سوره یونس - آیه 49 جزء 11 - صفحه 214

    قُل لَّآ أَمۡلِكُ لِنَفۡسِي ضَرًّا وَلَا نَفۡعًا إِلَّا مَا شَآءَ ٱللَّهُ‌ لِكُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ‌ۚ إِذَا جَآءَ أَجَلُهُمۡ فَلَا يَسۡتَـٔۡخِرُونَ سَاعَةً وَلَا يَسۡتَقۡدِمُونَ

    49

تفسیر نور
بگو: من (حتّى) براى خودم جز آنچه خدا بخواهد، مالك زیان و سودى نیستم (تا چه رسد براى شما)، براى هر امّتى اجل و سرآمدى معیّن است كه هرگاه مدّتشان فرا رسد ، نه لحظه‌اى تأخیر دارند و نه پیشى مى‌گیرند.

نکته‌ها
در آیه‌ى قبل، براى هر امّتى «رسول» بود، در اینجا براى هر امّتى «أجل» است. شاید بتوان گفت: فرارسیدن زمان شقاوت یا سعادت هر قومى وابسته به پیروى از رسول یا بى‌اعتنایى به اوست.

سؤال: اگر هر اُمّتى اجلى دارد، پس امّت اسلام نیز باید اجل و پایانى داشته باشد؟

پاسخ: امّت به معناى گروه و جماعت است، نه مذهب. پس منافاتى با خاتمیّت ندارد و دلیل بر لزوم تغییر مذهب در هر مدّت زمانى نیست.

پیام‌ها
هیچ كس حتّى انبیا، از پیش خود قدرتى و مالكیّتى ندارد. «لااملك لنفسى»

قدرت انبیا و اولیا، پرتوى از قدرت الهى است. 279 «الاّ ما شاء اللَّه»

نشانه‌ى صداقت پیامبرصلى الله علیه وآله، گفتنِ «لااملك لنفسى نفعاً ولا ضرّا» است.

تعیین زمان كیفر كفّار، تنها به دست خداست. «متى هذا الوعد... قل لااملك...»

جامعه همچون افراد، اجل، سعادت و شقاوت، رشد و غىّ دارد. «لكل امّةٍ أجل» (سرآمدن اجل‌ها، گاهى با هلاكت و نابودى است، گاهى با از دست دادن شوكت و عزّت)

حكومت وقدرت دنیوى ابدى نیست، به آن مغرور نشویم. «لكل امّةٍ أجل»

مهلت دادن به امّت‌ها، از سنّت‌هاى الهى است. «لكلّ امّةٍ أجل»

مقدّراتِ امّت‌ها، بر اساس سنّت‌هاى الهى است و تقدیم و تأخیر ندارد. پس در مقدّرات الهى شتاب نكنیم. «لایستأخرون...»


279) متأسفانه در تفسیر مراغى براى ردّ توسّل، بحثى مفصّل شده و به جمله‌ى «قل لا املك» استناد شده و از جمله‌ى «الاّ ما شاء اللَّه» غفلت شده است!!