وَكَذَٰلِكَ أَنزَلۡنَـٰهُ حُكۡمًا عَرَبِيًّاۚ وَلَئِنِ ٱتَّبَعۡتَ أَهۡوَآءَهُم بَعۡدَ مَا جَآءَكَ مِنَ ٱلۡعِلۡمِ مَا لَكَ مِنَ ٱللَّهِ مِن وَلِيٍّ وَلَا وَاقٍ
37
وَكَذَٰلِكَ أَنزَلۡنَـٰهُ حُكۡمًا عَرَبِيًّاۚ وَلَئِنِ ٱتَّبَعۡتَ أَهۡوَآءَهُم بَعۡدَ مَا جَآءَكَ مِنَ ٱلۡعِلۡمِ مَا لَكَ مِنَ ٱللَّهِ مِن وَلِيٍّ وَلَا وَاقٍ
37
پیام وحى باید به زبان مردم باشد. «حكماً عربیاً»
دستورات الهى، روشن و بدون ابهام و اعوجاج است. «عربیّاً»
پستتر از هواپرستى وهوسرانى، تأمین هوسهاى دیگران است. «اهوائهم»
علم به تنهایى سعادت آفرین نیست، چه بسا كه انسان با وجود علم، باز هم به دنبال خرافات و هوسهاى مردم برود. «اتّبعت اهوائهم بعد ما جاءك من العلم»
انسانهاى آگاه، مسئولیت بیشترى دارند. «جاءك من العلم»
علم واقعى، قرآن است. «انزلناه... جاءك من العلم»
خداوند با هیچكس خویشاوندى ندارد، حتى اگر انبیا هم كج بروند، مورد تنبیه الهى واقع مىشوند. «مالك من اللَّه»
جلب رضایت منحرفان همان، و از دست دادن امدادهاى الهى، همان. «اتّبعت اهواءهم... ما لك من اللَّه»