سوره کهف - آیات 99 تا 101 جزء 16 - صفحه 304

    ۞ وَتَرَكۡنَا بَعۡضَهُمۡ يَوۡمَئِذٍ يَمُوجُ فِي بَعۡضٍ‌ وَنُفِخَ فِي ٱلصُّورِ فَجَمَعۡنَـٰهُمۡ جَمۡعًا

    99

    وَعَرَضۡنَا جَهَنَّمَ يَوۡمَئِذٍ لِّلۡكَـٰفِرِينَ عَرۡضًا

    100

    ٱلَّذِينَ كَانَتۡ أَعۡيُنُهُمۡ فِي غِطَآءٍ عَن ذِكۡرِي وَكَانُواْ لَا يَسۡتَطِيعُونَ سَمۡعًا

    101

تفسیر نور
و در آن روز (پایان جهان)، مردم را رها مى‌كنیم تا بعضى در بعضى همچون موج درآمیزند و(چون) در صور دمیده شود، همه را یكجا گرد خواهیم آورد. و آن روز، دوزخ را چنان كه باید، بر كافران عرضه خواهیم كرد. آنان كه چشمانشان از یاد من در پرده‌ى غفلت بود و (از شدّت تعصّب و لجاجت) توان شنیدن (سخن حقّ) را نداشتند.

نکته‌ها
اگر آیه «وتركنا...» را در كنار آیه‌ى «حتّى اذا فُتِحَت یأجوجُ و مأجوجُ و هم من كلّ حدبٍ ینسلون و اقترب الوعد...»103 قرار دهیم، به نظر مى‌رسد كه مسأله‌ى قوم یأجوج و مأجوج، مربوط به قیامت و گویا مقدّمه‌ى آن است. یعنى پیش از قیامت، قوم یأجوج و مأجوج، آزاد و رها و مثل موج گسترده مى‌شوند.

از امام رضا علیه السلام در تفسیر آیه‌ى «اعینهم فى غِطاء عن ذِكرِى» نقل شده كه به مأمون فرمود: مراد از «ذكر» در این آیه على‌بن ابى‌طالب‌علیهما السلام است.104

مراد از چشم و گوش در آیه‌ى 101، معرفت، بصیرت و شناخت است، یعنى چشم و گوش دل، نه عضو خاصّ در سر. زیرا قرآن گاهى كورى را به دل نسبت مى‌دهد و مى‌فرماید: «مَن كان فى هذه اَعمى»105


103) انبیاء، 96.

104) تفسیر لاهیجى.

105) اسراء، 72.

پیام‌ها
هر جا كه امنیّت هست از لطف اوست، اگر لحظه‌اى مردم را رها كند، جهان ناأمن مى‌شود. «تَركنا بعضهم...»

شكسته شدن سدّ ذوالقرنین از نشانه‌هاى قیامت است. «اذا جاء وعد ربّى... نُفِخ فى الصّور»

پیش از قیامت، زمین توسط اقوامى به هرج و مرج كشیده مى‌شود. «تركنا... یَموج» هر چند با ظهور امام زمان علیه السلام این هرج و مرج اصلاح مى‌شود.

راه شناخت، بیشتر به وسیله‌ى چشم و گوش است. آنان چشمشان در پرده بود و گوششان قدرت شنیدن حقّ را نداشت. و حقّ را نمى‌فهمیدند، والاّ ذكر كه دیدنى نیست! «اعینهم فى غطاء عن ذِكرى»

انسان شنوا به خاطر عناد، به جایى مى‌رسد كه توان شنیدن حقّ را ندارد. «لایستطیعون سمعاً»

دلیل عرضه‌ى جهنّم بر كافران، عملكرد و قساوت خودشان در دنیاست. «عَرضنا جهنّم...الذّین كانت ...»