وَءَاتِ ذَا ٱلۡقُرۡبَىٰ حَقَّهُۥ وَٱلۡمِسۡكِينَ وَٱبۡنَ ٱلسَّبِيلِ وَلَا تُبَذِّرۡ تَبۡذِيرًا
26
وَءَاتِ ذَا ٱلۡقُرۡبَىٰ حَقَّهُۥ وَٱلۡمِسۡكِينَ وَٱبۡنَ ٱلسَّبِيلِ وَلَا تُبَذِّرۡ تَبۡذِيرًا
26
امام صادقعلیه السلام فرمود: هر كس چیزى را در غیر مسیر طاعت خدا مصرف كند، مبذّر است.60 آن حضرت در پاسخ به این سؤال كه آیا در مخارج حلال نیز اسراف وجود دارد؟ فرمودند: بلى، زیرا كسى كه دارایى خود را چنان بخشش كند كه چیزى براى خود نگذارد، در مصرف حلال اسراف كرده است.61
پس از نزول این آیه، پیامبر اكرمصلى الله علیه وآله بدنبال مراد خداوند از «ذىالقربى» بود. خداوند به او وحى كرد كه «فدك» را به فاطمهعلیها السلام بدهد و آن حضرت «فَدك»62 را به فاطمه بخشید. امّا پس از آن حضرت، فدك را از اهلبیت به ناحقّ گرفتند واهلبیت براى گرفتن حقّ خود همواره به این آیه استناد مىكردند.
مفسّران شیعه وسنّى مانند طبرى، با الهام از روایات، مىنویسند: امام سجادعلیه السلام در دوران اسارت وقتى همراه قافله اسرا به شام رسید، در مقام محاجّه با آنان كه اسراى اهلبیت را بىدین و خارجى مىخواندند، با استناد به این آیه فرمودند: مراد از «ذا القربى» ما هستیم!63
برخى روایات آیه را مربوط به خمس دانسته و برخى دیگر موضوع آیه را بالاتر از مسائل مادّى دانسته و گفتهاند: آیه، به پیامبر صلى الله علیه وآله فرمان مىدهد كه حقّ علىّبنابىطالبعلیهما السلام را با وصیّت به جانشینى او ادا كند.64 و مراد از تبذیر در آیه كه از آن نهى شده، «غُلوّ» است.65
61) تفسیر نورالثقلین.
62) فدك، مزرعهى بسیار بزرگى بود كه بدونجنگ در اختیار پیامبر قرار گرفت. آن حضرت با توجّه به محبوبیّت، عصمت، زهد، امانت ودقّت اهلبیتعلیهم السلام وپشتیبانى اقتصادى براى تبلیغ خط وراه آنان وفقرزدایى از امّت، آن را در اختیار اهلبیتعلیهم السلام گذاشت. امّا پس از رحلت پیامبر ابوبكر آن را گرفت، سپس عمربن عبدالعزیز آن را باز گرداند، باز غصب كردند و در زمان مأمون برگردانده شد و باز هم غصب كردند. دربارهى فدك، بحثهاى تاریخى، حقوقى و سیاسى فراوانى است كه در ذیل این آیه در تفاسیر آمده كه از همهى آن مباحث، صرف نظر مىكنیم.
63) احتجاج طبرسى، ج2، ص33 ؛ تفسیر نورالثقلین.
64) امام صادقعلیه السلام درباره این آیه فرمودند: حقّ علىبن ابىطالبعلیهما السلام جانشینى رسول خدا و داشتن علوم نبوى است. كافى، ج1، ص294.
65) تفسیر فرقان.
در انفاق، باید اولویّتها را در نظر گرفت. اوّل والدین، سپس فامیل، بعداً فقرا و ابنالسبیل. «آتِ ذا القربى...»
خویشاوندان، به گردن ما حقّ دارند وما منّتى بر آنان نداریم. «آت ذاالقربى حقه»
خویشاوندى، فقر و در راه ماندگى سبب پیدایش حقوق ویژه است. «آت ذاالقربى حقّه و المسكین و ابن السبیل»
در پرداخت حقّ خویشاوندان، فقر شرط نیست. «آت ذا القربى حقّه والمسكین و ابن السبیل»
در انفاق باید اعتدال را رعایت كنیم و از حد نگذریم. «آت... و لاتبذّر»
ریخت و پاش و مصرف بىمورد مال، حرام است. «ولا تبذّر»
انسان در مصرف مال و ثروت خود به هر شكلى آزاد نیست. «و لاتبذّر تبذیرا»