وَقَالَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ لِرُسُلِهِمۡ لَنُخۡرِجَنَّكُم مِّنۡ أَرۡضِنَآ أَوۡ لَتَعُودُنَّ فِي مِلَّتِنَا فَأَوۡحَىٰٓ إِلَيۡهِمۡ رَبُّهُمۡ لَنُهۡلِكَنَّ ٱلظَّـٰلِمِينَ
13
وَقَالَ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ لِرُسُلِهِمۡ لَنُخۡرِجَنَّكُم مِّنۡ أَرۡضِنَآ أَوۡ لَتَعُودُنَّ فِي مِلَّتِنَا فَأَوۡحَىٰٓ إِلَيۡهِمۡ رَبُّهُمۡ لَنُهۡلِكَنَّ ٱلظَّـٰلِمِينَ
13
پاسخ: اوّلاً ممكن است مراد كفّار، برگشت پیامبران در سلطهى آنان باشد. یعنى مىگفتند: بر فرض كه شما ایمان دارید، ولى نباید در برابر ما قیام كنید و خود و یارانتان از راه ما سرپیچى نمایید.
ثانیاً كلمهى «عود» اگر با حرف «الى» همراه بود به معناى بازگشت به حالت اوّل است، ولى حال كه با كلمهى «فى» همراه است، مراد از آن تغییر و تحوّل است نه بازگشت به حالت اوّل، یعنى تغییر عقیده دهید و آیین ما را بپذیرید.
ثالثاً شاید مراد از بازگشت به شرك، برگشتن یاران پیامبران باشد نه خود آنان.
تهدید و تبعید، سیاست زورگویانِ بىمنطق است. «لنخرجنكم ...»
كفّار نمىخواهند مؤمنان هوّیت مستقلّى داشته باشند. «لتعودنّ فى ملّتنا»
تهدید را باید با تهدید پاسخ داد. «لنخرجنكم - لنهلكنّ»
دلیل هلاكت است، ظلم نه كفر. «كفروا... لنهلكنّ الظالمین»
ظلم، دوام ندارد و ظالم، عاقبت نابود مىشود. «لنهلكنّ الظالمین»