سوره انفال - آیه 31 جزء 9 - صفحه 180

    وَإِذَا تُتۡلَىٰ عَلَيۡهِمۡ ءَايَـٰتُنَا قَالُواْ قَدۡ سَمِعۡنَا لَوۡ نَشَآءُ لَقُلۡنَا مِثۡلَ هَـٰذَآ إِنۡ هَـٰذَآ إِلَّآ أَسَـٰطِيرُ ٱلۡأَوَّلِينَ

    31

تفسیر نور
و هرگاه آیات ما بر آنان تلاوت شود، گویند: به خوبى شنیدیم (چیز مهمى نیست)، اگر بخواهیم قطعاً مانند این قرآن را بیان مى‌كنیم، این جز افسانه‌هاى پیشینیان نیست.

نکته‌ها
در آیه‌ى قبل، سخن از مكرهاى پى در پى كفّار و توطئه براى طرد و كشتن پیامبر صلى الله علیه وآله بود، این آیه نمونه‌اى از مكرهاى فرهنگى آنان را كه براى تحقیر مكتب و قرآن طرح شده است، بیان مى‌كند.

«اَساطیر» جمع «اسطوره»، به معناى افسانه‌هاى خرافى و خیالى است، كه یا درباره‌ى انسان‌هاى اوّلیه است و یا ساخته و پرداخته آنان است.

نضربن حارث در سفرى به ایران، داستان رستم و اسفندیار را فرا گرفته و در بازگشت به حجاز براى مردم بازگو مى‌كرد و مدّعى بود كه من هم مى‌توانم مثل محمّد صلى الله علیه وآله حرف بزنم و قصه بگویم. 504


504) تفاسیر مجمع البیان، روح المعانى و فى ظلال القرآن‌
پیام‌ها
از حربه‌هاى دشمن، عوام‌فریبى، سبك شمردن و مسخره نمودن حقّ است. «قالوا قد سمعنا لو نشاء لقلنا مثل هذا» امّا دشمنان طبل توخالى‌اند و تنها ادّعا دارند و در عمل، از آوردن نظیر قرآن عاجزند.

دشمنان نیز به برترى و فوق تصوّر بودن قرآن، اعتراف داشتند. «ان هذا الاّ أساطیر الاوّلین»

تهمت تحجّر، سنّت‌گرایى وكهنه‌پرستى، از قدیمى‌ترین تهمت‌ها به مؤمنان است. «أساطیر الاوّلین»