سوره کهف - آیات 43 تا 44 جزء 15 - صفحه 298

    وَلَمۡ تَكُن لَّهُۥ فِئَةٌ يَنصُرُونَهُۥ مِن دُونِ ٱللَّهِ وَمَا كَانَ مُنتَصِرًا

    43

    هُنَالِكَ ٱلۡوَلَـٰيَةُ لِلَّهِ ٱلۡحَقِّ‌ۚ هُوَ خَيۡرٌ ثَوَابًا وَخَيۡرٌ عُقۡبًا

    44

تفسیر نور
و هیچ گروهى نداشت كه او را در برابر (قهر) خدا یارى كنند و نمى‌توانست خودش را یارى كند. آنجا (ثابت شد كه) ولایت و قدرت تنها از آنِ خداى حقّ است و (نزد) اوست بهترین پاداش و نیكوترین فرجام.

نکته‌ها
قرآن بارها تأكید كرده كه انسان، هنگام مواجهه با خطر و گسستن وسایل مادّى، رو به خدا مى‌آورد و او را از عمق جان صدا مى‌زند، در دریا وقتى گرفتار امواج مى‌شود یا وقتى عذاب مى‌آید، اظهار ایمان مى‌كند.

اینجا نیز وقتى آن شخص با باغ سوخته‌اش روبرو شد و فریادرسى نداشت، فهمید كه ولایت حقّ، مخصوص خداى یكتاست. «هنالك الولایة للّه الحقّ»

كلمه‌ى «ولایت» در این آیه، به معناى قدرت و نصرت مى‌باشد.

پیام‌ها
عاقبتِ اعتماد به غیر خدا، ناكامى است. «لم تكن له فئة ینصرونه»

هنگام فرارسیدن قهر خدا، مال و فرزند هر چند بسیار باشد به كار نمى‌آید. «ولم تكن له فئة ینصرونه» (از یاران دوران رفاه به هنگام خطر خبرى نیست.)

قطعنامه‌ى همه‌ى حوادث تلخ، تنها یك جمله است و آن اینكه قدرت تنها از آنِ خداست. «هنالك الولایة للّه الحقّ»

ولایت‌هاى غیر الهى ناپایدار و باطل است، وتنها ولایت خدا ثابت و حقّ است. «الولایة للّه الحق»

چه محاسبه‌گر باشیم، چه دوراندیش، باید به سراغ خدا برویم. «هو خیرٌ ثواباً و خیرٌ عقباً»

نصرت الهى و حقانیّت خداوند، ضامن پرداخت بهترین پاداش و فرجام است. «هنالك الولایة للّه الحق هو خیر ثوابا و خیر عقبا»

ملاك ارزشها، عاقبت و پاداش خوب است. «خیر ثوابا و خیر عقبا»