آنها [= مشرکان] سهمی از آنچه خداوند از زراعت و چهارپایان آفریده، برای او قرار دادند؛ (و سهمی برای بتها!) و بگمان خود گفتند: «این مال خداست! و این هم مال شرکای ما [= یعنی بتها] است!» آنچه مال شرکای آنها بود، به خدا نمیرسید؛ ولی آنچه مال خدا بود، به شرکایشان میرسید! (آری، اگر سهم بتها با کمبودی مواجه میشد، مال خدا را به بتها میدادند؛ امّا عکس آن را مجاز نمیدانستند!) چه بد حکم میکنند (که علاوه بر شرک، حتّی خدا را کمتر از بتها میدانند)!
1 (انعام/136)
علیّبنابراهیم (رحمة الله علیه)- قَوْلُهُ وَ جَعَلُوا لِلهِ مِمَّا ذَرَأَ مِنَ الْحَرْثِ وَ الْأَنْعامِ نَصِیباً إِلَی قَوْلِهِ تَعَالَی ساءَ ما یَحْکُمُونَ فَإِنَّ الْعَرَبَ کَانَتْ إِذَا زَرَعُوا زَرْعاً قَالُوا هَذَا لِلَّهِ وَ هَذَا لِآلِهَتِنَا وَ کَانُوا إِذَا سَقَوْهَا فَخَرَقَ الْمَاءُ مِنَ الَّذِی لِلَّهِ فِی الَّذِی لِلْأَصْنَامِ لَمْ یَسُدُّوهُ وَ قَالُوا اللَّهُ أَغْنَی وَ إِذَا خَرَقَ مِنَ الَّذِی لِلْأَصْنَامِ فِی الَّذِی لِلَّهِ سَدُّوهُ وَ قَالُوا اللَّهُ أَغْنَی وَ إِذَا وَقَعَ شَیْءٌ مِنَ الَّذِی لِلَّهِ فِی الَّذِی لِلْأَصْنَامِ لَمْ یَرُدُّوهُ وَ قَالُوا اللَّهُ أَغْنَی وَ إِذَا وَقَعَ شَیْءٌ مِنَ الَّذِی لِلْأَصْنَامِ فِی الَّذِی لِلَّهِ رَدُّوهُ وَ قَالُوا اللَّهُ أَغْنَی فَأَنْزَلَ اللَّهُ فِی ذَلِکَ عَلَی نَبِیِّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ حَکَی فِعْلَهُمْ وَ قَوْلَهُمْ فَقَالَ وَ جَعَلُوا لِلهِ الْآیَهًَْ.
علیّبنابراهیم (رحمة الله علیه)- وَ جَعَلُوا لِلهِ مِمَّا ذَرَأَ مِنَ الحَرْثِ وَ الْأَنْعامِ نَصیباً فَقالُوا هذا لِلهِ بِزَعْمِهِمْ وَ هذا لِشُرَکائِنا فَما کانَ لِشُرَکائِهِمْ فَلا یَصِلُ إِلَی اللهِ وَ ما کانَ لِلهِ فَهُوَ یَصِلُ إِلی شُرَکائِهِمْ ساءَ ما یَحْکُمُونَ؛ عربها وقتی زراعتی را میکاشتند میگفتند این مال خدا است و این مال الههی ما. در موقع آبیاری اگر آب خرابی میکرد و از قسمت خدا میرفت قسمتی که مربوط به بتهایشان بود آن را نمیبستند و میگفتند خدا بینیازتر از این مقدار آب بسته است. اگر مقداری از آنچه مربوط به خدا است برای بتها میرفت بر نمیگرداندند و میگفتند خدا بینیازتر از آن است خداوند بر پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) دراینمورد آیه نازل نمود و کار و رفتار آنها را شرح داد: وَ جَعَلُوا لِلهِ...
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۹۲ بحارالأنوار، ج۹، ص۲۰۷/ القمی، ج۱، ص۲۱۷/ البرهان