وَيَقُولُ ٱلۡإِنسَـٰنُ أَءِذَا مَا مِتُّ لَسَوۡفَ أُخۡرَجُ حَيًّا
66
وَيَقُولُ ٱلۡإِنسَـٰنُ أَءِذَا مَا مِتُّ لَسَوۡفَ أُخۡرَجُ حَيًّا
66
أَوَلَا يَذۡكُرُ ٱلۡإِنسَـٰنُ أَنَّا خَلَقۡنَـٰهُ مِن قَبۡلُ وَلَمۡ يَكُ شَيۡـًٔا
67
از امام صادقعلیه السلام درباره «خلقناه من قبل و لم یك شیئاً» سؤال شد، حضرت فرمودند: یعنى نه در مرحلهى تقدیر و نه در مرحله تكوین هیچ چیز نبود. راوى حدیث دربارهى «لم یكن شیئاً مذكورا»120 پرسید، حضرت فرمودند: یعنى مقدّر بود، ولى نامى از آن در میان نبود.121 بنابراین، این دو آیه از دو مرحلهى پیش از آفرینش انسان سخن مىگوید.
در حدیث دیگرى نیز امام باقرعلیه السلام در مورد «من قبل» فرمودند: نه در كتاب و نه در علم سخنى از او نبود.122
121) كافى، ج 1، ص147.
122) بحار، ج 5، ص84.
تعجّب از معاد وزنده شدن دوباره، مربوط به یك زمان و یك گروه خاص از انسانها نیست. «یقول الانسان»
معاد، جسمانى است. «اُخرج» یعنى خارج شدن جسم از زمین.
معاد، قهرى واجبارى است. «اُخرج» یعنى خروج قهرى وبدون اختیار.
تردید در معاد با توجّه به آفرینش ابتدائى خود، شگفتآور است. «أولایذكر»
توجّه انسان به اینكه اوّل نبوده و بعداً خلق شده است، براى قبول معاد كافى است. «أولا یذكر الانسان...»
منكران معاد، براى عقیدهى خود دلیلى ندارند و تنها قیامت را بعید مىدانند، ولى قرآن با دلیل سخن مىگوید. «خلقناه من قبل»
آفرینش انسان از عدم، بسیار پیچیدهتر و به ظاهر مشكلتر از آفرینش مجدّد انسان پس از مرگ است. «خلقناه... و لم یك شیئا»