سوره هود - آیه 70 جزء 12 - صفحه 229

    فَلَمَّا رَءَآ أَيۡدِيَهُمۡ لَا تَصِلُ إِلَيۡهِ نَكِرَهُمۡ وَأَوۡجَسَ مِنۡهُمۡ خِيفَةً‌ۚ قَالُواْ لَا تَخَفۡ إِنَّآ أُرۡسِلۡنَآ إِلَىٰ قَوۡمِ لُوطٍ

    70

تفسیر نور
پس چون (ابراهیم) دید كه دست آنان به سمت غذا دراز نمى‌شود (و از آن نمى‌خورند)، نسبت به آنان ناخشنود شد و ترسى از آنان در دل او افتاد (كه شاید غذا نمى‌خورند تا نمك‌گیر نشوند و بتوانند براحتى سوء قصد خود را انجام دهند)، امّا میهمانان گفتند: مترس، همانا ما براى (قلع و قمع) قوم لوط فرستاده شده‌ایم.

نکته‌ها
احساس خطر كردن حضرت ابراهیم‌علیه السلام، غیر از ترس و ضعفى است كه معمولاً انسان‌ها در برخورد با مسائل به آن دچار مى‌شوند، زیرا او بت‌شكن تاریخ بود و هرگز از چیزى نمى‌ترسید، امّا توجّه به خطر و سوء قصد، مسئله دیگرى است.

سلسله مراتب را باید رعایت كرد: از آنجا كه حضرت لوطعلیه السلام و قوم او یكى از شاخه‌هاى تحت امر حضرت ابراهیم‌علیه السلام بودند. لذا براى هلاكت قوم لوط، ابتدا حضرت ابراهیم‌علیه السلام در جریان قرار مى‌گیرد.

پیام‌ها
فرشتگان از غذاهاى مادّى مصرف نمى‌كنند. «لا تصل الیه»

علم انبیا محدود است. «نكرهم»

غذا نخوردن میهمان در عصر ابراهیم‌علیه السلام، نشانه‌ى خصومت با میزبان بود. «اوجس منهم خیفة»

گاهى ریشه‌ى ترس انسان، جهل است. «اوجس منهم... لاتخف انّا اُرسلنا»

یكى از مأموریّت‌هاى فرشتگان، آوردن عذاب است. «اُرسلنا الى قوم لوط»