فَعَسَىٰ رَبِّيٓ أَن يُؤۡتِيَنِ خَيۡرًا مِّن جَنَّتِكَ وَيُرۡسِلَ عَلَيۡهَا حُسۡبَانًا مِّنَ ٱلسَّمَآءِ فَتُصۡبِحَ صَعِيدًا زَلَقًا
40
فَعَسَىٰ رَبِّيٓ أَن يُؤۡتِيَنِ خَيۡرًا مِّن جَنَّتِكَ وَيُرۡسِلَ عَلَيۡهَا حُسۡبَانًا مِّنَ ٱلسَّمَآءِ فَتُصۡبِحَ صَعِيدًا زَلَقًا
40
أَوۡ يُصۡبِحَ مَآؤُهَا غَوۡرًا فَلَن تَسۡتَطِيعَ لَهُۥ طَلَبًا
41
فقیران مأیوس نباشند، «انَا اَقلّ... عسى ربّى» كه یأس وناامیدى بدتر از فقر است.
اگر خدا بخواهد، فقیر، غنى، بلكه برتر از غنى مىشود. «خیراً من جنّتك»
آرزوى سلب نعمت از كفّار فخرفروش، و نفرین بر آنان، پسندیده است. «یرسل علیها حُسباناً...»
قهر خداوند حساب شده و عادلانه است. «حُسباناً»
ثروتمندان به داشتههاى خود مغرور نشوند، شاید در یك لحظه همه ثروتشان نابود شود. «فتُصبِح صَعیداً زَلَقا»
شرك و كفر و فخرفروشى، دارایى و سرسبزى را به كویر تبدیل مىكند. «فتُصبح صعیداً زَلَقا»
دست خدا براى قهر و عذاب، باز است، چه از آسمان، چه از زمین. «یرسل علیها حُسباناً من السماء - یُصبِح ماؤها غَوراً»
در برابر خشم و غضب الهى، قدرت و راه نجاتى نیست. «فلن تَستطیع له طَلَباً»