مَن كَانَ يُرِيدُ ٱلۡحَيَوٰةَ ٱلدُّنۡيَا وَزِينَتَهَا نُوَفِّ إِلَيۡهِمۡ أَعۡمَـٰلَهُمۡ فِيهَا وَهُمۡ فِيهَا لَا يُبۡخَسُونَ
15
مَن كَانَ يُرِيدُ ٱلۡحَيَوٰةَ ٱلدُّنۡيَا وَزِينَتَهَا نُوَفِّ إِلَيۡهِمۡ أَعۡمَـٰلَهُمۡ فِيهَا وَهُمۡ فِيهَا لَا يُبۡخَسُونَ
15
پاسخ: دراین آیه مىفرماید: نتیجهى كارشان را مىدهیم، «اعمالهم» ولى در آن آیه مسئلهى كار مطرح نیست، بلكه آرزو مطرح است كه خداوند مىفرماید: بعضى به گوشهاى از آرزوهاى خود مىرسند.
كسانى كه ایمان به معاد ندارند و یا براى خداوند كار نمىكنند، طلبى از پروردگار ندارند و در برابر خدمات و اختراعات و اكتشافات خود در همین دنیا به نام و نانى مىرسند. كسى مىتواند به پاداش اخروى انتظار داشته باشد كه به آن ایمان داشته باشد و الاّ كسى كه نه خدا را قبول دارد و نه معاد را، چه توقّعى از خداوند دارد؟
انسان اگر به جاى آخرت، دنیا، به جاى باقى، فانى و به جاى نامحدود، هدف محدود را دنبال كند، نتیجهى عملش نیز محدود به همین دنیاى فانى خواهد بود.
انسان اختیار دارد و مىتواند آن گونه كه مىخواهد اراده كند. «من كان یرید»
خداوند عادل است، حتّى كسانى كه براى او كار نكنند، پاداش آنها را بدون كم و كاست در دنیا مىدهد. «نوفّ الیهم ... لایبخسون»
دلیل نپذیرفتن حقّ، دنیاطلبى است. «فان لم یستجیبوا... من كان یرید الحیاةالدنیا»