فَلَمَّا جَهَّزَهُم بِجَهَازِهِمۡ جَعَلَ ٱلسِّقَايَةَ فِي رَحۡلِ أَخِيهِ ثُمَّ أَذَّنَ مُؤَذِّنٌ أَيَّتُهَا ٱلۡعِيرُ إِنَّكُمۡ لَسَـٰرِقُونَ
70
فَلَمَّا جَهَّزَهُم بِجَهَازِهِمۡ جَعَلَ ٱلسِّقَايَةَ فِي رَحۡلِ أَخِيهِ ثُمَّ أَذَّنَ مُؤَذِّنٌ أَيَّتُهَا ٱلۡعِيرُ إِنَّكُمۡ لَسَـٰرِقُونَ
70
این چندمین بارى است كه یوسف طرح ابتكارى مىدهد، یك بار بهاى غلّه را در بار برادران گذاشت تا دوباره بازگردند و این بار ظرف قیمتى را در محموله برادر گذاشت تا او را نزد خود نگاه دارد.
حضرت یوسفعلیه السلام در مرحلهى قبل بضاعت را توسط غلامان در بار برادران گذارد، «اجعلوا بضاعتهم فى رحالهم» ولى در سفر دوم شخصاً سقایه را در بار بنیامین قرار داد. (چون موضوع سرّى بود). «جعل السقایة فى رحل اخیه»*
در تفاسیر آمده است كه در جلسه دو نفرهاى كه یوسف و بنیامین با هم داشتند، یوسف از او پرسید آیا دوست دارد در نزد وى بماند. بنیامین اعلام رضایت كرد، ولى یادآور شد كه پدرش از برادران تعهد گرفته كه او را برگردانند. یوسف گفت: من راه ماندن تو را طراّحى مىكنم و لذا با موافقتِ بنیامین این نقشه كشیده شد.
نظیر فیلمها، نمایشها و صحنههاى تئاتر كه افراد در ظاهر و در شكل مجرم و گناهكار احضار و مخاطب مىشوند و یا حتّى شكنجه مىگردند، ولى آنها بخاطر توجیه قبلى و رضایت شخصى و مصلحت مهمترى آن را پذیرا شدهاند.
سؤال: چرا در این ماجرا به بىگناهانى نسبت سرقت داده شد؟
پاسخ: بنیامین با آگاهى از این طرح و اتّهام، براى ماندن در نزد یوسف اعلام رضایت كرد و باقى برادران هر چند در یك لحظه ناراحت شدند، ولى بعد از بازرسى از آنها رفع اتهام گردید. علاوه بر آنكه كارگزاران از اینكه یوسف خود پیمانه را در میان بار گذارده «جَعَلَ» خبر نداشتند وبطور طبیعى فریاد زدند: «انّكم لسارقون»
پیامبر اكرمصلى الله علیه وآله فرمودند: «لا كِذبَ على المصلح» كسى كه براى اصلاح و رفع اختلاف دیگران دروغى بگوید، دروغ حساب نمىشود، و آنگاه حضرت این آیه را تلاوت فرمودند.118
118) تفسیر نورالثقلین.
اگر در میان گروهى یك نفر خلافكار باشد، مردم تمام گروه را خلافكار مىنامند. «انّكم لسارقون»119) تفسیر المیزان.