قُل لَّئِنِ ٱجۡتَمَعَتِ ٱلۡإِنسُ وَٱلۡجِنُّ عَلَىٰٓ أَن يَأۡتُواْ بِمِثۡلِ هَـٰذَا ٱلۡقُرۡءَانِ لَا يَأۡتُونَ بِمِثۡلِهِۦ وَلَوۡ كَانَ بَعۡضُهُمۡ لِبَعۡضٍ ظَهِيرًا
88
قُل لَّئِنِ ٱجۡتَمَعَتِ ٱلۡإِنسُ وَٱلۡجِنُّ عَلَىٰٓ أَن يَأۡتُواْ بِمِثۡلِ هَـٰذَا ٱلۡقُرۡءَانِ لَا يَأۡتُونَ بِمِثۡلِهِۦ وَلَوۡ كَانَ بَعۡضُهُمۡ لِبَعۡضٍ ظَهِيرًا
88
آیه، پاسخى است به سخن كفّار كه مىگفتند: «لو نشاء لقلنا مثل هذا»214 ما هم اگر بخواهیم، مىتوانیم مثل قرآن را بیاوریم. و این دعوت قرآن به مبارزه و آوردن نمونهاى مثل خود (تحّدى)، قرنهاست كه بىجواب مانده است و تا كنون نیز دشمنان عرب زبان از اهلكتاب و مكتبهاى الحادى، با همهى دشمنىهایشان با اسلام و حمایت قدرتهاى گوناگون، نتوانستهاند مثل قرآن را بیاورند.
ویژگىهاى بىهمتاى قرآن، عبارت است از اینكه: هم معجزه است، هم روان و متنوّع، هم خبر از آینده مىدهد، هم بهترین داستانها را دارد، هم بهترین شیوهى دعوت را دارد، هم بیان كنندهى همهى مسائل و نیازهاى فردى و اجتماعى، دنیوى و اخروى در همهى زمینهها و در تمام زمانهاست.
ناتوانى در آوردن نظیرِ قرآن، دلیل اعجاز این كتاب است. «لایأتون بمثله»