سوره نحل - آیه 106 جزء 14 - صفحه 279

    مَن كَفَرَ بِٱللَّهِ مِنۢ بَعۡدِ إِيمَـٰنِهِۦٓ إِلَّا مَنۡ أُكۡرِهَ وَقَلۡبُهُۥ مُطۡمَئِنُّۢ بِٱلۡإِيمَـٰنِ وَلَـٰكِن مَّن شَرَحَ بِٱلۡكُفۡرِ صَدۡرًا فَعَلَيۡهِمۡ غَضَبٌ مِّنَ ٱللَّهِ وَلَهُمۡ عَذَابٌ عَظِيمٌ

    106

تفسیر نور
كسى كه بعد از ایمان به خدا كافر (و مرتد) شود، نه آنكه او را به زور وادار كرده‌اند (كه با زبان اظهار كفر كند) در حالى كه قلبش به ایمان خویش مطمئن است، بلكه كسى كه سینه به روى كفر بگشاید (و بعد از ایمان با شادى به استقبال كفر برود) پس بر آنان از طرف خداوند غضبى است و برایشان عذابى بزرگ است.

نکته‌ها
در آغاز اسلام كفار مكّه، پدر و مادر عمّار یاسر را بخاطر اسلام آوردن با شكنجه شهید كردند، همین كه نوبت شكنجه به عمّار رسید او كلماتى كه كفار مى‌خواستند به زبان جارى كرد و جان خود را نجات داد، عمّار مورد سرزنش بعضى قرار گرفت كه او از اسلام دست برداشته است، عمّار گریه‌كنان نزد پیامبر اكرم صلى الله علیه وآله آمد و حضرت دست نوازش بر سر او كشید و فرمود: اگر باز هم جانت در خطر افتاد این كلمات را بگو و خودت را نجات بده، تو سر تا پا ایمان هستى.

این عمل را در اصطلاح تقیه مى‌گویند كه در اسلام احكامى را به دنبال دارد، لكن باید بدانیم كه موارد تقیه مختلف است؛ گاهى تقیه واجب است و گاهى باید تا پاى جان ایستاد و حرف حق خود را زد وتقیه نكرد، نظیر كارى كه ساحران فرعون انجام دادند، آنها همین كه معجزه‌ى حضرت موسى‌ را دیدند، یك‌سره ایمان آوردند و در برابر تهدیدات فرعون ترسى به خود راه نداده و به او گفتند: هر كارى مى‌خواهى بكن، ما دست از ایمان خود برنمى‌داریم. فرعون آنان را شهید كرد و این مقاومت مورد ستایش قرآن قرار گرفته است.

البته تقیّه نشانه‌ى ارتداد، ضعف و ترس و عقب نشینى و خودباختگى و تسلیم نیست، بلكه یك نوع استتار و تاكتیك براى حفظ نیروها و برنامه‌هاست. ودر روایات تقیه به سپر و حرز تشبیه شده است.

پیام‌ها
كیفر مرتّد قهر، الهى در دنیا و آخرت است. «من كفر باللَّه من بعد ایمانه ... غضب من اللَّه و لهم عذاب عظیم»

انسان در معرض خطر وبدعاقبت شدن است. «كفر باللَّه من بعد ایمانه»

اسلام براى موارد استثنایى و ضرورت‌ها، حساب جداگانه‌اى باز نموده است. «الاّ مَن اُكره»

وظیفه‌ى انسان در حال اكراه تغییر مى‌كند. «الا من اُكره»

اقرار و اعتراف، در حال اكراه (و زیر شكنجه وفشار) ارزش ندارد. «من اُكره و قلبه...»

روح اسلام ایمان قلبى است. «و قلبه مطمئن»

اكراه پذیرى مربوط به جسم است نه قلب. «اُكره و قلبه مطمئن»

بدترین نوع كفر جدا شدن از مسلمانان وباز كردن آغوش براى كفر است. «شرح بالكفر صدرا»

ایمان دو نوع است؛ نوعى كه روح انسان با آن گِره مى‌خورد و پایدار است، «قلبه مطمئن بالایمان» و نوعى كه عارضى است. «كفر ... بعد ایمانه»