فَأَرَادَ أَن يَسۡتَفِزَّهُم مِّنَ ٱلۡأَرۡضِ فَأَغۡرَقۡنَـٰهُ وَمَن مَّعَهُۥ جَمِيعًا
103
فَأَرَادَ أَن يَسۡتَفِزَّهُم مِّنَ ٱلۡأَرۡضِ فَأَغۡرَقۡنَـٰهُ وَمَن مَّعَهُۥ جَمِيعًا
103
وَقُلۡنَا مِنۢ بَعۡدِهِۦ لِبَنِيٓ إِسۡرَٰٓءِيلَ ٱسۡكُنُواْ ٱلۡأَرۡضَ فَإِذَا جَآءَ وَعۡدُ ٱلۡـَٔاخِرَةِ جِئۡنَا بِكُمۡ لَفِيفًا
104
«لَفیف»، به معناى گروههاى به هم پیوسته و انبوه مىباشد.
در برابر ارادهى طاغوت، اراده و قهر خداوند است. «فأراد... فاَغرقناه»
هرچند فكر گناه، گناه نیست، امّا ارادهى خطرناكى همچون تبعید پیامبران، قهر الهى را به دنبال دارد. «فأراد... فاَغرقناه»
همهى قدرت نمایى طاغوتها، در زمین ومحدود است. «فىالارض»
عذاب الهى، پس از اتمام حجّت است. بعد از آمدن معجزات و ایمان نیاوردن مردم، هلاكت حتمى است. «اَغرقناه»
پایان كار طاغوتها و همكارانشان، هلاكت و نابودى است. «اَغرقناه و مَن معه جمعیاً»
كمك به ستمگران سبب شریك شدن در هلاكت آنان است. «مَن معه»
رهبران فاسد در هلاكت مردم نقش دارند. «اَغرقناه و مَن معه»
آنان كه چند روزى بر منطقهاى حاكم مىشوند، باید پاسخگوى خدا در قیامت باشند. «اُسكنوا الارض... جِئنا بكم لَفیفاً»