فَخَرَجَ عَلَىٰ قَوۡمِهِۦ مِنَ ٱلۡمِحۡرَابِ فَأَوۡحَىٰٓ إِلَيۡهِمۡ أَن سَبِّحُواْ بُكۡرَةً وَعَشِيًّا
11
فَخَرَجَ عَلَىٰ قَوۡمِهِۦ مِنَ ٱلۡمِحۡرَابِ فَأَوۡحَىٰٓ إِلَيۡهِمۡ أَن سَبِّحُواْ بُكۡرَةً وَعَشِيًّا
11
«محراب» را محراب گویند، چون محل جنگ با شیطان و وسوسههایى است كه مانع تمركز فكر انسان مىشود. شاید محرابهاى بنىاسرائیل همان مسجدهایى بوده است كه مردم آنجا را براى عبادت انتخاب كرده و در آن عبادت مىكردند.
به گفته طبرسى و فخررازى، مراد از تسبیح در این آیه، نماز است، زیرا نماز مشتمل بر تسبیح است.
مردان خدا، مكان خاصّى را براى عبادات خود قرار مىدهند. «المحراب»
كسى كه مردم را به عبادت دعوت مىكند، باید خود نیز اهل عبادت باشد. «فخرج على قومه من المحراب فاوحى الیهم»
با هر وسیلهاى باید تبلیغ كرد. (آنجا كه زبان زكریّا بند مىآید، با اشاره به مردم سفارش مىكند كه خدا را تسبیح كنید.) «فاوحى الیهم»
وظیفهى انبیا، دعوت مردم به عبادت است. «فاوحى الیهم ان سبّحوا»
فرزنددار شدن پیرمرد از همسر نازا، نشانهى منزّه بودن خداوند از هرگونه كاستى و ناتوانى است. «سبّحوا»
عبادت زمانى ارزش دارد كه دائمى باشد، نه مقطعى و موسمى. «بكرة و عشیّا»