إِنَّمَا قَوۡلُنَا لِشَيۡءٍ إِذَآ أَرَدۡنَـٰهُ أَن نَّقُولَ لَهُۥ كُن فَيَكُونُ
40
إِنَّمَا قَوۡلُنَا لِشَيۡءٍ إِذَآ أَرَدۡنَـٰهُ أَن نَّقُولَ لَهُۥ كُن فَيَكُونُ
40
«كُن» به معناى «باش» براى تقریب به ذهن ماست، وگرنه خدا نیازى به گفتن آن ندارد.
همانگونه كه انسان هرگاه بخواهد چیزى را در ذهن خود تصور كند، تنها با اراده مىتواند آن را در ذهنش خلق كند و نیاز به چیز دیگرى ندارد، بلاتشبیه، خداوند نیز براى آفریدن هر چیز، تنها اگر اراده كند، آفریده مىشود.
خداوند، موجودات را از نیستى به هستى مىآورد، نه آنكه با تركیب یا تغییر هستها، چیز دیگرى بیافریند. «كن فیكون»