وَلَمۡ تَكُن لَّهُۥ فِئَةٌ يَنصُرُونَهُۥ مِن دُونِ ٱللَّهِ وَمَا كَانَ مُنتَصِرًا
43
وَلَمۡ تَكُن لَّهُۥ فِئَةٌ يَنصُرُونَهُۥ مِن دُونِ ٱللَّهِ وَمَا كَانَ مُنتَصِرًا
43
هُنَالِكَ ٱلۡوَلَـٰيَةُ لِلَّهِ ٱلۡحَقِّۚ هُوَ خَيۡرٌ ثَوَابًا وَخَيۡرٌ عُقۡبًا
44
اینجا نیز وقتى آن شخص با باغ سوختهاش روبرو شد و فریادرسى نداشت، فهمید كه ولایت حقّ، مخصوص خداى یكتاست. «هنالك الولایة للّه الحقّ»
كلمهى «ولایت» در این آیه، به معناى قدرت و نصرت مىباشد.
هنگام فرارسیدن قهر خدا، مال و فرزند هر چند بسیار باشد به كار نمىآید. «ولم تكن له فئة ینصرونه» (از یاران دوران رفاه به هنگام خطر خبرى نیست.)
قطعنامهى همهى حوادث تلخ، تنها یك جمله است و آن اینكه قدرت تنها از آنِ خداست. «هنالك الولایة للّه الحقّ»
ولایتهاى غیر الهى ناپایدار و باطل است، وتنها ولایت خدا ثابت و حقّ است. «الولایة للّه الحق»
چه محاسبهگر باشیم، چه دوراندیش، باید به سراغ خدا برویم. «هو خیرٌ ثواباً و خیرٌ عقباً»
نصرت الهى و حقانیّت خداوند، ضامن پرداخت بهترین پاداش و فرجام است. «هنالك الولایة للّه الحق هو خیر ثوابا و خیر عقبا»
ملاك ارزشها، عاقبت و پاداش خوب است. «خیر ثوابا و خیر عقبا»