وَرَءَا ٱلۡمُجۡرِمُونَ ٱلنَّارَ فَظَنُّوٓاْ أَنَّهُم مُّوَاقِعُوهَا وَلَمۡ يَجِدُواْ عَنۡهَا مَصۡرِفًا
53
وَرَءَا ٱلۡمُجۡرِمُونَ ٱلنَّارَ فَظَنُّوٓاْ أَنَّهُم مُّوَاقِعُوهَا وَلَمۡ يَجِدُواْ عَنۡهَا مَصۡرِفًا
53
شرك، جرم و مشرك مجرم است. «نادوا شركائى... رأى المجرمون»
دیدن آتش، عذاب است وسوختن در آن عذابى دیگر. «رأى المجرمون»
در قیامت، گرچه مجرمان آتش را از دور دست مىبینند59، ولى چنان با صدا و نفیر است كه مىپندارند الآن در آن مىافتند. «فظنّوا أنّهم مواقعوها»
شرك، عذابى ابدى دارد. «لمیجدوا عنها مَصرِفاً»
مجرم در قیامت امیدى به نجات و راه فرار ندارد. «لمیجدوا عنها مَصرِفاً»