فَٱسۡتَقِمۡ كَمَآ أُمِرۡتَ وَمَن تَابَ مَعَكَ وَلَا تَطۡغَوۡاْۚ إِنَّهُۥ بِمَا تَعۡمَلُونَ بَصِيرٌ
112
فَٱسۡتَقِمۡ كَمَآ أُمِرۡتَ وَمَن تَابَ مَعَكَ وَلَا تَطۡغَوۡاْۚ إِنَّهُۥ بِمَا تَعۡمَلُونَ بَصِيرٌ
112
125) شورى، 15
نتیجهى تاریخ انبیا، استقامت است. «فاستقم»
در استقامت و پایدارى، رهبر باید پیشگام همه باشد. «فاستقم» (شرایط مكّه براى مسلمانان صدر اسلام، دشوار و نیاز به استقامت بوده است)
پایدارى زمانى ارزش دارد كه در همهى امور باشد. در عبادت، در ارشاد، تحمل ناگوارىها و مانند آن. «فاستقم»
عمل باید بر طبق نص و فرمان الهى باشد، نه بر اساس قیاس و استحسان و خیال و امثال آن. «كما اُمرت»
پایدارى رهبر بدون همراهى و پایدارى امّت بىنتیجه است.«و مَن تاب معك»
رجوع و بازگشت به خدا، بهاى سنگینى را مىطلبد و آن، استقامت وپایدارى در راه مستقیم است. «و مَن تاب معك»
همه چیز باید طبق فرمان باشد، نه زیادهروى وطغیان. «كما اُمرت... و لاتطغوا»
رهبر و امّت باید در راه مستقیم حركت كنند و از افراط و تفریط بپرهیزند. «فاستقم ، و لاتطغوا»
استقامت در دین، پاداش الهى را در پى دارد. «فاستقم... انه بما تعملون بصیر»