سوره مریم - آیات 29 تا 30 جزء 16 - صفحه 307

    فَأَشَارَتۡ إِلَيۡهِ‌ قَالُواْ كَيۡفَ نُكَلِّمُ مَن كَانَ فِي ٱلۡمَهۡدِ صَبِيًّا

    29

    قَالَ إِنِّي عَبۡدُ ٱللَّهِ ءَاتَىٰنِيَ ٱلۡكِتَـٰبَ وَجَعَلَنِي نَبِيًّا

    30

تفسیر نور
پس مریم به سوى او (عیسى) اشاره كرد. گفتند: چگونه با كسى كه در گهوراه (و) كودك است سخن بگوییم؟ (عیسى به سخن آمد و) گفت: منم بنده‌ى خدا، او به من كتاب (آسمانى) داده و مرا پیامبر قرار داده است.

نکته‌ها
حضرت مریم چون روزه‌ى سكوت گرفته بود، به خاطر وفاى به نذر به جاى سخن، اشاره كرد. «فاشارت»

با اینكه اوّلین سخن عیسى‌علیه السلام درباره‌ى بندگى خدا بود، ولى پیروان او غلوّ كرده، او را خدا و فرزند خدا دانسته‌اند!

از امام باقر سؤال شد كه آیا حضرت عیسى در گهواره نیز حجّت خدا بر مردم بود؟ حضرت فرمودند: عیسى‌علیه السلام نبىّ بود، امّا مرسل نبود تا آنكه به سن هفت سالگى رسید، مقام رسالت نیز به او اعطا شد.33

عیسى‌علیه السلام با یك جمله‌ى كوتاه، هم تهمت را از مادرش دور كرد، هم از آینده‌ى خود سخن گفت و هم به وظیفه‌ى آینده‌ى مردم اشاره كرد. «اِنّى عبداللّه... جعلنى نبیّا»


33) تفسیر كنزالدقائق.
پیام‌ها
آنجا كه خداوند بخواهد، كودكى در گهواره به سخن مى‌آید وشایعات و فتنه‌ها را مى‌خواباند. «قال اِنّى عبداللّه...»

در معرّفى خود، قبل از هر چیز مُهر بندگى خدا را بر خود بزنیم كه این، بزرگ‌ترین افتخار است. «اِنّى عبداللّه... وجعلنى نبیّا»

بندگى خدا سرچشمه‌ى همه‌ى فیوضات الهى است. «اِنّى عبداللّه... وجعلنى نبیّا»

در نبوّت (و امامت) سن خاصى شرط نیست. «فى المهد... جعلنى نبیّا»