَاهمَا الأُخْرَی یعنی اینکه اگر یکی از آن دو فراموش کند، دیگری به او یادآوری کند، نُه حکم. وَلاَ یأْبَ الشُّهدَاء إِذَا مَا دُعُواْ، ده حکم. وَلاَ تَسْأَمُوْاْ أَن تَکتُبُوْه صَغِیرًا أَو کبِیرًا إِلَی أَجَلِه، یعنی نگران نباشید [و کراهت نداشته باشید] که آن را، فردی خردسال یا بزرگسال بنویسد، یازده حکم. ذَلِکمْ أَقْسَطُ عِندَ اللّه وَأَقْومُ لِلشَّهادَةِ وَأَدْنَی أَلاَّ تَرْتَابُواْ، یعنی شک نکنید. إِلاَّ أَن تَکونَ تِجَارَةً حَاضِرَةً تُدِیرُونَها بَینَکمْ فَلَیسَ عَلَیکمْ جُنَاحٌ أَلاَّ تَکتُبُوها، دوازده حکم. وَأَشْهدُوْاْ إِذَا تَبَایعْتُمْ، سیزده حکم. وَلاَ یضَآرَّ کاتِبٌ وَلاَ شَهیدٌ، چهارده حکم. وَإِن تَفْعَلُواْ فَإِنَّه فُسُوقٌ بِکمْ، پانزده حکم. وَاتَّقُواْ اللّه وَیعَلِّمُکمُ اللّه وَاللّه بِکلِّ شَیءٍ عَلِیمٌ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۴۰۶ البرهان/ مستدرک الوسایل، ج۱۷، ص۴۲۱ و القمی، ج۱، ص۹۴؛ فیهما: «بالإختصار»

2 (بقره/282)

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام): سَمِعْتُ رَسُولَ اللهِ (صلی الله علیه و آله) یَقُولُ: ثَلَاثَهًٌْ لَا یَسْتَجِیبُ اللَّهُ دُعَاءَهُمْ بَلْ یَعْذِلُهُمْ وَ یُوَبِّخُهُمْ أَمَّا أَحَدُهُمْ فَرَجُلُ أَوْصَاهُ اللَّهُ تَعَالِی بِأَنْ یَحْتَاطَ لِدَیْنِهِ بِشُهُودٍ وَ کِتَابٍ فَلَمْ یَفْعَلْ وَ دَفَعَ مَالَهُ إِلَی غَیْرِ ثِقَهًٍْ بِغَیْرِ وَثِیقَهًٍْ فَجَحَدَهُ أَوْ بَخَسَهُ فَهُوَ یَقُولُ: اللَّهُمَّ! رُدَّ عَلَیَّ مَالِی. یَقُولُ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ: یَا عَبْدِی! قَدْ عَلَّمْتُکَ کَیْفَ تَسْتَوْثِقُ لِمَالِکَ فَیَکُونَ مَحْفُوظاً لِئَلَّا یَتَعَرَّضَ لِلتَّلَفِ فَأَبَیْتَ فَأَنْتَ الْآنَ تَدْعُونِی وَ قَدْ ضَیَّعْتَ مَالَکَ وَ أَتْلَفْتَهُ وَ غَیَّرْتَ وَصِیَّتِی فَلَا أَسْتَجِیبُ لَکَ. ثُمَّ قَالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه و آله): أَلَا فَاسْتَعْمَلُوا وَصِیَّهًَْ اللَّهِ تُفْلِحُوا وَ تَنْجَحُوا وَ لَا تُخَالِفُوهَا فَتَنْدَمُوا.

پیامبر (صلی الله علیه و آله) سه گروه هستند که خداوند دعایشان را اجابت نمی‌کند، بلکه آنان را ملامت و توبیخ خواهدکرد: اوّلین آن‌ها مردی است که خداوند به او توصیه کرد که دِین [و مال و امانت] خود را با شاهد و کتابت مراقبت کند، ولی او چنین نمی‌کند و مال خود را بدون اینکه اطمینان حاصل کند، به آدم غیر قابل اعتمادی داده است و حالا [این فرد] منکِر این امر شده است و یا از حقّ او کاسته و او می‌گوید: «پروردگارا! خداوندا! مالم را به من بازگردان». خداوند عزّوجلّ به او می‌فرماید: «ای بنده‌ی من! من به تو آموختم که چگونه اطمینان حاصل کنی و از این طریق از مال خود نگهداری کنی تا از بین نرود؛ ولی تو إبا کردی و اکنون مرا می‌خوانی؛ درحالی‌که مال خود را تباه ساخته‌ای و از بین برده‌ای و توصیه‎ی مرا تغییر دادی. پس تو را اجابت نخواهم‌کرد». بنابراین به توصیه‌ی خداوند عمل کنید تا رستگار و موفق شوید، و بر خلاف آن عمل مکنید که پشیمان خواهید شد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۴۰۶ البرهان

3 (بقره/282)

الصّادق (علیه السلام)- أَرْبَعَهًٌْ لَا یُسْتَجَابُ لَهُمْ فَذَکَرَ الرَّابِعُ رَجُلٌ کَانَ لَهُ مَالٌ فَأَدَانَهُ بِغَیْرِ بَیِّنَهًٍْ فَیَقُولُ اللَّهُ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ أَ لَمْ آمُرْکَ بِالشَّهَادَهًِْ؟

امام صادق (علیه السلام) دعای چهار نفر مستجاب نمی‌شود ... چهارمین نفر شخصی است که مالی داشته و بدون بیّنه (نوشته‌ای یا شاهدی) آن را قرض داده است. [و حالا که نمی‌تواند مالش را پس بگیرد دعا می‌کند و از خدا می‌خواهد که مالش را به او برگرداند] خداوند عزّوجلّ به او می‌گوید: «آیا به تو فرمان ندادم که بر قرض‌دادنت شاهد بگیر»؟

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۴۰۸ الکافی، ج۵، ص۲۹۸/ نورالثقلین

4 (بقره/282)

الصّادق (علیه السلام)- مَنْ ذَهَبَ حَقُّهُ عَلَی غَیْرِ بَیِّنَهًٍْ لَمْ یُؤْجَر.

امام صادق (علیه السلام) کسی‌که حقّش به‌سبب شاهدنگرفتن از دست برود، مأجور نیست [و حرفش پذیرفته نیست].

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۴۰۸ الکافی، ج۵، ص۲۹۸/ نورالثقلین

5 (بقره/282)

الباقر (علیه السلام)- عَنْ أَبِی‌حَمْزَهًَْ الثُّمَالِیِّ عَنْ أَبِی‌جَعْفَرٍ الْبَاقِرِ (علیه السلام) إِنَّ اللَّهَ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ عَرَضَ عَلَی آدَمَ (علیه السلام) أَسْمَاءَ الْأَنْبِیَاءِ وَ أَعْمَارَهُمْ. قَالَ: فَمَرَّ بِآدَمَ (علیه السلام) اسْمُ دَاوُدَ النَّبِیِّ (علیه السلام) فَإِذَا عُمُرُهُ فِی الْعَالَمِ أَرْبَعُونَ سَنَهًًْ. فَقَالَ آدَمُ (علیه السلام): یَا رَبِّ! مَا أَقَلَّ عُمُرَ دَاوُدَ (علیه السلام) وَ مَا أَکْثَرَ عُمُرِی! یَا رَبِّ إِنْ أَنَا زِدْتُ دَاوُدَ (علیه السلام) مِنْ عُمُرِی ثَلَاثِینَ سَنَهًًْ أَ تُثْبِتُ ذَلِکَ لَهُ؟ قَالَ: نَعَمْ یَا آدَمُ (علیه السلام)! قَالَ: فَإِنِّی قَدْ زِدْتُهُ مِنْ عُمُرِی ثَلَاثِینَ سَنَهًًْ فَأَنْفِذْ ذَلِکَ لَهُ وَ أَثْبِتْهَا لَهُ عِنْدَکَ وَ اطْرَحْهَا مِنْ عُمُرِی. قَالَ أَبُوجَعْفَرٍ (علیه السلام): فَأَثْبَتَ اللَّهُ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ لِدَاوُدَ (علیه السلام) فِی عُمُرِهِ ثَلَاثِینَ سَنَهًًْ وَ کَانَتْ لَهُ عِنْدَ اللَّهِ مُثْبَتَهًٌْ فَذَلِکَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ‌وَ‌جَلَ: یَمْحُوا اللهُ ما یَشاءُ وَ یُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْکِتابِ. قَالَ: فَمَحَا اللَّهُ مَا کَانَ عِنْدَهُ مُثْبَتاً لِآدَمَ (علیه السلام) وَ أَثْبَتَ لِدَاوُدَ (علیه السلام) مَا لَمْ یَکُنْ عِنْدَهُ مُثْبَتاً. قَالَ: فَمَضَی عُمُرُ آدَمَ (علیه السلام) فَهَبَطَ مَلَکُ الْمَوْتِ لِقَبْضِ رُوحِهِ فَقَالَ لَهُ آدَمُ (علیه السلام): یَا مَلَکَ الْمَوْتِ إِنَّهُ قَدْ بَقِیَ مِنْ عُمُرِی ثَلَاثُونَ سَنَهًًْ. فَقَالَ لَهُ مَلَکُ الْمَوْتِ: یَا آدَمُ (علیه السلام)! أَ لَمْ تَجْعَلْهَا لِابْنِکَ دَاوُدَ النَّبِیِّ (علیه السلام) وَ طَرَحْتَهَا مِنْ عُمُرِکَ حِینَ عُرِضَ عَلَیْکَ أَسْمَاءُ الْأَنْبِیَاءِ مِنْ ذُرِّیَّتِکَ وَ قَدْ عُرِضَتْ عَلَیْکَ أَعْمَارُهُمْ وَ أَنْتَ یَوْمَئِذٍ بِوَادِی الدَّخْیَاءِ؟ قَالَ: فَقَالَ لَهُ آدَمُ (علیه السلام) مَا أَذْکُرُ هَذَا. قَالَ: فَقَالَ لَهُ مَلَکُ الْمَوْتِ: یَا آدَمُ (علیه السلام) لَا تَجْحَدْ أَ لَمْ تَسْأَلِ اللَّهَ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ أَنْ یُثْبِتَهَا لِدَاوُدَ (علیه السلام) وَ یَمْحُوَهَا مِنْ عُمُرِکَ فَأَثْبَتَهَا لِدَاوُدَ (علیه السلام) فِی الزَّبُورِ وَ مَحَاهَا مِنْ عُمُرِکَ فِی الذِّکْرِ. قَالَ آدَمُ (علیه السلام): حَتَّی أَعْلَمَ ذَلِکَ. قَالَ أَبُوجَعْفَرٍ (علیه السلام): وَ کَانَ آدَمُ (علیه السلام) صَادِقاً لَمْ یَذْکُرْ وَ لَمْ یَجْحَدْ فَمِنْ ذَلِکَ الْیَوْمِ أَمَرَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی الْعِبَادَ أَنْ یَکْتُبُوا بَیْنَهُمْ إِذَا تَدَایَنُوا وَ تَعَامَلُوا إِلَی أَجَلٍ مُسَمًّی لِنِسْیَانِ آدَمَ وَ جُحُودِهِ مَا جَعَلَ عَلَی نَفْسِهِ.

امام باقر (علیه السلام) خداوند عزّوجلّ نام‌ها و مدّت عمر انبیا را به آدم (علیه السلام) عرضه کرد. آدم (علیه السلام) به اسم داوود نبی (علیه السلام) رسید و دید که او تنها چهل سال در این جهان عمر می‌کند. گفت: «ای پروردگار! چقدر عمر داوود (علیه السلام) کوتاه و عمر من طولانی است! پروردگارا! اگر من از تو تقاضا کنم که سی سال [از عمر مرا] برای داوود (علیه السلام) ثبت کنی، آیا چنین خواهی‌کرد»؟ خداوند فرمود: «بله»! پس آدم (علیه السلام)گفت: «من سی سال از عمرم را به داوود (علیه السلام) می‌افزایم تو این را اجرا کن و سی سال را از عمر من کم کن و برای داوود (علیه السلام) ثبت نما». خداوند برای داوود (علیه السلام) سی سال ثبت کرد درحالی‌که آن [سی سال] نزد پروردگار، برای آدم (علیه السلام) ثبت شده‌بود. و این سخن پروردگار متعال است: خداوند هرچه را بخواهد محو، و هرچه را بخواهد اثبات می‌کند و «امّ الکتاب» (لوح محفوظ) نزد اوست. (رعد/۳۹) خداوند آن سی سال را که برای آدم (علیه السلام) ثبت شده‌بود، پاک کرده و برای داوود (علیه السلام) ثبت نمود درحالی‌که قبلاً برای او ثبت نشده‎بود. پس عمر آدم (علیه السلام) به پایان رسید و ملک‌الموت برای قبض روح او به نزدش هبوط کرد. آدم (علیه السلام) به او گفت: «ای ملک‌الموت هنوز سی سال از عمر من باقی است»! ملک‌الموت گفت: «ای آدم (علیه السلام)! آیا آن زمان که در وادی دخیا بودی و نام‌ها و طول عمر انبیاء را به تو نشان دادند، تو نبودی که سی سال از عمرت را کم کرده و به فرزندت داوود نبی (علیه السلام) بخشیدی»؟ آدم (علیه السلام) گفت: «چنین چیزی را به یاد نمی‌آورم». ملک‌الموت به او گفت: «ای آدم (علیه السلام)! انکار نکن آیا تو از خداوند درخواست نکردی که آن را از عمر تو برداشته و برای داوود (علیه السلام) ثبت نماید»؟ پس خداوند آن [سی سال] را در «ذکر» (کتاب آسمانی) از عمر تو محو کرد و به عمر داوود (علیه السلام) در زبور افزود. آدم (علیه السلام) گفت: «آن را دانستم». آدم (علیه السلام) در گفته‌ی خود صادق بود؛ به یاد نمی‌آورد و انکار نمی‌کرد و از آن روز به بعد خداوند به جهت نسیان انسان و انکار چیزهایی که برعهده‌اش می‌باشد، به بندگانش امر کرد تا اگر بین هم قرارداد دِینی دارند یا بر سر کار معیّنی در زمان معیّن توافق کرده‌اند، یادداشتی بنویسند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۴۰۸ بحارالأنوار، ج۴، ص۱۰۲/ نورالثقلین

6 (بقره/282)

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ عَلِیِّ‌بْنِ‌مَهْزِیَارَ عَمَّنْ ذَکَرَهُ عَنْ أَبِی‌عَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: لَمَّا عُرِضَ عَلَی آدَمَ (علیه السلام) وُلْدُهُ نَظَرَ إِلَی دَاوُدَ (علیه السلام) فَأَعْجَبَهُ فَزَادَهُ خَمْسِینَ سَنَهًًْ مِنْ عُمُرِهِ. قَالَ: وَ نَزَلَ عَلَیْهِ جَبْرَئِیلُ وَ مِیکَائِیلُ فَکَتَبَ عَلَیْهِ مَلَکُ الْمَوْتِ صَکّاً بِالْخَمْسِینَ سَنَهًًْ فَلَمَّا حَضَرَتْهُ الْوَفَاهًُْ أُنْزِلَ عَلَیْهِ مَلَکُ الْمَوْتِ فَقَالَ آدَمُ (علیه السلام): قَدْ بَقِیَ مِنْ عُمُرِی خَمْسُونَ سَنَهًًْ. قَالَ: فَأَیْنَ الْخَمْسُونَ الَّتِی جَعَلْتَهَا لِابْنِکَ دَاوُدَ (علیه السلام). قَالَ: فَإِمَّا أَنْ یَکُونَ نَسِیَهَا أَوْ أَنْکَرَهَا. فَنَزَلَ عَلَیْهِ جَبْرَئِیلُ وَ مِیکَائِیلُ فَشَهِدَا عَلَیْهِ وَ قَبَضَهُ مَلَکُ الْمَوْتِ فَقَالَ أَبُوعَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام): کَانَ أَوَّلَ صَکٍّ کُتِبَ فِی الدُّنْیَا.

امام صادق (علیه السلام) زمانی که فرزندان آدم (علیه السلام) به او عرضه شد، او به داوود (علیه السلام) نگاهی انداخت و [کوتاهی عمر او] باعث تعجّب وی شد. پس پنجاه سال از عمرش را به او افزود. جبرئیل (علیه السلام) و میکائیل (علیه السلام) نزد او آمدند و ملک‌الموت وثیقه‌ای متضمّن پنجاه سال برای او نوشت. زمانی که مرگ آدم فرا رسید، ملک‌الموت بر او فرود آمد. آدم (علیه السلام) گفت: «هنوز پنجاه سال از عمر من باقی است». او جواب داد: «پس پنجاه سالی که برای فرزندت داوود (علیه السلام) قرار دادی کجا رفت»؟ [امام (علیه السلام) افزود: و آدم (علیه السلام) در این حال،] یا حرف خود را فراموش کرده بود و یا انکار می‌نمود. پس جبرئیل (علیه السلام) و میکائیل (علیه السلام) فرود آمده و شهادت دادند و ملک‌الموت او را قبض روح کرد. این اوّلین سندی بود که در دنیا نوشته‌شد. و در حدیث طولانی دیگر مثل این آمده فقط در آن حدیث مدّت عمر داوود (علیه السلام) چهل سال بوده که آدم شصت سال بر عمر او افزود تا صدسال کامل شود.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۴۰۸ الکافی، ج۷، ص۳۷۹/ نورالثقلین

7 (بقره/282)

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- قَالَ أَمِیرُ‌الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) فِی قَوْلِهِ تَعَالَی أَوْ ضَعِیفاً أَوْ لا یَسْتَطِیعُ أَنْ یُمِلَّ هُوَ فَلْیُمْلِلْ وَلِیُّهُ بِالْعَدْلِ قَالَ: ضَعِیفاً فِی بَدَنِهِ لَا یَقْدِرُ أَنْ یُمِلَّ أَوْ ضَعِیفاً فِی فَهْمِهِ وَ عِلْمِهِ لَا یَقْدِرُ أَنْ یُمِلَّ وَ یُمَیِّزَ أَلْفَاظَهُ الَّتِی هِیَ عَدْلٌ عَلَیْهِ وَ لَهُ مِنَ الْأَلْفَاظِ الَّتِی هِیَ جَوْرٌ عَلَیْهِ أَوْ عَلَی حَمِیمِهِ أَوْ لا یَسْتَطِیعُ أَنْ یُمِلَّ هُوَ یَعْنِی بِأَنْ یَکُونَ مَشْغُولًا فِی مَرَمَّهًٍْ لِمَعَاشٍ أَوْ تَزَوُّدٍ لِمَعَادٍ أَوْ لَذَّهًٍْ فِی غَیْرِ مُحَرَّمٍ فَإِنَّ تِلْکَ هِیَ الْأَشْغَالُ الَّتِی لَا یَنْبَغِی لِعَاقِلٍ أَنْ یَشْرَعَ فِی غَیْرِهَا قَالَ فَلْیُمْلِلْ وَلِیُّهُ بِالْعَدْلِ یَعْنِی النَّائِبَ عَنْهُ وَ الْقَیِّمَ بِأَمْرِهِ بِالْعَدْلِ بِأَنْ لَا یَحِیفَ عَلَی الْمَکْتُوبِ لَهُ وَ لَا عَلَی الْمَکْتُوبِ عَلَیْهِ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله): مَنْ أَعَانَ ضَعِیفاً فِی بَدَنِهِ عَلَی أَمْرِهِ أَعَانَهُ اللَّهُ عَلَی أَمْرِهِ وَ نَصَبَ لَهُ فِی الْقِیَامَهًِْ مَلَائِکَهًًْ یُعِینُونَهُ عَلَی قَطْعِ تِلْکَ الْأَهْوَالِ وَ عُبُورِ تِلْکَ الْخَنَادِقِ مِنَ النَّارِ حَتَّی لَا یُصِیبَهُ مِنْ دُخَانِهَا وَ لَا سُمُومِهَا وَ عَلَی عُبُورِ الصِّرَاطِ إِلَی الْجَنَّهًِْ سَالِماً آمِناً وَ مَنْ أَعَانَ مَشْغُولًا بِمَصَالِحِ دُنْیَاهُ أَوْ دِینِهِ عَلَی أَمْرِهِ حَتَّی لَا یَنْتَشِرَ عَلَیْهِ أَعَانَهُ اللَّهُ عَلَی تَزَاحُمِ الْأَشْغَالِ وَ انْتِشَارِ الْأَحْوَالِ یَوْمَ قِیَامِهِ بَیْنَ یَدَیِ الْجَبَّارِ فَمَیَّزَهُ مِنَ الْأَشْرَارِ وَ جَعَلَهُ مِنَ الْأَخْیَارِ.

امام علی (علیه السلام) امیرالمؤمنین (علیه السلام) در مورد این کلام خداوند که می‌فرماید: أَوْ ضَعیفاً أَوْ لا یَسْتَطیعُ أَنْ یُمِلَّ هُوَ فَلْیُمْلِلْ وَلِیُّهُ بِالْعَدْلِ، فرمود: منظور فردی است که از لحاظ بدنی یا فهم و عقل، ضعیف باشد و توانایی املاء [و بیان‌کردن منظور خود] و تشخیص الفاظی را که به نفع یا ضرر او یا دوست اوست، ندارد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۴۱۰ بحارالأنوار، ج۱۰۱، ص۳۰۴

8 (بقره/282)

الصّادق (علیه السلام)- عَنِ ابْنِ‌سِنَانٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی‌عَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) مَتَی یُدْفَعُ إِلَی الْغُلَامِ مَالُهُ؟ قَالَ: إِذَا بَلَغَ وَ أُونِسَ مِنْهُ رُشْدٌ وَ لَمْ یَکُنْ سَفِیهاً أَوْ ضَعِیفاً. قَالَ قُلْتُ: فَإِنَّ مِنْهُمْ مَنْ یَبْلُغُ خَمْسَ عَشْرَهًَْ سَنَهًًْ وَ سِتَّ عَشْرَهًَْ سَنَهًًْ وَ لَمْ یَبْلُغْ. قَالَ: إِذَا بَلَغَ ثَلَاثَ عَشْرَهًَْ سَنَهًًْ جَازَ أَمْرُهُ إِلَّا أَنْ یَکُونَ سَفِیهاً أَوْ ضَعِیفاً. قَالَ قُلْتُ: وَ مَا السَّفِیهُ وَ الضَّعِیفُ؟ قَالَ: السَّفِیهُ شَارِبُ الْخَمْرِ وَ الضَّعِیفُ الَّذِی یَأْخُذُ وَاحِداً بِاثْنَیْن.

امام صادق (علیه السلام) عبدالله‌ابن‌سنان گوید: به امام صادق (علیه السلام) گفتم: «چه هنگام مال پسربچه، به او داده می‌شود»؟ فرمود: «اگر به سنّ بلوغ رسید. و رشد کند و نادان و یا جاهل و ضعیف نباشد». گفت: گفتم: «برخی به سن پانزده و شانزده‌سالگی می‌رسند ولی بالغ نمی‌شوند». فرمود: «اگر سیزده‌ساله شود، به سنّ قانونی رسیده، مگر آنکه جاهل و یا نادان و ضعیف باشد». گفت: گفتم: «جاهل و نادان و ضعیف به چه کسی می‌گویند»؟ فرمود: «جاهل کسی است که شراب‌خوار باشد و نادان و ضعیف کسی است که [در معامله نادان است و] یکی را در عوض دو تا می‌گیرد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۴۱۰ بحارالأنوار، ج۱۰۰، ص۱۶۴/ البرهان/ نورالثقلین؛ فیه: «فأن منهم ... ضعیفا» محذوفٌ

9 (بقره/282)

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ عَبْدِ‌اللَّهِ‌بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِی‌عَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: سَأَلَهُ أَبِی وَ أَنَا حَاضِر ... فَقَالَ: وَ مَا السَّفِیهُ؟ فَقَالَ: الَّذِی یَشْتَرِی الدِّرْهَمَ بِأَضْعَافِهِ. قَالَ: وَ مَا الضَّعِیفُ؟ قَالَ: الْأَبْلَهُ.

امام صادق (علیه السلام) جاهل کیست؟ فرمود: کسی که یک‌درهم را چندین برابر بخرد. گفت: چه کسی را نادان [و ضعیف] می‌نامند؟ فرمود:کسی که ابله است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۴۱۰ تهذیب الأحکام، ج۹، ص۱۸۲/ نورالثقلین/ البرهان

10 (بقره/282)

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- وَ قَوْلُهُ عَزَّوَجَلَّ وَ اسْتَشْهِدُوا شَهِیدَیْنِ مِنْ رِجالِکُمْ قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام): أَیْ مِنْ أَحْرَارِکُمْ مِنَ الْمُسْلِمِینَ الْعُدُولِ. قَالَ (علیه السلام) اسْتَشْهِدُوهُمْ لِتَحُوطُوا بِهِمْ أَدْیَانَکُمْ وَ أَمْوَالَکُمْ وَ لِتَسْتَعْمِلُوا أَدَبَ اللَّهِ وَ وَصِیَّتَهُ فَإِنَّ فِیهِمَا النَّفْعَ وَ الْبَرَکَهًَْ وَ لَا تُخَالِفُوهُمَا فَیَلْحَقُکُمُ النَّدَمُ ... فَإِنْ لَمْ یَکُونا رَجُلَیْنِ فَرَجُلٌ وَ امْرَأَتانِ قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام): فَإِنْ لَمْ یَکُونَا رَجُلَیْنِ فَرَجُلٌ وَ امْرَأَتَانِ قَالَ: عَدَلَتِ امْرَأَتَانِ فِی الشَّهَادَهًِْ رَجُلًا وَ اللَّهِ فَإِذَا کَانَ رَجُلَانِ أَوْ رَجُلٌ وَ امْرَأَتَانِ أَقَامُوا الشَّهَادَهًَْ قَضَی بِشَهَادَتِهِمْ قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام): وَ بَیْنَمَا نَحْنُ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ هُوَ یُذَاکِرُنَا بِقَوْلِهِ وَ اسْتَشْهِدُوا شَهِیدَیْنِ مِنْ رِجالِکُمْ قَالَ: أَحْرَارُکُمْ دُونَ عَبِیدِکُمْ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ قَدْ شَغَلَ الْعَبِیدَ بِخِدْمَهًِْ مَوَالِیهِمْ عَنْ تَحَمُّلِ الشَّهَادَاتِ وَ عَنْ أَدَائِهَا وَ لِیَکُونُوا مِنَ الْمُسْلِمِینَ مِنْکُمْ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ إِنَّمَا شَرَّفَ الْمُسْلِمِینَ الْعُدُولَ بِقَبُولِ شَهَادَاتِهِمْ وَ جَعَلَ ذَلِکَ مِنَ الشَّرَفِ الْعَاجِلِ لَهُمْ وَ مِنْ ثَوَابِ دُنْیَاهُمْ قَبْلَ أَنْ یَصِلُوا إِلَی الْآخِرَهًِْ إِذْ جَاءَتِ امْرَأَهًٌْ فَوَقَفَتْ قُبَالَهًَْ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ قَالَتْ: بِأَبِی أَنْتَ وَ أُمِّی یَا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله)! أَنَا وَافِدَهًُْ النِّسَاءِ إِلَیْکَ فَمَا مِنِ امْرَأَهًٍْ یَبْلُغُهَا مَسِیرِی هَذَا إِلَیْکَ إِلَّا سَرَّهَا ذَلِکَ یَا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) إِنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ رَبُّ الرِّجَالِ وَ النِّسَاءِ وَ خَالِقٌ وَ رَازِقٌ لِلرِّجَالِ وَ النِّسَاءِ وَ إِنَّ آدَمَ أَبُو الرِّجَالِ وَ النِّسَاءِ وَ إِنَّ حَوَّاءَ (سلام الله علیها) أُمَّ الرِّجَالِ وَ النِّسَاءِ وَ إِنَّکَ رَسُولُ اللَّهِ إِلَی الرِّجَالِ وَ النِّسَاءِ مَا بَالُ الْمَرْأَتَیْنِ بِرَجُلٍ فِی الشّهَادَهًِْ وَ فِی الْمِیرَاثِ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله): یَا أَیَّتُهَا الْمَرْأَهًُْ! إِنَّ ذَلِکَ قَضَاءٌ مِنْ مَلِکٍ عَدْلٍ حَکِیمٍ لَا یَجُورُ وَ لَا یَحِیفُ وَ لَا یَتَحَامَلُ لَا یَنْفَعُهُ مَا مَنَعَکُنَّ یُدَبِّرُ الْأَمْرَ بِعِلْمِهِ، یَا أَیَّتُهَا الْمَرْأَهًُْ لِأَنَّکُنَّ نَاقِصَاتُ الدِّینِ وَ الْعَقْلِ. قَالَتْ: یَا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله)! وَ مَا نُقْصَانُ دِینِنَا؟ قَالَ: إِنَّ إِحْدَاکُنَّ تَقْعُدُ نِصْفَ دَهْرِهَا لَا تُصَلِّی بِحَیْضَهًٍْ عَنِ الصَّلَاهًِْ لِلَّهِ وَ إِنَّکُنَّ تُکْثِرْنَ اللَّعْنَ وَ تُکَفِّرْنَ الْعَشِیرَهًَْ تَمْکُثُ إِحْدَاکُنَّ عِنْدَ الرَّجُلِ عَشْرَ سِنِینَ فَصَاعِداً یُحْسِنُ إِلَیْهَا وَ یُنْعِمُ عَلَیْهَا فَإِذَا ضَاقَتْ یَدُهُ یَوْماً أَوْ خَاصَمَهَا. قَالَتْ لَهُ مَا رَأَیْتُ فِیکَ خَیْراً قَطُّ وَ مَنْ لَمْ یَکُنْ مِنَ النِّسَاءِ هَذَا خُلُقَهَا فَالَّذِی یُصِیبُهَا مِنْ هَذَا النُّقْصَانِ مِحْنَهًٌْ عَلَیْهَا التَّصَبُّرُ فَیُعْظِمُ اللَّهُ ثَوَابَهَا فَأَبْشِرِی ثُمَّ قَالَ لَهَا رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله): مَا مِنْ رَجُلٍ رَدِیٍّ إِلَّا وَ الْمَرْأَهًُْ الرَّدِیَّهًُْ أَرْدَی مِنْهُ وَ لَا مِنِ امْرَأَهًٍْ صَالِحَهًٍْ إِلَّا وَ الرَّجُلُ أَفْضَلُ مِنْهَا وَ مَا سَاوَی اللَّهُ قَطُّ امْرَأَهًًْ بِرَجُلٍ إِلَّا مَا کَانَ مِنْ تَسْوِیَهًِْ اللَّهِ فَاطِمَهًَْ بِعَلِیٍّ (علیه السلام) وَ إِلْحَاقِهَا وَ هِیَ امْرَأَهًٌْ بِأَفْضَلِ رِجَالِ الْعَالَمِینَ أَنْ تَضِلَّ إِحْداهُما فَتُذَکِّرَ إِحْداهُمَا الْأُخْری. قَالَ أَمِیرُالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) فِی قَوْلِهِ: أَنْ تَضِلَّ إِحْداهُما فَتُذَکِّرَ إِحْداهُمَا الْأُخْری قَالَ إِذَا ضَلَّتْ إِحْدَاهُمَا عَنِ الشَّهَادَهًِْ وَ نَسِیَتْهَا ذَکَّرَتْهَا إِحْدَاهُمَا الْأُخْرَی فَاسْتَقَامَتَا عَلَی أَدَاءِ الشَّهَادَهًِْ عَدَلَ اللَّهُ شَهَادَهًَْ امْرَأَتَیْنِ بِشَهَادَهًِْ رَجُلٍ لِنُقْصَانِ عُقُولِهِنَّ وَ دِینِهِنَّ ثُمَّ قَالَ (علیه السلام): مَعَاشِرَ النِّسَاءِ! خُلِقْتُنَّ نَاقِصَاتِ الْعُقُولِ فَاحْتَرِزْنَ فِی الشَّهَادَاتِ مِنَ الْغَلَطِ فَإِنَّ اللَّهَ یُعَظِّمُ ثَوَابَ الْمُتَحَفِّظِینَ وَ الْمُحَتَفِّظَاتِ وَ لَقَدْ سَمِعْتُ مُحَمَّداً رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) یَقُولُ: مَا مِنِ امْرَأَتَیْنِ احْتَرَزَتَا فِی الشَّهَادَهًِْ فَذَکَّرَتْ إِحْدَاهُمَا الْأُخْرَی حَتَّی تُقِیمَا الْحَقَّ وَ تَتَّقِیَا الْبَاطِلَ إِلَّا وَ إِذَا بَعَثَهُمَا اللَّهُ یَوْمَ الْقِیَامَهًِْ عَظَّمَ ثَوَابَهُمَا وَ لَا یَزَالُ یَصُبُّ عَلَیْهِمَا النَّعِیمَ وَ یُذَکِّرُهُمَا الْمَلَائِکَهًَْ مَا کَانَ مِنْ طَاعَتِهِمَا فِی الدُّنْیَا وَ مَا کَانَتَا فِیهِ مِنْ أَنْوَاعِ الْهُمُومِ فِیهَا وَ مَا أَزَالَهُ اللَّهُ عَنْهُمَا حَتَّی خَلَّدَهُمَا فِی الْجِنَانِ وَ إِنَّ فِیهِنَّ لَمَنْ تُبْعَثُ یَوْمَ الْقِیَامَهًِْ فَیُؤْتَی بِهَا قَبْلَ أَنْ تُعْطَی کِتَابُهَا فَتَرَی السَّیِّئَاتِ بِهَا مُحِیطَهًًْ وَ تَرَی حَسَنَاتِهَا قَلِیلَهًًْ فَیُقَالُ لَهَا: یَا أَمَهًَْ اللَّهِ! هَذِهِ سَیِّئَاتُکِ فَأَیْنَ حَسَنَاتُکِ؟ فَتَقُولُ: لَا أَذْکُرُ حَسَنَاتِی. فَیَقُولُ اللَّهُ: لِحَفَظَتِهَا یَا مَلَائِکَتِی تَذَاکَرُوا حَسَنَاتِهَا وَ ذَکِّرُوا خَیْرَاتِهَا فَیَتَذَاکَرُونَ حَسَنَاتِهَا یَقُولُ الْمَلَکُ الَّذِی عَلَی الْیَمِینِ لِلْمَلَکِ الَّذِی عَلَی الشَّمَالِ: مَا تَذْکُرُ مِنْ حَسَنَاتِهَا کَذَا وَ کَذَا، فَیَقُولُ: بَلَی! وَ لَکِنِّی أَذْکُرُ مِنْ سَیِّئَاتِهَا کَذَا وَ کَذَا فَیُعَدِّدُ وَ یَقُولُ الْمَلَکُ الَّذِی عَلَی الْیَمِینِ لَهُ أَ فَمَا تَذْکُرُ تَوْبَتَهَا مِنْهَا قَالَ: لَا أَذْکُرُ. قَالَ: أَ مَا تَذْکُرُ أَنَّهَا وَ صَاحِبَتَهَا تَذَاکَرَتَا الشَّهَادَهًَْ الَّتِی کَانَتْ عِنْدَهُمَا حَتَّی اتَّقَیَتَا وَ شَهِدَتَاهَا وَ لَمْ تَأْخُذْهُمَا فِی اللَّهِ لَوْمَهًُْ لَائِمٍ فَیَقُولُ: بَلَی! فَیَقُولُ الْمَلَکُ الَّذِی عَلَی الْیَمِینِ لِلَّذِی عَلَی الشَّمَالِ أَمَا تِلْکَ الشَّهَادَهًُْ مِنْهُمَا تَوْبَهًٌْ مَاحِیَهًٌْ لِسَالِفِ ذُنُوبِهِمَا ثُمَّ تُعْطَیَانِ کِتَابَهُمَا بِأَیْمَانِهِمَا فَتُوجَدُ حَسَنَاتُهُمَا کُلُّهَا مَکْتُوبَهًًْ وَ سَیِّئَاتُهُمَا کُلُّهَا ثُمَّ تَجِدَانِ فِی آخِرِهَا یَا أَمَتِی أَقَمْتِ الشَّهَادَهًَْ بِالْحَقِّ لِلضُّعَفَاءِ عَلَی الْمُبْطِلِینَ وَ لَمْ یَأْخُذْکِ فِیهَا لَوْمَهًُْ اللَّائِمِینَ فَصَیَّرْتُ لَکِ ذَلِکِ کَفَّارَهًًْ لِذُنُوبِکِ الْمَاضِیَهًِْ وَ مَحْواً لِخَطِیئَاتِکِ السَّالِفَهًِْ.

امام علی (علیه السلام) امام (علیه السلام) در مورد این کلام خداوند: وَ اسْتَشْهِدُوا شَهیدَیْنِ مِنْ رِجالِکُمْ، فرمود: «یعنی شاهدان باید از مسلمانان عادل و آزاد (غیر برده) باشند. امام (علیه السلام) ادامه داد: باید برای دفاع از امانت‌هایشان و اموالشان شهادت دهند و (در این شهادت‌دادن) باید طبق آداب الهی و توصیه‌ی خداوند عمل کنند که در این صورت در این دو نفر (شاهد) نفع و برکت موجود است و با نظر آن دو شاهد مخالفت نکنید که پشیمانی نصیبتان می‌شود ... و در مورد آیه‌ی فَإِنْ لَمْ یَکُونا رَجُلَیْنِ فَرَجُلٌ وَ امْرَأَتانِ، فرمود: درباره‌ی این کلام خداوند که می‌فرماید اگر دو مرد برای شهادت یافت نشد، یک مرد و دو زن کافی است، دو زن، در مقام شهادت، جایگزین یک مرد هستند و به خدا قسم اگر دو مرد برای شهادت حاضر شوند و یا یک مرد و دو زن حاضر شوند و شهادت بدهند، شهادت آنان پذیرفته‌می‌شود. وقتی ما (علی (علیه السلام) و اصحاب) همراه پیامبر (صلی الله علیه و آله) بودیم و ایشان آیه‌ی: وَ اسْتَشْهِدُوا شَهِیدَیْنِ مِنْ رِجالِکُمْ را برای ما یادآوری می‌کرد، فرمود: «منظور، افراد آزاد است نه افراد بنده؛ که خداوند بندگان را به‌وسیله‌ی مشغول‌کردنشان به خدمت‌کردن به اربابانشان، از اینکه شهادت دهند یا برای شهادت‌دادن حاضر شوند، معاف کرده است. همچنین از شرایط فرد شهادت‌دهنده آن است که مسلمان باشد. خداوند مسلمانان عادل را با این حکم که شهادتشان مورد قبول واقع می‌شود مورد کرامت و شرافت قرارداده است و این شرافت در دنیا همراه آن‌هاست تا به قیامت برسند». در این هنگام، زنی نزد پیامبرخدا (صلی الله علیه و آله) آمد و در مقابل ایشان ایستاد و گفت: «ای رسول‌خدا (صلی الله علیه و آله) پدر و مادرم به فدای شما! من به نمایندگی از زنان خدمت شما رسیدم و تمام زنانی که سؤال مرا از شما دارند (از شنیدن جواب آن) مسرور خواهندشد. ای رسول‌خدا (صلی الله علیه و آله) خداوند عزّوجلّ، پروردگار خالق و روزی‌دهنده‌ی همه‌ی مردان و همه‌ی زنان است و آدم (علیه السلام) پدر همه‌ی مردان و زنان و حوّا (سلام الله علیها) مادر همه‌ی مردان و زنان است و شما رسول‌خدا (صلی الله علیه و آله)، برای همه‌ی مردان و زنان هستی؛ [با این تساوی] چرا در حکم شهادت‌دادن و در حکم ارث، دو زن برابر یک مرد است»؟ پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: «ای زن! این حکم خداوند عادل و حکیم است که نه به کسی ستم می‌کند و نه حقّ کسی را ضایع می‌کند و نه ظلم می‌کند؛ خداوند از اینکه شما را از این حق منع کرده، سودی نمی‌برد. او کارهای خود را بر اساس علم خود تدبیر می‌کند. ای زن! دلیل این حکم آن است که شما در دین و عقل، ناقص هستید». زن پرسید: «ای رسول‌خدا (صلی الله علیه و آله)، نقصان دین ما چیست»؟ فرمود: «هر زنی از شما، نصف عمر خود را به دلیل حائض‌بودن از عبادت دست برمی‌دارد و برای خداوند نماز نمی‌خواند. شما زنان بسیار لعن و نفرین می‌کنید و نسبت‌های خانوادگی را منکر می‌شوید. یک زن از گروه شما، بیش از ده سال یا بیشتر با یک مرد زندگی می‌کند و آن مرد با او به خوبی رفتار می‌کند و به او روزی می‌دهد امّا اگر یک روز دستش تنگ شود یا [به هر دلیلی] با آن زن دعوایی بکند، زن می‌گوید: «من اصلاً از تو خیری ندیده‌ام». اگر زنی نیز باشد که اخلاقش این‌چنین نباشد، در برابر سختی‌هایی که به‌خاطر این نقصان به او می‌رسد و او نیز صبر می‌کند، در درگاه خداوند ثوابش زیاد می‌شود و من این بشارت را به او می‌دهم. هیچ مرد بدی نیست مگر آنکه زن بد، از او بدتر است و هیچ زن خوب و صالحی نیست مگر آنکه مردی از او برتر است و قطعاً هیچ زن و مردی مساوی نیستند مگر آنکه خداوند آن‌ها را مساوی قرار داده‌باشد که فقط شامل تساوی فاطمه (سلام الله علیها) با علی (علیه السلام) است و خداوند فاطمه (سلام الله علیها) را در رتبه، به علی (علیه السلام) ملحق کرده است و او، زنی است که از همه‌ی مردان عالم برتر است». [امام (علیه السلام) در ادامه‌ی تفسیر آیه فرمودند]: أَنْ تَضِلَّ إِحْداهُما فَتُذَکِّرَ إِحْداهُمَا الْأُخْری. امیرالمؤمنین (علیه السلام) درباره‌ی این کلام خداوند که می‌فرماید اگر یکی از آن دو به خطا رفت، شاهد دیگر آن را یادآوری کند، فرمود: «وقتی یکی از دو شاهد به خطا رفت و شهادت را فراموش کرد، دیگری آن را یادآوری کند و هر دو بر ادای شهادت [صحیح] پایداری کنند [و کنار نکشند]. خداوند شهادت دو زن را به این خاطر برابر شهادت یک مرد قرار داده که عقل و دین زنان ناقص است». سپس فرمود: «ای گروه زنان! شما از لحاظ عقلی، ناقص خلق شده‌اید. پس به‌خاطر اینکه در شهادت‌دادن، به غلط و اشتباه نیفتید، از شهادت‌دادن دوری کنید. خداوند ثواب زنان و مردانی را که با کمال دقّت سعی می‌کنند تا حقیقت را [بدون خطا] بیان کنند، بسیار بزرگ داشته است. من از رسول‌خدا (صلی الله علیه و آله) شنیدم که می‌فرمود: «هیچ دو زنی نیستند که از شهادت‌دادن إبا کنند امّا یکی از آن دو به دیگری یادآوری کند [و موجب شود] که حق را برپا دارند و از باطل جلوگیری کنند مگر آنکه خداوند [در ثواب این کار آنان]، آن دو را روز قیامت در حالی‌که ثوابشان را بزرگ داشته، محشور کند و دائماً نعمت‌ها را برآنان ببارد و فرشتگان را از اطاعت‌های آن دو در دنیا مطّلع می‌کند تا آنکه در بهشت جاودانه شوند و از این گروه زنان، بعضی هستند که در روز قیامت وارد صحرای محشر می‌شوند و قبل از آنکه نامه‌ی اعمالشان به آنان داده‌شود می‌بینند که گناهانشان آن‌ها را احاطه کرده و می‌بینند که کارهای نیکشان اندک است. به این زن گفته می‌شود: «ای بنده‌ی خدا! این‌ها گناهان توست؛ پس کارهای خوب تو کجاست»؟ زن می‌گوید: «کارهای خوبم را به یاد نمی‌آورم». در این هنگام خداوند به [همان] ملائکه‌ای که اعمال او را ثبت کرده‌اند می‌فرماید: «کارهای خوب و نیکوی او را به او یادآور شوید»! و آن‌ها نیز کارهای خوبش را به او یادآور می‌شوند. فرشته‌ای که در سمت راست اوست به فرشته‌ای که در سمت چپ اوست، می‌گوید: «آیا فلان کار خیر او را به یاد نمی‌آوری»؟ او می‌گوید: «آری به یاد می‌آورم امّا فلان کارهای بد او را نیز به یاد می‌آورم و یک‌به‌یک آن‌ها را برمی‌شمارد». فرشته‌ای که در سمت راست زن است می‌گوید: «نه به خاطر نمی‌آورم». او دوباره می‌گوید: «آیا به یاد نمی‌آوری که او و همراهش برای شهادتی حاضر شدند تا جلوی یک بدی را بگیرند و آن دو حاضر شدند و شهادت دادند و در این کار، از سرزنش هیچ سرزنش‌گری، به‌خاطر انجام فرمان خدا نترسیدند»؟ او جواب می‌دهد: «آری به یاد دارم». پس فرشته‌ی سمت راست به فرشته‌ی سمت چپ می‌گوید: «این شهادت آن دو نفر، در حکم توبه‌ایست که تمام گناهان گذشته‌ی آن دو را پاک می‌کند». سپس نامه‌ی اعمال آن دو زن را از سمت راست به آن دو می‌دهند. مشاهده می‌کنند که تمام خوبی‌ها و بدی‌هایشان در آن مکتوب است و در آخر نامه اعمالشان نوشته شده که: «ای بنده‌ی من! تو برای احقاق حقّ ضعیفی در برابر افرادی که برحق نبودند، شهادت دادی و در این کار از سرزنش‌کنندگان نترسیدی. این کار تو کفّاره‌ای برای گناهان گذشته است و محوکننده‌ای برای خطاهایت محسوب می‌شود».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۴۱۲ بحارالأنوار، ج۱۰۱، ص۳۰۴ / الإمام العسکری، ص۶۵۶؛ فیه: «و قوله عزوجل ... و امرأتان» و «لا ینقصه ما بذل لکن» محذوفان/ وسایل الشیعه، ج۲۷، ص۲۷۲؛ فیه: «بتفاوت»

11 (بقره/282)

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- شَهَادَهًُْ الْعَبْدِ لِغَیْرِ مَوَالِیهِ جَائِزَهًٌْ إِذَا کَانَ عَدْلًا قَالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ وَ اسْتَشْهِدُوا شَهِیدَیْنِ مِنْ رِجالِکُمْ فَالْعَبْدُ مِنَ الرِّجَالِ.

امام علی (علیه السلام) شهادت برده، چنانچه عادلانه باشد جز برای صاحبش صحیح است. [زیرا] خداوند فرمود: وَ اسْتَشْهِدُوا شَهِیدَیْنِ مِنْ رِجالِکُمْ پس بنده و برده هم ازجمله‌ی مردان هستند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۴۱۴ مستدرک الوسایل، ج۱۷، ص۴۲۳/ دعایم الإسلام، ج۲، ص۵۱۰

12 (بقره/282)

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- عَن أمیرالمُؤمنین (علیه السلام) قال: کُنَّا عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ هُوَ یُذَاکِرُنَا بِقَوْلِهِ تَعَالَی وَ اسْتَشْهِدُوا شَهِیدَیْنِ مِنْ رِجالِکُمْ قَالَ: أَحْرَارُکُمْ دُونَ عَبِیدِکُمْ فَإِنَّ اللَّهَ شَغَلَ الْعَبِیدَ بِخِدْمَهًِْ مَوَالِیهِمْ عَنْ تَحَمُّلِ الشَّهَادَاتِ وَ عَنْ أَدَائِهَا.

پیامبر (صلی الله علیه و آله) امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود: که نزد رسول‌خدا (صلی الله علیه و آله) بودیم و ایشان سخن خداوند: وَ اسْتَشْهِدُوا شَهِیدَیْنِ مِنْ رِجالِکُمْ را برای ما یادآوری می‌کردند. رسول‌خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: «منظور، افراد آزاده‌ی میان شما هستند نه بردگانتان. خداوند، بردگان را به خدمت صاحبانشان مشغول نموده است نه برای شاهدشدن و شهادت‌دادن».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۴۱۶ وسایل الشیعه، ج۲۷، ص۳۵۰

13 (بقره/282)

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- قَالَ أَمِیرُ‌الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) مِمَّنْ تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَداءِ مِمَّنْ تَرْضَوْنَ دِینَهُ وَ أَمَانَتَهُ وَ صَلَاحَهُ وَ عِفَّتَهُ وَ تَیَقُّظَهُ فِیمَا یَشْهَدُ بِهِ وَ تَحْصِیلَهُ وَ تَمْیِیزَهُ فَمَا کُلُّ صَالِحٍ مُمَیِّزاً وَ لَا مُحَصِّلًا وَ لَا کُلُّ مُحَصِّلٍ مُمَیِّزٍ صَالِحٌ، وَ إِنَّ مِنْ عِبَادِ اللَّهِ لَمَنْ هُوَ أَهْلُ {الْجَنَّهًِْ} لِصَلَاحِهِ وَ عِفَّتِهِ لَوْ شَهِدَ لَمْ تُقْبَلْ شَهَادَتُهُ لِقِلَّهًِْ تَمْیِیزِهِ. فَإِذَا کَانَ صَالِحاً عَفِیفاً، مُمَیِّزاً مُحَصِّلًا، مُجَانِباً لِلْمَعْصِیَهًِْ وَ الْهَوَی وَ الْمَیْلِ وَ التَّحَامُلِ فَذَلِکُمُ الرَّجُلُ الْفَاضِلُ، فَبِهِ فَتَمَسَّکُوا، وَ بِهُدَاهُ فَاقْتَدُوا، وَ إِنِ انْقَطَعَ عَنْکُمُ الْمَطَرُ فَاسْتَمْطِرُوا بِهِ، وَ إِنِ امْتَنَعَ عَلَیْکُمُ النَّبَاتُ فَاسْتَخْرِجُوا بِهِ النَّبَاتَ، وَ إِنْ تَعَذَّرَ عَلَیْکُمُ الرِّزْقَ فَاسْتَدِرُّوا بِهِ الرِّزْقَ، فَإِنَّ ذَلِکَ مِمَّنْ لَا یَخِیبُ طَلَبُهُ، وَ لَا تُرَدُّ مَسْأَلَتُهُ. وَ قَالَ: کَانَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) یَحْکُمُ بَیْنَ النَّاسِ بِالْبَیِّنَاتِ وَ الْأَیْمَانِ فِی الدَّعَاوِی، فَکَثُرَتِ الْمُطَالَبَاتُ وَ الْمَظَالِمُ. فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله): یَا أَیُّهَا النَّاسُ! إِنَّما أَنَا بَشَرٌ وَ أَنْتُمْ تَخْتَصِمُونَ، وَ لَعَلَّ بَعْضَکُمْ یَکُونُ أَلْحَنَ بِحُجَّتِهِ {مِنْ بَعْضٍ} وَ إِنَّمَا أَقْضِی عَلَی نَحْوِ مَا أَسْمَع مِنْهُ، فَمَنْ قَضَیْتُ لَهُ مِنْ حَقِ أَخِیهِ بِشَیْءٍ فَلَا یَأْخُذَنَّهُ، فَإِنَّمَا أَقْطَعُ لَهُ قِطْعَهًًْ مِنَ النَّارِ.

امام علی (علیه السلام) آیه‌ی: مِمَّنْ تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَداءِ یعنی شاهدی که از دینش، امانت داری‌اش، درستکاری‌اش، صالح‌بودنش، عفیف و پاک‌بودنش و به‌هوش‌بودن و آگاه‌بودن نسبت به چیزی که می‌خواهد در آن مورد شهادت بدهد و قدرت عقل او و قدرت تمیزدادن او اطلاع داشتید، چنین شاهدی جزء افرادی است که به شهادت او راضی هستید[ولو به ضرر شما باشد]. زیرا هر انسان درستکاری لزوماً قدرت تمیز و قدرت عقل ندارد و هر فرد عاقلی لزوماً قدرت عقل ندارد و هر فرد عاقلی لزوماً قدرت تمیز و صلاحیّت ندارد. چه بسا بنده‌ای از بندگان خدا باشد که به‌خاطر درستکاری، صالح‌بودن و عفّتش، اهل بهشت باشد امّا به‌خاطر کم‌بودن قدرت تمیزش، شهادتش پذیرفته نمی‌شود. پس اگر شاهد شما صالح، عفیف، ممیّز، عاقل و کناره‌گیر از گناه و تبعیّت هوای نفس و خواهش‌های درونی و ظلم و ستم باشد، این مرد فاضل را حتماً دریابید [و از دست ندهید]؛ او را رهبر کنید و به هدایت او اقتدا کنید؛ اگر [خشکسالی شد] و باران قطع شده‌بود، از او بخواهید طلب باران کند؛ اگر گیاهانتان رشد نمی‌کنند از او بخواهید دعا کند تا گیاهانتان رشد کنند؛ اگر رزق و روزی‌تان سخت شده، از او بخواهید که [دعا کند تا] روزی‌تان برقرار شود که این فرد کسی است که از خواسته و دعایش [به درگاه خدا] مأیوس نخواهدشد و خواسته‌اش بی‌جواب نخواهدماند. پیامبرخدا (صلی الله علیه و آله)! همواره براساس دلایل، شواهد و قسم‌های [دو طرف دعوی] بین مردم قضاوت می‌کرد، تا آنکه دعاوی و درخواست رسیدگی به ظلم‌ها زیاد شد. پس پیامبرخدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: ای مردم! من یک انسان هستم و شما نیز با یکدیگر دعوا دارید [و برای رفع آن پیش من می‌آیید] چه بسا که بعضی از شما در بیان دلیل و شاهد خود [در هنگام قضاوت] چرب‌زبان‌تر از طرف مقابلش باشد و من نیز براساس آنچه می‌شنوم حکم می‌کنم. [امّا در هر صورت باید در برابر حکم‌های صادر شده مطیع باشید و] اگر کسی حکمی که من [به نفع او و به ضرر برادر دینی‌اش] حتّی بر علیه برادرش صادر کرده‌ام را نپذیرد و حقّش را از او نگیرد، من قطعه‌ای از جهنّم را برای او آماده می‌بینم».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۴۱۶ الإمام العسکری، ص۶۷۲/ وسایل الشیعه، ج۲۷، ص۳۹۹؛ فیه: «و ان من عباد ...» محذوفٌ

14 (بقره/282)

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- فَمَعْنَی الضَّلَالَهًِْ عَلَی وُجُوهٍ فَمِنْهُ مَا هُوَ مَحْمُودٌ وَ مِنْهُ مَا هُوَ مَذْمُومٌ وَ مِنْهُ مَا لَیْسَ بِمَحْمُودٍ وَ لَا مَذْمُومٍ وَ مِنْهُ ضَلَالُ النِّسْیَانِ ... وَ أَمَّا الضَّلَالُ الَّذِی هُوَ النِّسْیَانُ فَهُوَ قَوْلُهُ تَعَالَی وَ اسْتَشْهِدُوا شَهِیدَیْنِ مِنْ رِجالِکُمْ فَإِنْ لَمْ یَکُونا رَجُلَیْنِ فَرَجُلٌ وَ امْرَأَتانِ مِمَّنْ تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَداءِ أَنْ تَضِلَّ إِحْداهُما فَتُذَکِّرَ إِحْداهُمَا الْأُخْری.

امام علی (علیه السلام) گمراهی بر چند قسم است: گمراهی پسندیده، گمراهی ناپسند و گمراهی‌ای که نه نیکو و نه ناپسند است و آن گمراهی فراموشی است ... و امّا گمراهی‌ای که در اثر فراموشی به‌وجود می‌آید در این سخن خداوند است: وَ اسْتَشْهِدُوا شَهِیدَیْنِ مِنْ رِجالِکُمْ فَإِنْ لَمْ یَکُونا رَجُلَیْنِ فَرَجُلٌ وَ امْرَأَتانِ مِمَّنْ تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَداءِ أَنْ تَضِلَّ إِحْداهُما فَتُذَکِّرَ إِحْداهُمَا الْأُخْری

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۴۱۶ بحارالأنوار، ج۹۰، ص۱۲/ بحارالأنوار، ج۵، ص۲۰۸؛ فیه: «و استشهدوا ... من الشهداأ» محذوفٌ

15 (بقره/282)

الرّضا (علیه السلام)- لَا تَجُوزُ شَهَادَهًٌْ عَلَی شَهَادَهًٍْ فِی الْحُدُودِ وَ لَا یَجُوزُ شَهَادَهًُْ الرَّجُلِ لِشَرِیکِهِ إِلَّا فِیمَا لَا یَعُودُ نَفْعُهُ عَلَیْهِ فَإِذَا شَهِدَ رَجُلٌ عَلَی شَهَادَهًِْ رَجُلٍ فَإِنَّ شَهَادَتَهُ تُقْبَلُ وَ هِیَ نِصْفُ شَهَادَهًٍْ وَ إِذَا شَهِدَ رَجُلَانِ عَلَی شَهَادَهًِْ رَجُلٍ فَقَدْ ثَبَتَ شَهَادَهًُْ رَجُلٍ وَاحِدٍ فَإِنْ کَانَ الَّذِی شَهِدَ عَلَیْهِ مَعَهُ فِی مِصْرِهِ وَ لَوْ أَنَّهُمَا حَضَرَا فَشَهِدَ أَحَدُهُمَا عَلَی شَهَادَهًِْ الْآخَرِ وَ أَنْکَرَ صَاحِبُهُ أَنْ یَکُونَ أَشْهَدَهُ عَلَی شَهَادَتِهِ فَإِنَّهُ یُقْبَلُ قَوْلُ أَعْدَلِهِمَا.

امام رضا (علیه السلام) شهادت بر علیه شهادتی که در حدود [احکام حدّ شرعی] داده شده، جایز نیست. و شهادت فردی برای شریکش (به نفع او) تنها در صورتی صحیح است که از آن منتفع نشود. چنانچه مردی به نفع شریکی گواهی دهد [و خودش نفعی نمی‌برد]، شهادت او درحالی‌که نیمی از شهادت محسوب می‌شود (یک شهادت کامل به حساب نمی‌آید). پذیرفته است و اگر دو مرد به نفع یک مرد گواه شدند، شهادت آن مرد ثبت [و کامل] می‌شود و چنانچه کسی که برایش گواهی داد همراه او در شهرش (همشهری او باشد) باشد هرچند که آن دو حاضرباشند (درسفر نباشند)، و یکی از آن دو نفر خلاف شهادت دیگری گواهی دهد و شهادت همراه خود را که بر خلاف شهادت خود باشد انکار کند، در این صورت گفته‌ی کسی‌که عادل‌تر است، پذیرفته است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۴۱۶ بحارالأنوار، ج۱۰۱، ص۳۰۳ / فقه الرضا (ص۲۶۰؛ فیه: «لا تجوز ... نفعه علیه» محذوفٌ

16 (بقره/282)

الرّضا (علیه السلام)- وَ إِذَا أُتِیَ الرَّجُلَ بِکِتَابٍ فِیهِ خَطُّهُ وَ عَلَامَتُهُ وَ لَمْ یَذْکُرِ الشَّهَادَهًَْ فَلَا یَشْهَدْ لِأَنَّ الْخَطَّ یَتَشَابَهُ إِلَّا أَنْ یَکُونَ صَاحِبُهُ ثِقَهًًْ وَ مَعَهُ شَاهِدٌ آخَرُ ثِقَهًٌْ فَیَشْهَدُ لَهُ حِینَئِذٍ وَ إِذَا ادَّعَی رَجُلٌ عَلَی رَجُلٍ عَقَاراً أَوْ حَیَوَاناً أَوْ غَیْرَهُ وَ أَقَامَ بِذَلِکَ بَیِّنَهًًْ وَ أَقَامَ الَّذِی فِی یَدِهِ شَاهِدَیْنِ فَإِنَّ الْحُکْمَ فِیهِ أَنْ یَخْرُجَ الشَّیْءُ مِنْ یَدِ مَالِکِهِ إِلَی الْمُدَّعِی لِأَنَّ الْبَیِّنَهًَْ عَلَیْهِ فَإِنْ لَمْ یَکُنِ الْمِلْکُ فِی یَدِ أَحَدٍ وَ ادَّعَی فِیهِ الْخَصْمَانِ جَمِیعاً فَکُلُّ مَنْ أَقَامَ عَلَیْهِ شَاهِدَیْنِ فَهُوَ أَحَقُّ بِهِ فَإِنْ أَقَامَ کُلُّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا شَاهِدَیْنِ فَإِنَّ أَحَقَّ الْمُدَّعِیَیْنِ مَنْ عُدِّلَ شَاهِدَاهُ فَإِنِ اسْتَوَی الشُّهُودُ فِی الْعَدَالَهًِْ فَأَکْثَرُهُمْ شُهُوداً یَحْلِفُ بِاللَّهِ وَ یُدْفَعُ إِلَیْهِ الشَّیْءُ وَ کُلَّمَا لَا یَتَهَیَّأُ فِیهِ الْإِشْهَادُ عَلَیْهِ فَإِنَّ الْحَقَّ فِیهِ أَنْ یُسْتَعْمَلَ فِیهِ الْقُرْعَهًُْ.

امام رضا (علیه السلام) اگر مردی نوشته‌ای بیاورد که در آن خط و امضاء او باشد ولی شهادت‌دادن را ذکر نکرده‌باشد، گواه [و سند] محسوب نمی‌شود چراکه خط، شبیه‌سازی می‌شود مگر آنکه صاحب آن، مورد اطمینان بوده و همراه او شاهد مطمئن دیگری باشد که در آن موقع برای او شهادت دهد. و اگر مردی در برابر مرد دیگری مدّعی مِلک یا حیوان یا غیر آن شد و [بر ادّعای خود] دلیل آورد و آن کسی‌که آن مال را در دست دارد، [برای اثبات مالکیّتش] دو شاهد آورد، حکم در اینجا آن است که آن چیز را از دست مالک گرفته و به جهت وجود دلیل مکتوب به مدّعی بدهند. و اگر مال در دست کسی نبود و دو نفر باهم بر مالکیّت آن ادّعا کردند، حق با آن کسی‌که دو شاهد بیاورد و چنانچه هر دو مدّعی دو شاهد آوردند، حق با کسی است که شاهدش عادل‌تر باشد. اگر عدالت شهود به یک اندازه است، پس شهودی که به خداوند سوگند خورد، بر شهادتش افزون کرده و آن چیز را به او می‌دهند. و حق، در مورد چیزهایی که شاهد بر آن‌ها مهیّا نشود، آن است که از قرعه استفاده شود.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۴۱۸ فقه الرضا (ص۲۶۰

17 (بقره/282)

الصّادق (علیه السلام)- عَن دَاوُد بن حَصین عَن أَبی عَبدالله (علیه السلام) قال: کَانَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) یُجِیزُ شَهَادَهًَْ امْرَأَتَیْنِ فِی النِّکَاحِ عِنْدَ الْإِنْکَارِ وَ لَا یُجِیزُ فِی الطَّلَاقِ إِلَّا شَاهِدَیْنِ عَدْلَیْنِ قُلْتُ: فَأَنَّی ذِکْرُ اللَّهِ تَعَالَی وَ قَوْلُهُ فَرَجُلٌ وَ امْرَأَتانِ؟ فَقَالَ: ذَلِکَ فِی الدَّیْنِ إِذَا لَمْ یَکُنْ رَجُلَانِ فَرَجُلٌ وَ امْرَأَتَانِ وَ رَجُلٌ وَاحِدٌ وَ یَمِینُ الْمُدَّعِی إِذَا لَمْ تَکُنِ امْرَأَتَانِ قَضَی بِذَلِکَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) بَعْدَهُ عِنْدَکُمْ.

امام صادق (علیه السلام) داودبن‌حصین گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: امیرالمؤمنین (علیه السلام) در زمان انکار نکاح (اینکه شهادت دهند، این دو زن و شوهر نیستند)، شهادت دو زن را و در طلاق تنها شهادت دو مرد عادل را صحیح می‌دانست. گفتم: «پس سخن خداوند: فَرَجُلٌ وَ امْرَأَتانِ چه می‌شود»؟ امام (علیه السلام) افزود: آن، درباره‌ی معاملاتی است که در آن دو مرد شاهد نباشند، یک مرد و دو زن و در صورت نبودن دو زن، شهادت یک مرد و قسم‌خوردن شخص مدّعی کافی است. رسول‌خدا (صلی الله علیه و آله) و پس از ایشان امیرالمؤمنین (علیه السلام) نزد شما آن‌گونه قضاوت کردند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۴۱۸ تهذیب الأحکام، ج۶، ص۲۸۱/ وسایل الشیعه، ج۲۷، ص۳۶۰/ نورالثقلین/ البرهان/ الإستبصار، ج۳، ص۲۶

18 (بقره/282)

الصّادق (علیه السلام)- سَأَلَ جَعفَرُ‌بنُ‌مُحَمَّدٍ (علیه السلام) عَنْ شَاهِدٍ وَاحِدٍ وَ الْیَمِینِ. فَقَالَ: تُقْبَلُ شَهَادَهًُْ وَاحِدٍ وَ یُحْلَفُ مَعَ ذَلِکَ صَاحِبُ الدَّیْنِ وَ یُقْضَی لَهُ بِهِ. فَقَالَ أَبُوحَنِیفَهًَْ کَلَامُ اللَّهِ وَ اسْتَشْهِدُوا شَهِیدَیْنِ مِنْ رِجالِکُمْ وَ فَرَجُلٌ وَ امْرَأَتانِ فَقَالَ (علیه السلام): وَ هَلْ فِیهِ أَنَّهُ لَا یَجُوزُ الْیَمِینُ مَعَ شَاهِدٍ وَاحِدٍ فَانْقَطَعَ ثُمَّ قَالَ (علیه السلام): وَ أَنْتَ تُحِیرُ الْحُکْمَ فِیمَا هُوَ أَعْظَمُ مِنْهُ بِرَجُلٍ وَاحِدٍ فَقَطْ إِذَا عَرَفَ مَنْ یُشْهِدُ شُهُوداً عَلَی نَفْسِهِ وَ هُمْ لَا یَعْرِفُونَهُ فَلَمْ یُحِرِ جَوَابا.

امام صادق (علیه السلام) أبوحنیفه از امام صادق (علیه السلام) درباره‌ی یک شاهد و قسم‌خوردن یک نفر [در دادگاه] سؤال کرد. حضرت فرمود: «شهادت یک شاهد، به همراه سوگندی که صاحب دِین [و امانت] یاد می‌کند، پذیرفته شده و به نفع او حکم می‌شود». پس ابوحنفیه کلام خداوند: وَ اسْتَشْهِدُوا شَهِیدَیْنِ مِنْ رِجالِکُمْ و فَرَجُلٌ وَ امْرَأَتانِ را بیان کرد. حضرت فرمود: «آیا از این آیه فهمیده می‌شود که خداوند سوگند را به همراه یک شاهد صحیح نمی‌داند»؟ پس [ابوحنیفه] ساکت شد. سپس حضرت فرمود: «آیا تو از حکمی تعجّب می‌کنی که چه بسا از سوگند یک مرد عظیم‌تر است؟ آن هم درحالی‌که او [خدایی] را که بر خود گواه می‌گیرد بشناسد، درحالی‌که آنها (دو طرف دعوا در دادگاه) او را نمی‌شناسند (یعنی به عظمت خدایی که به او قسم می‌خورد واقف باشد)؟ پس او جوابی نداد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۴۱۸ فقه القرآن، ج۱، ص۴۰۰

19 (بقره/282)

الصّادق (علیه السلام)- جَعَلَ الطَّلَاقَ فِی النِّسَاءِ الْمُزَوَّجَاتِ لِعِلَّهًِْ النِّسَاءِ غَیْرَ جَائِزٍ إِلَّا بِشَاهِدَیْنِ ذَوَیْ عَدْلٍ مِنَ الْمُسْلِمِینَ وَ قَالَ فِی سَائِرِ الشَّهَادَاتِ عَلَی الدِّمَاءِ وَ الْفُرُوجِ وَ الْأَمْوَالِ وَ الْأَمْلَاکِ وَ اسْتَشْهِدُوا شَهِیدَیْنِ مِنْ رِجالِکُمْ فَإِنْ لَمْ یَکُونا رَجُلَیْنِ فَرَجُلٌ وَ امْرَأَتانِ مِمَّنْ تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَداءِ.

امام صادق (علیه السلام) امام صادق (علیه السلام) طلاق زنان را به‌سبب بیماری زنان صحیح نمی‌دانست مگر آنکه دو مسلمان عادل بر آن شاهد باشند و در مورد دیگر شهادت‌هایی که بر خون، فرج، مال و ملک داده‌می‌شود، فرمود: وَ اسْتَشْهِدُوا شَهِیدَیْنِ مِنْ رِجالِکُمْ فَإِنْ لَمْ یَکُونا رَجُلَیْنِ فَرَجُلٌ وَ امْرَأَتانِ مِمَّنْ تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَداءِ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۴۲۰ مستدرک الوسایل، ج۱۵، ص۲۹۰

20 (بقره/282)

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- فَإِنْ لَمْ یَکُونا رَجُلَیْنِ فَرَجُلٌ وَ امْرَأَتانِ مِمَّنْ تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَداءِ أَنْ تَضِلَّ إِحْداهُما فَتُذَکِّرَ إِحْداهُمَا الْأُخْری یَعْنِی إِنْ تَنْسَی إِحْدَاهُمَا فَتُذَکِّرَ إِحْدَاهُمَا الْأُخْرَی.

علی‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه) فَإِنْ لَمْ یَکُونا رَجُلَیْنِ فَرَجُلٌ وَ امْرَأَتانِ مِمَّنْ تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَداءِ أَنْ تَضِلَّ إِحْداهُما فَتُذَکِّرَ إِحْداهُمَا الْأُخْری؛ یعنی چنانچه یکی از آن‌ها (شاهدان) فراموش کرد، دیگری او را متذکّر شود.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۴۲۰ مستدرک الوسایل، ج۱۷، ص۴۲۱/ القمی، ج۱، ص۹۴

21 (بقره/282)

الرّضا (علیه السلام)- وَ إِذَا دُعِیَ رَجُلٌ لِیَشْهَدَ عَلَی رَجُلٍ فَلَیْسَ لَهُ أَنْ یَمْتَنِعَ مِنَ الشَّهَادَهًِْ عَلَیْهِ مِنْ قَوْلِهِ وَ لا یَأْبَ الشُّهَداءُ إِذا ما دُعُوا فَإِذَا أَرَادَ صَاحِبُهُ أَنْ یَشْهَدَ لَهُ بِمَا أُشْهِدَ فَلَا یَمْتَنِعُ لِقَوْلِهِ وَ مَنْ یَکْتُمْها فَإِنَّهُ آثِمٌ قَلْبُهُ.

امام رضا (علیه السلام) اگر کسی برای شهادت در مورد شخصی فراخوانده‌شد، نمی‌تواند از شهادت‌دادن درباره‌ی او خودداری کند. خداوند متعال فرمود: وَ لا یَأْبَ الشُّهَداءُ إِذا ما دُعُوا پس اگر دوستش از وی خواست در مورد چیزی که شاهد آن بوده شهادت بدهد، نباید امتناع کند؛ به‌خاطر این کلام خداوند: وَ مَنْ یَکْتُمْها فَإِنَّهُ آثِمٌ قَلْبُهُ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۴۲۰ بحارالأنوار، ج۱۰۱، ص۳۰۳/ مستدرک الوسایل، ج۱۷، ص۴۱۰؛ فیه: «اذا ما دعوا ...» محذوفٌ/ مستدرک الوسایل، ج۱۷، ص۴۱۰؛ فیه: «و اذا دعی ... إذا ما دعوا» محذوفٌ/ فقه الرضا (ص۲۶۰

22 (بقره/282)

الصّادق (علیه السلام)- وَ لا یَأْبَ الشُّهَداءُ إِذا ما دُعُوا قَالَ: نَزَلَتْ فِیمَنْ إِذَا دُعِیَ لِسَمَاعِ الشَّهَادَهًِْ أَبَی وَ نَزَلَتْ فِیمَنِ امْتَنَعَ عَنْ أَدَاءِ الشَّهَادَهًِْ إِذَا کَانَتْ عِنْدَهُ وَ لا تَکْتُمُوا الشَّهادَةَ وَ مَنْ یَکْتُمْها فَإِنَّهُ آثِمٌ قَلْبُهُ یَعْنِی کَافِرٌ قَلْبُهُ.

امام صادق (علیه السلام) وَ لا یَأْبَ الشُّهَداءُ إِذا ما دُعُوا درباره‌ی کسی نازل شده است که هنگامی‌که از او برای شنیدن شهادت دیگران دعوت می‌شود از حاضرشدن خودداری می‌ورزد و همچنین درباره‌ی کسی نازل شد که شاهد چیزی بوده است از شهادت‌دادن خودداری می‌کند. وَ لا تَکْتُمُوا الشَّهادَةَ وَ مَنْ یَکْتُمْها فَإِنَّهُ آثِمٌ قَلْبُهُ؛ یعنی قلبش کفر می‌ورزد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۴۲۰ بحارالأنوار، ج۱۰۱، ص۳۱۳/ الإمام العسکری، ص۶۷۶/ وسایل الشیعه، ج۲۷، ص۳۱۴

23 (بقره/282)

الصّادق (علیه السلام)- فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ وَ لا یَأْبَ الشُّهَداءُ إِذا ما دُعُوا فَقَالَ: لَا یَنْبَغِی لِأَحَدٍ إِذَا دُعِیَ إِلَی شَهَادَهًٍْ یَشْهَدُ عَلَیْهَا أَنْ یَقُولَ لَا أَشْهَدُ لَکُمْ وَ ذَلِکَ قَبْلَ الْکِتَابِ.

امام صادق (علیه السلام) وَلاَ یأْبَ الشُّهدَاء إِذَا مَا دُعُواْ [یعنی] شایسته نیست کسی‌که برای شهادت‌دادن از او درخواست می‌شود، بگوید: «برای شما شهادت نمی‌دهم». و این [شهادت‌خواستن] پیش از نوشتن [و وجود سند مکتوب] است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۴۲۰ الکافی، ج۷، ص۳۷۹/ تهذیب الأحکام، ج۶، ص۲۷۵/ وسایل الشیعه، ج۲۷، ص۳۱۰/ نورالثقلین/ البرهان

24 (بقره/282)

الصّادق (علیه السلام)- وَ لا یَأْبَ الشُّهَداءُ إِذا ما دُعُوا قَالَ: قَبْلَ الشَّهَادَهًِْ.

امام صادق (علیه السلام) وَ لا یَأْبَ الشُّهَداءُ إِذا ما دُعُوا مراد، قبل از شهادت‌دادن است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۴۲۰ الکافی، ج۷، ص۳۸۰/ بحارالأنوار، ج۱۰۱، ص۳۱۲/ العیاشی، ج۱، ص۱۵۶/ مستدرک الوسایل، ج۱۷، ص۴۱۰/ وسایل الشیعه، ج۲۷، ص۳۱۱/ نورالثقلین/ البرهان

25 (بقره/282)

الصّادق (علیه السلام)- فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ وَ لا یَأْبَ الشُّهَداءُ قَالَ: قَبْلَ الشَّهَادَهًِْ وَ قَوْلِهِ وَ مَنْ یَکْتُمْها فَإِنَّهُ آثِمٌ قَلْبُهُ قَالَ: بَعْدَ الشَّهَادَهًِْ.

امام صادق (علیه السلام) [درباره‌ی این سخن خداوند] وَ لا یَأْبَ الشُّهَداءُ إِذا ما دُعُوا مراد، قبل از شهادت‌دادن است و در این کلام خداوند: وَ مَنْ یَکْتُمْها فَإِنَّهُ آثِمٌ قَلْبُهُ مراد، بعد از شهادت‌دادن است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۴۲۰ وسایل الشیعه، ج۲۷، ص۳۰۹/ عوالی اللآلی، ج۲، ص۳۴۶/ البرهان

26 (بقره/282)

الکاظم (علیه السلام)- فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ وَ لا یَأْبَ الشُّهَداءُ إِذا ما دُعُوا فَقَالَ: إِذَا دَعَاکَ الرَّجُلُ لِتَشْهَدَ لَهُ عَلَی دَیْنٍ أَوْ حَقٍّ لَمْ یَنْبَغِ لَکَ أَنْ تَقَاعَسَ عَنْهُ.

امام کاظم (علیه السلام) وَلاَ یأْبَ الشُّهدَاء إِذَا مَا دُعُواْ [یعنی] اگر فردی از تو بخواهد تا برای دِین و حقّی، برایش شهادت دهی، نباید سستی کنی.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۴۲۲ تهذیب الأحکام، ج۶، ص۲۷۶/ بحارالأنوار، ج۱۰۱، ص۳۱۲/ العیاشی، ج۱، ص۱۵۶/ وسایل الشیعه، ج۲۷، ص۳۱۰/ مستدرک الوسایل، ج۱۷، ص۴۰۹/ نورالثقلین/ البرهان

27 (بقره/282)

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- أَیْ مَنْ کَانَ فِی عُنُقِهِ شَهَادَهًٌْ فَلَا یَأْبَ إِذَا دُعِیَ لِإِقَامَتِهَا وَ لْیُقِمْهَا وَ لْیَنْصَحْ فِیهَا وَ لَا یَأْخُذْهُ فِیهَا لَوْمَهًُْ لَائِمٍ وَ لْیَأْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَ لْیَنْهَ عَنِ الْمُنْکَرِ.

امام علی (علیه السلام) یعنی کسی‌که شهادت برعهده‌ی اوست زمانی که برای گواهی‌دادن فراخوانده‌شد، ابا نکند و شهادت دهد و در آن اخلاص داشته باشد و در شهادت به سرزنش سرزنش‌کنندگان توجّه ننماید و امر به معروف و نهی از منکر نماید.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۴۲۲ بحارالأنوار، ج۱۰۱، ص۳۱۳/ وسایل الشیعه، ج۲۷، ص۳۱۴/ الإمام العسکری، ص۶۷۶

28 (بقره/282)

الصّادق (علیه السلام)- لَا یَأْبَ الشَّاهِدُ أَنْ یُجِیبَ حِینَ یُدْعَی قَبْلَ الْکِتَابِ.

امام صادق (علیه السلام) گواهان قبل از وجود نوشته [و سند مکتوب]، دعوت به شهادت‌دادن را بی‌پاسخ نگذارند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۴۲۲ وسایل الشیعه، ج۲۷، ص۳۱۰/ نورالثقلین

29 (بقره/282)

الصّادق (علیه السلام)- وَ لا یَأْبَ الشُّهَداءُ إِذا ما دُعُوا فِی قَوْلِ اللَّهِ تَعَالَی وَ لا یَأْبَ الشُّهَداءُ إِذا ما دُعُوا قَالَ: حِینَ یُدْعَوْنَ قَبْلَ الْکِتَابِ لَا یَنْبَغِی لِأَحَدٍ أَنْ یَقُولَ إِذَا دُعِیَ إِلَی شَهَادَهًٍْ لَا أَشْهَدُ لَکُمْ وَ قَالَ: إِذَا دُعِیتَ إِلَی الشَّهَادَهًِْ فَأَجِبْ فَأَمَّا إِذَا أُشْهِدَ فَدُعِیتَ إِلَی أَدَاءِ الشَّهَادَهًِْ فَلَا یَحِلُّ لَک أَنْ تَتَخَلَّفَ عَنْ ذَلِکَ وَ ذَلِکَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ‌وَ‌جَل وَ لا تَکْتُمُوا الشَّهادَةَ وَ مَنْ یَکْتُمْها فَإِنَّهُ آثِمٌ قَلْبُهُ.

امام صادق (علیه السلام) وَ لا یَأْبَ الشُّهَداءُ إِذا ما دُعُوا [یعنی] برای کسی پسندیده‌نیست هنگامی‌که قبل از نوشتن [و وجود سند مکتوب] برای ادای شهادت دعوت می‌شود، بگوید: «به نفع شما شهادت نمی‌دهم». و چون برای ادای شهادت خوانده‌شدی، اجابت کن. و چنانچه شاهد چیزی بودی و برای ادای آن شهادت دعوت شدی، روی‌گرداندن از آن بر تو حلال نیست و این سخن خداوند [در این‌باره] است: وَ لا تَکْتُمُوا الشَّهادَةَ وَ مَنْ یَکْتُمْها فَإِنَّهُ آثِمٌ قَلْبُهُ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۴۲۲ دعایم الإسلام، ج۲، ص۵۱۶/ مستدرک الوسایل، ج۱۷، ص۴۱۱؛ فیه: «و لا یأب ... فأجب»محذوفٌ/ مستدرک الوسایل، ج۱۷، ص۴۱۰؛ فیه: «فأما إذا أشهد ...» محذوفٌ/ البرهان؛ فیه: «بالإختصار»