وَلَئِنۡ أَذَقۡنَـٰهُ نَعۡمَآءَ بَعۡدَ ضَرَّآءَ مَسَّتۡهُ لَيَقُولَنَّ ذَهَبَ ٱلسَّيِّـَٔاتُ عَنِّيٓۚ إِنَّهُۥ لَفَرِحٌ فَخُورٌ
10
وَلَئِنۡ أَذَقۡنَـٰهُ نَعۡمَآءَ بَعۡدَ ضَرَّآءَ مَسَّتۡهُ لَيَقُولَنَّ ذَهَبَ ٱلسَّيِّـَٔاتُ عَنِّيٓۚ إِنَّهُۥ لَفَرِحٌ فَخُورٌ
10
نعمتهایى كه پس از سختىها و مشكلات به انسان مىرسد، باید عامل شكر و ذكر باشد، نه وسیلهى فخر و طرب.
دو چیز شادى را خطرناك مىكند: یكى تحلیل غلط، «ذهب السیئات عنّى» و دیگر آنكه این شادى سبب تحقیر دیگران و فخرفروشى خود شود. «لفرحٌ فخور»
قرآن داراى آهنگ موزون و موسیقى خاصّى است. («نعماء» هم آهنگ «ضرّاء» و «لیؤس كفور» هم وزن «لفرح فخور» است)
سختىها و شادىها زودگذرند. «اذقنا... مسّته»
فكر اینكه سختىها دیگر به انسان روى نمىآورد، تصوّر باطلى است. «ذهب السیئات عنّى»
كامیابىها را نشانهى محبوبیّت نزد خداوند ندانیم و نگوییم: دیگر گرفتار نخواهم شد! «ذهب السیئات عنّى»
تحلیلها و بینشهاى غلط، سبب رفتار نادرست مىشود. گمان مىكند كه هیچ بدى ندارد، «ذهب السیئات عنّى» لذا فخرفروشى مىكند. «لفرح فخور»
شخصیّت بعضى انسانها متزلزل و وابسته به حوادث بیرونى است، نه كمالات درونى. گاهى «یؤس كفور» و گاهى «فرحٌ فخور» است.