سوره کهف - آیه 29 جزء 15 - صفحه 297

    وَقُلِ ٱلۡحَقُّ مِن رَّبِّكُمۡ‌ فَمَن شَآءَ فَلۡيُؤۡمِن وَمَن شَآءَ فَلۡيَكۡفُرۡ‌ۚ إِنَّآ أَعۡتَدۡنَا لِلظَّـٰلِمِينَ نَارًا أَحَاطَ بِهِمۡ سُرَادِقُهَا‌ۚ وَإِن يَسۡتَغِيثُواْ يُغَاثُواْ بِمَآءٍ كَٱلۡمُهۡلِ يَشۡوِي ٱلۡوُجُوهَ‌ۚ بِئۡسَ ٱلشَّرَابُ وَسَآءَتۡ مُرۡتَفَقًا

    29

تفسیر نور
و بگو: حقّ از سوى پروردگار شما رسیده است، پس هر كه خواست ایمان آورد و هر كه خواست كافر شود. همانا ما براى ستمگران آتشى مهیّا كرده‌ایم كه (شعله‌هایش) همچون سراپرده‌اى آنان را فراگرفته و چون پناه خواهند، با آبى (مانند مس) گداخته كه چهره‌ها را بریان مى‌كند یارى مى‌شوند! چه بد نوشیدنى و چه بد جایگاهى است!

نکته‌ها
آیه، گویا پاسخ به كسانى است كه براى ایمان آوردنشان، شرط و شروط مى‌گذارند و مى‌گویند: شرط گرویدن ما آن است كه فقرا را طرد كنى.

گرچه مردم در انتخاب ایمان و كفر مختارند، ولى باید بدانند كه سرانجام كفر، عذاب سوزان قیامت است.

«سُرادِق» یعنى سراپرده، وتنها یك‌بار در قرآن آمده است، آن هم درباره دوزخیان.

امام رضاعلیه السلام به یكى از كارمندان طاغوت فرمود: اگر از كوه بیفتم و قطعه قطعه شوم، بهتر از آن است كه كارگزار طاغوت باشم، مگر آنكه مشكلى از مؤمنان بگشایم. سپس فرمود: خداوند، كارگزاران طاغوت را در سرادقى از آتش قرار مى‌دهد تا از حساب خلایق فارغ شود.

پیام‌ها
تنها سرچشمه‌ى حقّ خداوند است. «الحقّ من ربّكم»

تقاضاى طرد فقراى مؤمن حقّ نیست، بلكه حقّ آن است كه از طرف خدا باشد. «قل الحقّ من ربّكم»

گرایش و عدم گرایش مردم، در حقّانیّت دین تأثیرى ندارد. «قل الحقّ من ربّكم فمَن شاء فلیؤمن و مَن شاء فلیَكفر»

پیامبر مسئول ابلاغ است وانسان‌ها در پذیرش ایمان و كفر آزادند. «فمَن شاء فلیؤمن و مَن شاء فلیفكر»

متاع كفر و دین، بى‌مشترى نیست‌ گروهى آن، گروهى این پسندند

كفر، ظلم به خویشتن است. «فلیكفر، اَعتدنا للظالمین»

دوزخ، از هم اكنون آماده است. «اَعتدنا»

سرنوشت انسان در گرو گرایش‌ها و اعمال اوست. «اَعتدنا للظالمین ناراً احاط بها سُرادقها» شهوات و مفاسدى كه انسان را فرامى‌گیرد، در آخرت آتشى است كه او را احاطه مى‌كند.

توجّه به فرجام شوم كافران، نقش مهمى در تربیت انسان دارد. «للظالمین ناراً احاط بها...»

معاد، جسمانى است. «یَشوِى الوجوه»