سوره مریم - آیات 66 تا 67 جزء 16 - صفحه 310

    وَيَقُولُ ٱلۡإِنسَـٰنُ أَءِذَا مَا مِتُّ لَسَوۡفَ أُخۡرَجُ حَيًّا

    66

    أَوَلَا يَذۡكُرُ ٱلۡإِنسَـٰنُ أَنَّا خَلَقۡنَـٰهُ مِن قَبۡلُ وَلَمۡ يَكُ شَيۡـًٔا

    67

تفسیر نور
وانسان مى‌گوید: آیا آنگاه كه مُردم، دوباره زنده (از قبر) خارج خواهم شد؟ آیا انسان (در زنده شدن دوباره‌ى خود شك دارد؟ و) به یاد نمى‌آورد كه ما او را پیش از این آفریده‌ایم، در حالى كه چیزى نبود؟

نکته‌ها
این آیه شبیه آیات 78 و 79 سوره‌ى یس است كه شخصى با آوردن استخوانى پوسیده و خرد كردن آن مقابل پیامبرصلى الله علیه وآله، با پیامبر به بحث و گفتگو پرداخت و گفت: كیست كه استخوان‌هاى پوسیده را زنده كند؟ خداوند در پاسخ فرمود: (اى پیامبر!) بگو: همان كسى كه اوّل آفرید، پس از مرگ هم زنده مى‌كند، و او همه چیز را مى‌داند. «وضرب لنا مثلاً و نسى خلقه قال مَن یُحیى العِظام و هى رَمیم . قل یُحیها الّذى اَنشأها اوّل مَرّة و هو بكلّ خلق علیم»

از امام صادق‌علیه السلام درباره «خلقناه من قبل و لم یك شیئاً» سؤال شد، حضرت فرمودند: یعنى نه در مرحله‌ى تقدیر و نه در مرحله تكوین هیچ چیز نبود. راوى حدیث درباره‌ى «لم یكن شیئاً مذكورا»120 پرسید، حضرت فرمودند: یعنى مقدّر بود، ولى نامى از آن در میان نبود.121 بنابراین، این دو آیه از دو مرحله‌ى پیش از آفرینش انسان سخن مى‌گوید.

در حدیث دیگرى نیز امام باقرعلیه السلام در مورد «من قبل» فرمودند: نه در كتاب و نه در علم سخنى از او نبود.122


120) انسان، 1.

121) كافى، ج 1، ص‌147.

122) بحار، ج 5، ص‌84.

پیام‌ها
باور نداشتن معاد، راه توجیه گناه وفرار از عبادت است. «فاعبده و اصطبر لعبادته... یقول الانسان...»

تعجّب از معاد وزنده شدن دوباره، مربوط به یك زمان و یك گروه خاص از انسان‌ها نیست. «یقول الانسان»

معاد، جسمانى است. «اُخرج» یعنى خارج شدن جسم از زمین.

معاد، قهرى واجبارى است. «اُخرج» یعنى خروج قهرى وبدون اختیار.

تردید در معاد با توجّه به آفرینش ابتدائى خود، شگفت‌آور است. «أولایذكر»

توجّه انسان به اینكه اوّل نبوده و بعداً خلق شده است، براى قبول معاد كافى است. «أولا یذكر الانسان...»

منكران معاد، براى عقیده‌ى خود دلیلى ندارند و تنها قیامت را بعید مى‌دانند، ولى قرآن با دلیل سخن مى‌گوید. «خلقناه من قبل»

آفرینش انسان از عدم، بسیار پیچیده‌تر و به ظاهر مشكل‌تر از آفرینش مجدّد انسان پس از مرگ است. «خلقناه... و لم یك شیئا»