۞ وَتَرَكۡنَا بَعۡضَهُمۡ يَوۡمَئِذٍ يَمُوجُ فِي بَعۡضٍ وَنُفِخَ فِي ٱلصُّورِ فَجَمَعۡنَـٰهُمۡ جَمۡعًا
99
۞ وَتَرَكۡنَا بَعۡضَهُمۡ يَوۡمَئِذٍ يَمُوجُ فِي بَعۡضٍ وَنُفِخَ فِي ٱلصُّورِ فَجَمَعۡنَـٰهُمۡ جَمۡعًا
99
وَعَرَضۡنَا جَهَنَّمَ يَوۡمَئِذٍ لِّلۡكَـٰفِرِينَ عَرۡضًا
100
ٱلَّذِينَ كَانَتۡ أَعۡيُنُهُمۡ فِي غِطَآءٍ عَن ذِكۡرِي وَكَانُواْ لَا يَسۡتَطِيعُونَ سَمۡعًا
101
از امام رضا علیه السلام در تفسیر آیهى «اعینهم فى غِطاء عن ذِكرِى» نقل شده كه به مأمون فرمود: مراد از «ذكر» در این آیه علىبن ابىطالبعلیهما السلام است.104
مراد از چشم و گوش در آیهى 101، معرفت، بصیرت و شناخت است، یعنى چشم و گوش دل، نه عضو خاصّ در سر. زیرا قرآن گاهى كورى را به دل نسبت مىدهد و مىفرماید: «مَن كان فى هذه اَعمى»105
104) تفسیر لاهیجى.
شكسته شدن سدّ ذوالقرنین از نشانههاى قیامت است. «اذا جاء وعد ربّى... نُفِخ فى الصّور»
پیش از قیامت، زمین توسط اقوامى به هرج و مرج كشیده مىشود. «تركنا... یَموج» هر چند با ظهور امام زمان علیه السلام این هرج و مرج اصلاح مىشود.
راه شناخت، بیشتر به وسیلهى چشم و گوش است. آنان چشمشان در پرده بود و گوششان قدرت شنیدن حقّ را نداشت. و حقّ را نمىفهمیدند، والاّ ذكر كه دیدنى نیست! «اعینهم فى غطاء عن ذِكرى»
انسان شنوا به خاطر عناد، به جایى مىرسد كه توان شنیدن حقّ را ندارد. «لایستطیعون سمعاً»
دلیل عرضهى جهنّم بر كافران، عملكرد و قساوت خودشان در دنیاست. «عَرضنا جهنّم...الذّین كانت ...»