۞ قَالَ أَلَمۡ أَقُل لَّكَ إِنَّكَ لَن تَسۡتَطِيعَ مَعِيَ صَبۡرًا
75
۞ قَالَ أَلَمۡ أَقُل لَّكَ إِنَّكَ لَن تَسۡتَطِيعَ مَعِيَ صَبۡرًا
75
قَالَ إِن سَأَلۡتُكَ عَن شَيۡءِۭ بَعۡدَهَا فَلَا تُصَـٰحِبۡنِي قَدۡ بَلَغۡتَ مِن لَّدُنِّي عُذۡرًا
76
سه بار آزمایش و مهلت دادن، براى شناخت خصلتها كافى است. «اِن سئلتك عن شىء بعدها»
اگر با كسى تضادّ فكرى داریم و یكدیگر را درك نمىكنیم، بى آنكه مقاومت كنیم از هم جدا شویم. «فلا تصاحبنى»
اعتراضهاى موسى به خاطر ابهامهایى بود كه در كار خضر مىدید و جنبهى سؤال داشت. «اِن سئلتك»
دربارهى عملكرد خود، رأى منصفانه بدهیم. «فلاتصاحبنى» موسى مسئولیّت بىصبرى خود را بر عهده گرفت.
وقتى از كسى جدا مىشویم، ادب را مراعات كنیم. «فلا تصاحبنى قد بَلغتَ من لدنّى عُذرا»
هر جدایى، نشانهى كینه وعقده و غرور وتكبّر نیست. «قدبَلغتَ من لدنّى عذراً»