وَإِذَا مَسَّ ٱلۡإِنسَـٰنَ ٱلضُّرُّ دَعَانَا لِجَنۢبِهِۦٓ أَوۡ قَاعِدًا أَوۡ قَآئِمًا فَلَمَّا كَشَفۡنَا عَنۡهُ ضُرَّهُۥ مَرَّ كَأَن لَّمۡ يَدۡعُنَآ إِلَىٰ ضُرٍّ مَّسَّهُۥۚ كَذَٰلِكَ زُيِّنَ لِلۡمُسۡرِفِينَ مَا كَانُواْ يَعۡمَلُونَ
12
وَإِذَا مَسَّ ٱلۡإِنسَـٰنَ ٱلضُّرُّ دَعَانَا لِجَنۢبِهِۦٓ أَوۡ قَاعِدًا أَوۡ قَآئِمًا فَلَمَّا كَشَفۡنَا عَنۡهُ ضُرَّهُۥ مَرَّ كَأَن لَّمۡ يَدۡعُنَآ إِلَىٰ ضُرٍّ مَّسَّهُۥۚ كَذَٰلِكَ زُيِّنَ لِلۡمُسۡرِفِينَ مَا كَانُواْ يَعۡمَلُونَ
12
آنان كه دعا و نیایش موسمى دارند، مورد انتقاد وكارشان بىارزش است. «مس الانسان الضّر دعانا»
دعا در هر حال جایز است؛ ایستاده، نشسته یا خوابیده. «جنبه، قاعداً، قائماً»
نیایش خالصانه، سبب رفع گرفتارى است. «دعانا... كشفنا»
رفاه، زمینهى غفلت است. «فلمّا كشفنا عنه مرّ كان لم یدعنا»
انسان، ناسپاس است. «مرّ كان لم یدعنا»
آنان كه خدا را فراموش كنند، زندگى مادّى در نظرشان زیبا جلوه مىكند. «زیّن للمسرفین»
فراموش كردن الطاف خداوند، نوعى اسراف است. «مرّ... للمسرفین»
هر كس در رفاه، غافل ودر گرفتارى دعا كند، مسرف است. «مسّ الانسان الضّر دعانا... فلمّا كشفنا عنه مرّ... زیّن للمسرفین»
مرفّهان، از خودراضىاند. «زیّن للمسرفین ما كانوا یعملون»