وَتَرَى ٱلۡمُجۡرِمِينَ يَوۡمَئِذٍ مُّقَرَّنِينَ فِي ٱلۡأَصۡفَادِ
49
وَتَرَى ٱلۡمُجۡرِمِينَ يَوۡمَئِذٍ مُّقَرَّنِينَ فِي ٱلۡأَصۡفَادِ
49
سَرَابِيلُهُم مِّن قَطِرَانٍ وَتَغۡشَىٰ وُجُوهَهُمُ ٱلنَّارُ
50
«اصفاد» جمع «صفود» به «كُنده» گفته مىشود و آن تكّهى چوب بزرگى است كه به پاى زندانیان مىبندند.
«قطران» مادّهاى است كه از برخى درختان مىگیرند و پس از جوشاندن و سفت كردن آن به بدن شتر مىمالند تا در اثر سوزش زیاد، امراض پوستى شتر بهبود یابد. این مادّه، بدبو و اشتعالزاست.78
یكى از عذابهاى قیامت، بسته شدن مجرمان با غل و زنجیر است و این معنا در چندین آیه ذكر شده است. از جمله: «و ترى المجرمین ... فى الاصفاد» و «خذوه فغلّوه»79 و «اذ الاغلال فى اعناقهم»80
مجرمان با مجرمان، و یا با شیاطین، با هم به زنجیر كشیده مىشوند. و یا دستهایشان با غل بسته مىشود و یا دست و پاهایشان و یا دست و پا و گردنشان با هم در قیدوبند قرار مىگیرد.«مقرّنین»
78) تفسیر نمونه.
تحقیر و عذاب مجرمان، در ملأ عام است. «وترى المجرمین»
اگر با دید تجسّم اعمال بنگریم، شاید به این نتیجه برسیم كه لباسهایى كه پوشیدن آنها با دلربایى و تفاخر و اسراف و شهوتانگیزى همراه باشد، به لباسهاى سیاه و بدبو و آتشزاى قیامت تبدیل مىشود. «سرابیلهم من قطران»