سوره کهف - آیه 52 جزء 15 - صفحه 299

    وَيَوۡمَ يَقُولُ نَادُواْ شُرَكَآءِيَ ٱلَّذِينَ زَعَمۡتُمۡ فَدَعَوۡهُمۡ فَلَمۡ يَسۡتَجِيبُواْ لَهُمۡ وَجَعَلۡنَا بَيۡنَهُم مَّوۡبِقًا

    52

تفسیر نور
و (یاد كن روز قیامتى را) روزى كه (خداوند به مشركان) مى‌گوید: آنان را كه شریك من مى‌پنداشتید فرا بخوانید (تا كمكتان كنند)، پس (مشركان) آنها را مى‌خوانند ولى پاسخى به آنان نمى‌دهند و ما میانشان ورطه‌ى هلاكت قرار مى‌دهیم.

نکته‌ها
آنان كه از خدا جدا شوند سرگردانند و به هر چیز روى مى‌آورند، از انسان تا جماد و حیوانات، از خورشید و ماه در آسمان تا گاو وگوساله در زمین، از فرشتگان معصوم تا شیاطین فاسق، ولى هرچه بخوانند جوابى نمى‌شنوند، «فلم یستجیبوا لهم» امّا اگر خدا را بخوانند، حتماً پاسخشان داده مى‌شود. «اُدعونى اَستَجب لكم»57

سؤال: در قرآن مى‌خوانیم كه خدا با كتمان كنندگان حقّ وپیمان‌شكنان حرف نمى‌زند، «لایكلّمهم اللّه»58 پس چرا در این آیه بامشركان سخن مى‌گوید؟

پاسخ: شاید به خاطر این است كه دانشمندانِ كتمان‌كننده از مشركان بدترند، یا آنكه قیامت مراحل مختلفى دارد، در یك مرحله خدا سخن نمى‌گوید، ولى در مرحله‌اى دیگر با آنان سخن گفته و مورد عتاب قرار مى‌دهد. و ممكن است مراد این باشد كه سخنى محبّت‌آمیز با آنان نمى‌گوید، ولى سخنان توبیخى و تحقیرآمیز مى‌گوید.


57) غافر، 60.

58) بقره، 174 ؛ آل‌عمران، 77.

پیام‌ها
در قیامت میان مشركان و معبودهاى آنان، فاصله زیادى است. «نادوا»

خداوند در قیامت به مشركان فرصت استمداد از معبودها را مى‌دهد، ولى چه سود؟ «نادوا شركائى...فلم یستجیبوا لهم»

ریشه‌ى شرك، جهل وپندارهاى بى‌اساس است. «زعمتم»