سوره کهف - آیات 75 تا 76 جزء 16 - صفحه 302

    ۞ قَالَ أَلَمۡ أَقُل لَّكَ إِنَّكَ لَن تَسۡتَطِيعَ مَعِيَ صَبۡرًا

    75

    قَالَ إِن سَأَلۡتُكَ عَن شَيۡءِۭ بَعۡدَهَا فَلَا تُصَـٰحِبۡنِي‌ قَدۡ بَلَغۡتَ مِن لَّدُنِّي عُذۡرًا

    76

تفسیر نور
گفت: آیا نگفتمت كه نمى‌توانى همپاى من صبر كنى؟ (موسى) گفت: اگر از این پس چیزى از تو پرسیدم، دیگر با من همراه مباش، قطعاً از سوى من معذور خواهى بود (و اگر رهایم كنى حقّ دارى).

نکته‌ها
پیامبرصلى الله علیه وآله فرمودند: اگر موسى صبر مى‌كرد، عجایب بیشترى از خضر مى‌دید.79
79) تفسیر طبرى و ابوالفتوح.
پیام‌ها
اولیاى خدا در تحمّل علم و ظرفیّت، در یك درجه نیستند. «لن تستطیع»

سه بار آزمایش و مهلت دادن، براى شناخت خصلت‌ها كافى است. «اِن سئلتك عن شى‌ء بعدها»

اگر با كسى تضادّ فكرى داریم و یكدیگر را درك نمى‌كنیم، بى آنكه مقاومت كنیم از هم جدا شویم. «فلا تصاحبنى»

اعتراض‌هاى موسى به خاطر ابهام‌هایى بود كه در كار خضر مى‌دید و جنبه‌ى سؤال داشت. «اِن سئلتك»

درباره‌ى عملكرد خود، رأى منصفانه بدهیم. «فلاتصاحبنى» موسى مسئولیّت بى‌صبرى خود را بر عهده گرفت.

وقتى از كسى جدا مى‌شویم، ادب را مراعات كنیم. «فلا تصاحبنى قد بَلغتَ من لدنّى عُذرا»

هر جدایى، نشانه‌ى كینه وعقده و غرور وتكبّر نیست. «قدبَلغتَ من لدنّى عذراً»