بزودى خواهند گفت: (اصحاب كهف) سه نفر بودند، چهارمینشان سگشان بود و (عدّهاى) گویند: پنج نفر بودند، ششمین آنان سگشان بود. (این سخنى بىدلیل و) پرتاب تیرِ گمان به گذشتهاى ناپیداست. و (عدّهاى دیگر) گویند: هفت تن بودند و هشتمین آنان سگشان بود. بگو: پروردگارم به تعدادشان داناتر است (و شمار) آنان را جز اندكى، كسى نمىداند. پس دربارهى آنان جز به ظاهر (و آنچه آشكار كردهایم)، مجادله مكن و دربارهى ایشان از هیچ كس از (اهل كتاب) نظر مخواه.
نکتهها
در مورد «
رابعهم» و «
سادسهم»، كلمهى «
واو» نیامده است، ولى همراه «
ثامنهم»، «
واو» آمده است، شاید به این جهت كه نظریّهى سه نفر یا پنج نفر بودن آنان، از نااهلان است كه خدا هم تعبیر «
رجماً بالغیب» دارد، ولى نظریّهى هفت تن بودن از مؤمنان و اهل دقّت است.
20 از این رو، كلمهى «
رَجماً بالغیب» نیامده وبه احترام آنان، میان اصحاب كهف و سگشان با واوِ عاطفه فاصله شده است.
اگر حركتها با ارزش وانسانها هدف داشته باشند، وابستهها و متعلّقات و حتى حیوانات همراه نیز باید به حساب آیند. چون حیوان بودن و نجس بودن دلیل بر بىارزشى نیست. در این آیه سه بار از سگ یاد شده و در آیهى 18 نیز به نقش مثبت سگ اصحاب كهف اشاره شده است. «وكلبهم باسط ذراعیه بالوصید»
در آیات مختلف این سوره از حدسگرایى انتقاد شده است:
«ربّكم اعلم بمالبثتم» آیه 19، «ربّهم اعلم بهم» آیه 21، «ربّى اعلم بعدّتهم» آیه 22 و «قل اللّه اعلم بما لَبثوا» آیه 26.
20) این نظریه را ابن عباس از امیرالمؤمنین علیه السلام نقل كرده است.
پیامها

قرآن از آینده خبر مىدهد. «
سیقولون»
سخن بىدلیل نگوییم و به تخمین و حدس تكیه نكنیم. «رجماً بالغیب»
در موارد غیر لازم باید از بحث و جدل چشم پوشید. «لا تمار فیهم ...»
به جاى اندیشیدن به عدد، به هدف بیندیشید و دنبال دانستنىهاى بىفایده نروید. «لا تستفت فیهم منهم احداً»
دانستن وسؤال از هركسى جایز نیست، از نااهلان نپرسیم. «لاتستفت... منهم»