سوره کهف - آیات 89 تا 91 جزء 16 - صفحه 303

    ثُمَّ أَتۡبَعَ سَبَبًا

    89

    حَتَّىٰٓ إِذَا بَلَغَ مَطۡلِعَ ٱلشَّمۡسِ وَجَدَهَا تَطۡلُعُ عَلَىٰ قَوۡمٍ لَّمۡ نَجۡعَل لَّهُم مِّن دُونِهَا سِتۡرًا

    90

    كَذَٰلِكَ‌ وَقَدۡ أَحَطۡنَا بِمَا لَدَيۡهِ خُبۡرًا

    91

تفسیر نور
سپس (ذوالقرنین براى سفر دیگر) سببِ (دیگرى) را پیگیرى كرد. تا آنكه به محلّ طلوع خورشید رسید، آن را چنان یافت كه بر قومى طلوع مى‌كند كه جز خورشید براى آنان پوشش وسایه‌بانى قرار نداده بودیم. و ما اینگونه به آنچه از امكانات و برنامه نزد او (ذوالقرنین) بود، احاطه داشتیم (و كارهایش زیر نظر ما بود).

نکته‌ها
ذوالقرنین، پس از سفرى به سوى غرب واقامه‌ى نظام عادلانه دینى در میان ساحل‌نشینان، سفرى نیز به شرق كرد.

مراد از اینكه جز خورشید، سایه‌بانى نداشتند، زندگى ابتدایى وبدون امكانات است. به فرموده امام صادق‌علیه السلام: نه خانه‌سازى مى‌دانستند، نه خیّاطى. خورشید، بى‌مانع بر آنان مى‌تابید به گونه‌اى كه صورت‌هاى آنان سیاه شده بود.97


97) تفسیر نورالثقلین.
پیام‌ها
افراد صالح و متعهّد، پیگیرى و پشتكار دارند. «ثمّ اَتْبَع سبباً»

مردان خدا، با داشتن همه نوع امكانات رفاهى، براى نجات محرومان و گسترش عدالت حركت مى‌كنند. «ثمّ اتْبَع سبباً...»

بازگو كردن سفرهاى مردان خدا و بركات مترتّب بر آن، ارزش و مایه‌ى درس و عبرت است. «اَتْبَع سبباً حتّى اذا...»

آنچه مهم است؛ هدایت و خدمت به مردم است، چه درشرق باشد چه در غرب. «ثمّ اتْبع سبباً...»

خداوند به افراد و نعمت‌هاى ویژه‌اى كه به آنان عطا فرموده، آگاهى كامل دارد. «احطنا بما لدیه خُبراً» (بازگویى سفرهاى ذوالقرنین و حوادث و گفتگوهاى او با مردم، نمونه‌اى از احاطه‌ى علمى خداوند است.)