فَٱنطَلَقَا حَتَّىٰٓ إِذَا رَكِبَا فِي ٱلسَّفِينَةِ خَرَقَهَا قَالَ أَخَرَقۡتَهَا لِتُغۡرِقَ أَهۡلَهَا لَقَدۡ جِئۡتَ شَيۡـًٔا إِمۡرًا
71
فَٱنطَلَقَا حَتَّىٰٓ إِذَا رَكِبَا فِي ٱلسَّفِينَةِ خَرَقَهَا قَالَ أَخَرَقۡتَهَا لِتُغۡرِقَ أَهۡلَهَا لَقَدۡ جِئۡتَ شَيۡـًٔا إِمۡرًا
71
قَالَ أَلَمۡ أَقُلۡ إِنَّكَ لَن تَسۡتَطِيعَ مَعِيَ صَبۡرًا
72
همراهى افراد، گاهى تا پایان راه نیست. همسفر اوّل موسى، در ادامه راه با آنان نبود و موسى وخضر، دو نفرى به راه افتادند. «فانطلقا» و نفرمود: «فانطلقوا»
فراگیرى علم، محدود به زمان و مكان و وسیلهى خاصّى نیست. «ركبا فى السفینة» (در دریا و سوار بر كشتى و در سفر هم مىتوان آموخت.)
اگر علم و حكمتِ كسى را پذیرفتیم باید در برابر كارهایش، حتّى اگر به نظر ما عجیب آید، سكوت كنیم. «السفینة خرقها»
گاهى لازمهى آموزش، خراب كردن است. «خرقها»
هنگام خطر، هر كسى خود و منافع خود را مىبیند، ولى انبیا به فكر دیگرانند. «لتغرق اهلها» و نفرمود: «لتغرقنا»
سوراخ كردن كشتى، به ظاهر هم تصرّف بىاجازه در مال دیگرى بود، هم زیان و خسارت رساندن بىدلیل به مال و جان خود و دیگران، لذا حضرت موسى اعتراض كرد. «شیئاً اِمراً»