قَالَ بَلۡ سَوَّلَتۡ لَكُمۡ أَنفُسُكُمۡ أَمۡرًا فَصَبۡرٌ جَمِيلٌ عَسَى ٱللَّهُ أَن يَأۡتِيَنِي بِهِمۡ جَمِيعًاۚ إِنَّهُۥ هُوَ ٱلۡعَلِيمُ ٱلۡحَكِيمُ
83
قَالَ بَلۡ سَوَّلَتۡ لَكُمۡ أَنفُسُكُمۡ أَمۡرًا فَصَبۡرٌ جَمِيلٌ عَسَى ٱللَّهُ أَن يَأۡتِيَنِي بِهِمۡ جَمِيعًاۚ إِنَّهُۥ هُوَ ٱلۡعَلِيمُ ٱلۡحَكِيمُ
83
تفسیرالمیزان اینگونه پاسخ مىدهد: یعقوب مىخواهد بگوید دورى این دو برادر نیز دنباله حركت قبلى شما نسبت به یوسف است. یعنى تمام این صحنهها، دنباله همان كار زشت شماست. ممكن است گفته شود كه مراد یعقوب این است كه شما در اینجا هم خیال مىكنید بىتقصیرید و كارتان خوب بوده است، ولى شما مقصّرید زیرا: اوّلاً: چرا با دیدن پیمانه در بار برادرتان او را سارق دانستید؟ شاید كس دیگرى این پیمانه را در بار گذاشته بود؟ ثانیاً: چرا زود برگشتید؟ باید تحقیق مىكردید. ثالثاً چرا كیفر سارق را گروگان قرار دادید؟122
امّا سخن صاحب المیزان مناسبتر است، چون پیدا شدن پیمانه در بار بنیامین، براى عموم مردم سبب علم به دزدى مىشود و ماندن برادر بزرگتر در مصر نیز براى پیگیرى كار یا جلب عواطف و رحم بود و كیفرى هم كه ذكر شده، مجازات سارق در منطقه آنان بوده است. بنابراین در هیچ یك از سه مسئله، جلوه نفسانى نبود تاگفته شود: «بل سوّلتلكم انفسكم»
صبر، گاهى از روى ناچارى و بیچارگى است، چنانكه اهل دوزخ مىگویند: «سواء علینا أصَبرنا ام جزعنا» صبر كردن و یا جزع كردن براى نجات ما اثرى ندارد. و گاهى صبر آگاهانه و داوطلبانه و تسلیم رضاى خداوند است كه چهره این صبر در هر جایى با یك عنوان مطرح است؛ صبر در میدان جهاد، شجاعت است. صبر در دنیا، زهد است. صبر در برابر گناه، تقواست. صبر در برابر شهوت، عفّت است و صبر در برابر مال حرام، ورع است.
تزیین و زیبانمایى زشتىها، گاهى توسّط شیطان؛ «و اذ زیّن لهم الشیطان اعمالهم»123، گاهى به وسیلهى زرق و برق دنیا؛ «حتّى اذا اخذت الارض زخرفها وازّیّنت»124 و گاهى توسّط نفس انسان است. «سوّلت لكم انفسكم»
122) تفسیر نمونه.
صبر، شیوهى مردان خداست وصبر جمیل، صبرى است كه در آن سخنى بر خلاف تسلیم و رضاى خداوند گفته نشود.125 «فصبر جمیل»
هرگز از قدرت خداوند مأیوس نشویم. «عسى اللَّه أن یاتینى بهم»
یعقوب به زنده بودن سه فرزندش (یوسف، بنیامین، برادر بزرگتر) یقین داشت و به ملاقاتشان امیدوار بود. «أن یاتینى بهم جمیعا»
براى قدرت الهى، حل مشكلات تازه و كهنه، یكسان است. خداوند مىتواند یوسف دیروز و برادر امروز شما را یكجا دورهم گرد آورد. «جمیعاً»
مؤمن، حوادث تلخ را نیز از حكمت خدا مىداند. «الحكیم»
باور وتوجّه به عالمانه وحكیمانه بودن افعال الهى، آدمى را به صبر وشكیبایى در حوادث دشوار وادار مىكند. «فصبر جمیل، انّه هو العلیم الحكیم»125) تفسیر نورالثقلین.