مَّـٰكِثِينَ فِيهِ أَبَدًا
3
مَّـٰكِثِينَ فِيهِ أَبَدًا
3
وَيُنذِرَ ٱلَّذِينَ قَالُواْ ٱتَّخَذَ ٱللَّهُ وَلَدًا
4
با توجّه به آیات دیگر قرآن، اتّهام فرزند داشتن خدا، تهمتى بزرگ و شایع میان مشركان بوده است. مسیحیان هم «أب، اِبن و روحالقدس» مىگفتند. یهودیان نیز «عُزیر» را فرزند خدا مىدانستند و مشركان، فرشتگان را دختران خدا مىپنداشتند. در حالى كه این عقیده نه موافق با واقعیّت است و نه منطبق با عقل.
انسان علاقه به زندگى همیشگى وماندگار دارد، و خداوند آن را در قیامت قرار داده است. «ماكثین فیه ابدا»
از ویژگى نعمتهاى الهى در آخرت، جاودانگى آنهاست و در قیامت، مرگ و فنا نیست. «ماكثین فیه ابداً»
اصلاح عقیدهى مردم، از وظایف انبیاست. «ینذر الّذین قالوا»
جهل و ناآگاهى، بستر انحراف است. «قالوا... مالهم به من علم»
عقاید باید بر اساس علم باشد و از عقیده بدون علم انتقاد شده است. «ما لهم به من علم»
كسى كه ایمان نداشته باشد، به خالق خود نیز تهمت مىزند. «كَبُرت كلمة...»
فرزند داشتن خداوند، تهمتى بىاساس است. «ما لهم به من علم»
نسبت دادن فرزند به خدا، هم شرك است، هم تشبیه نابجا و هم نیازمند دانستن خدا به جانشین و همكار. «كَبُرت...»