سوره کهف - آیات 71 تا 72 جزء 15 - صفحه 301

    فَٱنطَلَقَا حَتَّىٰٓ إِذَا رَكِبَا فِي ٱلسَّفِينَةِ خَرَقَهَا‌ قَالَ أَخَرَقۡتَهَا لِتُغۡرِقَ أَهۡلَهَا لَقَدۡ جِئۡتَ شَيۡـًٔا إِمۡرًا

    71

    قَالَ أَلَمۡ أَقُلۡ إِنَّكَ لَن تَسۡتَطِيعَ مَعِيَ صَبۡرًا

    72

تفسیر نور
پس آن دو (موسى و خضر) به راه افتادند، تا آنكه سوار كشتى شدند. (خضر) آن را سوراخ كرد. موسى (از روى اعتراض یا تعجّب) گفت: آیا آن را سوراخ كردى تا سرنشینان آن را غرق كنى؟ راستى كه كار ناروایى انجام دادى! (خضر) گفت: آیا نگفتم تو هرگز نمى‌توانى همراه من شكیبا باشى؟

نکته‌ها
«خَرق» به معناى پاره كردن چیزى از روى فساد و بدون مطالعه است. كلمه‌ى «اِمر» به كار مهم شگفت‌آور یا بسیار زشت گفته مى‌شود.
پیام‌ها
در آموزش، زمان را از دست ندهید. «فانطلقا» (حرف «ف» نشانه فوریّت است)

همراهى افراد، گاهى تا پایان راه نیست. همسفر اوّل موسى، در ادامه راه با آنان نبود و موسى وخضر، دو نفرى به راه افتادند. «فانطلقا» و نفرمود: «فانطلقوا»

فراگیرى علم، محدود به زمان و مكان و وسیله‌ى خاصّى نیست. «ركبا فى السفینة» (در دریا و سوار بر كشتى و در سفر هم مى‌توان آموخت.)

اگر علم و حكمتِ كسى را پذیرفتیم باید در برابر كارهایش، حتّى اگر به نظر ما عجیب آید، سكوت كنیم. «السفینة خرقها»

گاهى لازمه‌ى آموزش، خراب كردن است. «خرقها»

هنگام خطر، هر كسى خود و منافع خود را مى‌بیند، ولى انبیا به فكر دیگرانند. «لتغرق اهلها» و نفرمود: «لتغرقنا»

سوراخ كردن كشتى، به ظاهر هم تصرّف بى‌اجازه در مال دیگرى بود، هم زیان و خسارت رساندن بى‌دلیل به مال و جان خود و دیگران، لذا حضرت موسى اعتراض كرد. «شیئاً اِمراً»