۞ إِذۡ تُصۡعِدُونَ وَلَا تَلۡوُۥنَ عَلَىٰٓ أَحَدࣲ وَٱلرَّسُولُ يَدۡعُوكُمۡ فِيٓ أُخۡرَىٰكُمۡ فَأَثَٰبَكُمۡ غَمَّۢا بِغَمࣲّ لِّكَيۡلَا تَحۡزَنُواْ عَلَىٰ مَا فَاتَكُمۡ وَلَا مَآ أَصَٰبَكُمۡۗ وَٱللَّهُ خَبِيرُۢ بِمَا تَعۡمَلُونَ
153
۞ إِذۡ تُصۡعِدُونَ وَلَا تَلۡوُۥنَ عَلَىٰٓ أَحَدࣲ وَٱلرَّسُولُ يَدۡعُوكُمۡ فِيٓ أُخۡرَىٰكُمۡ فَأَثَٰبَكُمۡ غَمَّۢا بِغَمࣲّ لِّكَيۡلَا تَحۡزَنُواْ عَلَىٰ مَا فَاتَكُمۡ وَلَا مَآ أَصَٰبَكُمۡۗ وَٱللَّهُ خَبِيرُۢ بِمَا تَعۡمَلُونَ
153
علیّبنإبراهیم (رحمة الله علیه)- فِی قَوْلِهِ إِذْ تُصْعِدُونَ وَلاتَلْوُونَ عَلی أَحَدٍ وَ الرَّسُولُ یَدْعُوکُمْ قَالَ فَلَمْ یَبْقَ مَعَهُ مِنَ النَّاسِ یَوْمَ أُحُدٍ غَیْرُ علیبنابیطالب (علیه السلام) وَ رَجُلٌ مِنَ الْأَنْصَار.
علیّبنابراهیم (رحمة الله علیه) إِذْ تُصْعِدُونَ وَ لا تَلْوُونَ عَلی أَحَدٍ وَ الرَّسُولُ یَدْعُوکُم؛ در روز احد از مردم جز علیّبنابیطالب (علیه السلام) و مردی از انصار همراه پیامبر (صلی الله علیه و آله) باقی نماند.
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۷۹۴ بحارالأنوار، ج۲۰، ص۱۱۳/ بحارالأنوار، ج۳۹، ص۱۱۱/ فرات الکوفی، ص۹۶
الصّادق (علیه السلام)- فَلَمَّا أَجَابَهُمْ رسولالله (صلی الله علیه و آله) إِلَی الصُّلْحِ أَنْکَرَ عَلَیْهِ عَامَّهًُْ أَصْحَابِهِ وَ أَشَدُّ مَا کَانَ إِنْکَاراً عُمَرُ ... فَلَمَّا أَکْثَرُوا عَلَیْهِ قَالَ لَهُمْ إِنْ لَمْ تَقْبَلُوا الصُّلْحَ فَحَارِبُوهُمْ فَمَرُّوا نَحْوَ قُرَیْشٍ وَ هُمْ مُسْتَعِدُّونَ لِلْحَرْبِ وَ حَمَلُوا عَلَیْهِمْ فَانْهَزَمَ أَصْحَابُ رسولالله (صلی الله علیه و آله) هَزِیمَهًًْ قَبِیحَهًًْ وَ مَرُّوا بِرسولالله (صلی الله علیه و آله) فَتَبَسَّمَ رسولالله (صلی الله علیه و آله) ثُمَّ قَالَ یَا عَلِیُّ (علیه السلام) خُذِ السَّیْفَ وَ اسْتَقْبِلْ قُرَیْشاً فَأَخَذَ امیرالمؤمنین (علیه السلام) سَیْفَهُ وَ حَمَلَ عَلَی قُرَیْشٍ فَلَمَّا نَظَرُوا إِلَی امیرالمؤمنین (علیه السلام) تَرَاجَعُوا وَ قَالُوا یَا عَلِیُّ بَدَا لِمُحَمَّدٍ فِیمَا أَعْطَانَا قَالَ لَا فَرَجَعَ أَصْحَابُ رسولالله (صلی الله علیه و آله) مُسْتَحْیِینَ وَ أَقْبَلُوا یَعْتَذِرُونَ إِلَی رسولالله (صلی الله علیه و آله) فَقَالَ لَهُمْ رسولالله (صلی الله علیه و آله) ... أَ لَسْتُمْ أَصْحَابِی یَوْمَ أُحُدٍ إِذْ تُصْعِدُونَ وَ لا تَلْوُونَ عَلی أَحَدٍ وَ الرَّسُولُ یَدْعُوکُمْ فِی أُخْراکُمْ أَ لَسْتُمْ أَصْحَابِی یَوْمَ کَذَا أَ لَسْتُمْ أَصْحَابِی یَوْمَ کَذَا فَاعْتَذَرُوا إِلَی رسولالله (صلی الله علیه و آله) وَ نَدِمُوا عَلَی مَا کَانَ مِنْهُمْ وَ قَالُوا اللَّهُ أَعْلَمُ وَ رَسُولُهُ فَاصْنَعْ مَا بَدَا لَک.
امام صادق (علیه السلام) هنگامیکه رسولخدا (صلی الله علیه و آله) درخواست صلح مشرکان را در حدیبیّه پذیرفت، عموم اصحاب پیامبر (صلی الله علیه و آله) بر ایشان ایراد گرفتند و از همه بیشتر عمَر ایراد گرفت ... زمانیکه اعتراضشان را بر پیامبر (صلی الله علیه و آله) بیشتر کردند، به آنها فرمود: «اگر صلح را نمیپذیرید، با آنها بجنگید». پس درحالیکه آمادهی جنگ بودند، بهسوی قریش رفتند و بر آنها حمله کردند و اصحاب رسولخدا (صلی الله علیه و آله) شکست فاحشی خوردند و نزد رسولخدا (صلی الله علیه و آله) رفتند. رسولخدا (صلی الله علیه و آله) تبسّم کرد. سپس فرمود: «ای علی (علیه السلام)! این شمشیر را بگیر و با قریش روبرو شو»! امیرالمؤمنین (علیه السلام) شمشیرش را گرفت و به قریش حمله کرد؛ هنگامیکه امیرالمؤمنین (علیه السلام) را دیدند، برگشتند و گفتند: «ای علی (علیه السلام)! آیا نظر محمّد (صلی الله علیه و آله) در صلحنامهای که به ما داده عوض شده است»؟ علی (علیه السلام) فرمود: «نه»! اصحاب رسولخدا (علیه السلام) شرمگین بازگشتند و به عذرخواهی از رسولخدا (صلی الله علیه و آله) روی آوردند. رسولخدا (صلی الله علیه و آله) به آنها فرمود: «... آیا شما یاران من در روز اُحُد نیستید، إِذْ تُصْعِدُونَ وَ لا تَلْوُونَ عَلی أَحَدٍ وَ الرَّسُولُ یَدْعُوکُمْ فِی أُخْراکُمْ. آیا شما اصحاب من در فلان روز نیستید؟ آیا شما یاران من در فلان روز نیستید»؟ از رسولخدا (صلی الله علیه و آله) پوزش خواستند و از آنچه کرده بودند پشیمان شدند و گفتند: «خدا و رسولش (صلی الله علیه و آله) داناترند؛ پس آنچه صلاح میدانی انجام بده»!
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۷۹۴ بحارالأنوار، ج۲۰، ص۳۵۰/ القمی، ج۲، ص۳۱۲/ بحارالأنوار، ج۱۹، ص۳۰۷
الرّسول (صلی الله علیه و آله)- رَوَاهُ الْوَاقِدِیُّ فِی قِصَّهًِْ الْحُدَیْبِیَّهًِْ قَالَ: قَالَ عُمَرُ یَوْمَئِذٍ: یَا رَسُولَالله (صلی الله علیه و آله) ألَمَ تَکُنْ حَدَّثْتَنَا أَنَّکَ سَتَدْخُلُ الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ وَ تَأْخُذُ مِفْتَاحَ الْکَعْبَهًِْ وَ تُعَرِّفُ مَعَ الْمُعَرِّفِینَ وَ هَدْیُنَا لَمْ یَصِلْ إِلَی الْبَیْتِ، وَ لَا نَحْرٌ. فَقَالَ رَسُولُاللهِ (صلی الله علیه و آله): أ قُلْتُ لَکُمْ فِی سَفَرِکُمْ هَذَا؟ قَالَ عُمَرُ: لَا. قَالَ: أَمَا إِنَّکُمْ سَتَدْخُلُونَهُ وَ آخُذُ مِفْتَاحَ الْکَعْبَهًِْ، وَ أَحْلِقُ رَأْسِی وَ رُءُوسَکُمْ بِبَطْنِ مَکَّهًَْ وَ أُعَرِّفُ مَعَ الْمُعَرِّفِینَ. ثُمَّ أَقْبَلَ عَلَی عُمَرَ وَ قَالَ أَ نَسِیتُمْ یَوْمَ أُحُدٍ إِذْ تُصْعِدُونَ وَ لا تَلْوُونَ عَلی أَحَدٍ وَ أَنَا أَدْعُوکُمْ فِی أُخْراکُمْ أَ نَسِیتُمْ یَوْمَ الْأَحْزَابِ إِذْ جاؤُکُمْ مِنْ فَوْقِکُمْ وَ مِنْ أَسْفَلَ مِنْکُمْ وَ إِذْ زاغَتِ الْأَبْصارُ وَ بَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَناجِرَ أَ نَسِیتُمْ یَوْمَ کَذَا وَ جَعَلَ یُذَکِّرُهُمْ أُمُوراً أَ نَسِیتُمْ یَوْمَ کَذَا فَقَالَ الْمُسْلِمُونَ: صَدَقَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ، أَنْتَ یَا رَسُولَالله (صلی الله علیه و آله) أعْلَمُ بِاللَّهِ مِنَّا. فَلَمَّا دَخَلَ عَامَ القَضِیَّهًِْ قَالَ: هَذَا الَّذِی کُنْتُ وَعَدْتُکُمْ بِهِ.
پیامبر (صلی الله علیه و آله) واقدی در داستان حدیبیّه روایت کرده: «آن روز عمر گفت: «یا رسولخدا (صلی الله علیه و آله)! آیا به ما نگفتی که بهزودی وارد مسجدالحرام میشوی و کلید کعبه را میگیری و همراه حاجیان در عرفات وقوف میکنی درحالیکه قربانیهای ما به خانهی کعبه نرسید و ذبح نشد». رسولخدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: «آیا به شما گفتم در این سفرتان است»؟ عمر گفت: «نه». فرمود: «بهزودی وارد مسجدالحرام میشوید و کلید کعبه را میگیرم و در دل مکّه سرم را میتراشم و سرتان را میتراشید و همراه حاجیان در عرفات وقوف میکنم». سپس رو به عمر کرد و فرمود: «آیا روز احد یادتان رفته، هنگامیکه از کوه بالا میرفتید و جمعی در وسط بیابان پراکنده شدند و از شدّت وحشت به عقبماندگان نگاه نمیکردید و من از پشتسر، شما را صدا میزدم؟ آیا روز احزاب را فراموش کردید زمانیکه آنها از طرف بالا و پایین شهر بر شما وارد شدند و مدینه را محاصره کردند و زمانیکه چشمها از شدّت وحشت خیره شده و جانها به لب رسیده بود؟ آیا فلان روز را فراموش کردید و اموری را به آنها یادآوری کرد که آیا فلان روز را فراموش کردید»؟ مسلمانان گفتند: «خدا و رسولش (صلی الله علیه و آله) راست گفتند. ای رسولخدا (صلی الله علیه و آله)! تو نسبت به خواست خداوند از ما آگاهتری». هنگامیکه سال جریان فتح مکّه فرارسید، فرمود: «این همان چیزی است که به شما وعده داده بودم».
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۷۹۴ بحارالأنوار، ج۲۰، ص۱۴۱/ شرح نهج البلاغهًْ، ج۱۵، ص۲۳
الباقر (علیه السلام)- فَأَمَّا الْغَمُّ الْأَوَّلُ فَالْهَزِیمَهًُْ وَ الْقَتْلُ وَ الْغَمُّ الْآخِرُ فَإِشْرَافُ خَالِدِ بْنِ الْوَلِیدِ عَلَیْهِمْ یَقُولُ لِکَیْلا تَحْزَنُوا عَلی ما فاتَکُمْ مِنَ الْغَنِیمَهًِْ وَ لا ما أَصابَکُمْ یَعْنِی قَتْلَ إِخْوَانِهِمْ وَ اللهُ خَبِیرٌ بِما تَعْمَلُونَ.
امام باقر (علیه السلام) امّا غم و اندوه اوّل، شکست و کشتهشدن. و غم دیگر؛ تسلّط خالدبنولید بر آنها بود. میفرماید: لِکَیْلا تَحْزَنُوا عَلی ما فاتَکُمْ؛ بر غنیمتی که از دستتان رفت غمگین نشوید وَ لا ما أَصابَکُمْ؛ منظور کشتهشدن برادرانشان است وَ اللهُ خَبِیرٌ بِما تَعْمَلُونَ.
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۷۹۶ بحارالأنوار، ج۲۰، ص۵۹/ القمی، ج۱، ص۱۱۹