ثُمَّ أَتۡبَعَ سَبَبًا
92
ثُمَّ أَتۡبَعَ سَبَبًا
92
حَتَّىٰٓ إِذَا بَلَغَ بَيۡنَ ٱلسَّدَّيۡنِ وَجَدَ مِن دُونِهِمَا قَوۡمًا لَّا يَكَادُونَ يَفۡقَهُونَ قَوۡلًا
93
در این سوره، سه ماجرا نقل شده است كه در هر سه، حركت و هجرت وجود دارد: هجرت اصحاب كهف، هجرت موسى براى دیدار خضر، هجرت ذوالقرنین؛ اوّلى هجرت براى حفظ ایمان است، دوّمى براى تحصیل دانش و سوّمى براى نجات محرومان مىباشد.
هر حركت و هدف و سفرى، وسیلهاى خاص نیاز دارد. جملهى «اَتبَع سببا» براى هر حركت و سفرى تكرار شده است.
براى مردان خدا، توقّف از فعالیّت و فراغت و بازنشستگى معنى ندارد. «ثمّ اَتْبَعَ سبباً»
پیشواى مردم باید به مناطق دیگر هم سركشى كند و در جریان اوضاع قرار گیرد. «حتّى اذا بلغ ...»
تا حركت و كاوش نباشد، نیازها و واقعیّات شناخته نمىشود. «اذا بلغ ... وجد»
خدمت به محرومان یك ارزش است، چه با فرهنگ باشند یا نباشند. «لایكادون یفقهون»