مَّن ذَا ٱلَّذِي يُقۡرِضُ ٱللَّهَ قَرۡضًا حَسَنًا فَيُضَـٰعِفَهُۥ لَهُۥٓ أَضۡعَافًا كَثِيرَةًۚ وَٱللَّهُ يَقۡبِضُ وَيَبۡصُۜطُ وَإِلَيۡهِ تُرۡجَعُونَ
245
مَّن ذَا ٱلَّذِي يُقۡرِضُ ٱللَّهَ قَرۡضًا حَسَنًا فَيُضَـٰعِفَهُۥ لَهُۥٓ أَضۡعَافًا كَثِيرَةًۚ وَٱللَّهُ يَقۡبِضُ وَيَبۡصُۜطُ وَإِلَيۡهِ تُرۡجَعُونَ
245
موضوع وام دادن به خدا، هفت بار در قرآن آمده است. تفسیر مجمعالبیان 658شرایطى را براى قرضالحسنه بیان كرده است. از آن جمله:
از مال حلال باشد.
از مال سالم باشد.
براى مصرف ضرورى باشد.
بىمنّت باشد.
بىریا باشد.
مخفیانه باشد.
با عشق وایثار پرداخت شود.
سریع پرداخت شود.
قرض دهنده خداوند را بر این توفیق شكرگزار باشد.
آبروى گیرنده وام حفظ شود.
«قرض»، در زبان عربى به معناى بریدن است و اینكه به وام، قرض مىگویند بخاطر آن است كه بخشى از مال بریده وبه دیگران داده مىشود تا دوباره باز پس گرفته شود. كلمه «بسط» به معناى گشایش و وسعت است و «بساط» به اجناسى گفته مىشود كه در زمین پهن شده باشد.
جهاد، گاهى با جان است كه در آیه قبل مطرح شد وگاهى با مال است كه در این آیه مطرح شده است.
كلمه «كثیر» در كنار كلمه «اضعاف»، نشانهى پاداش بسیار زیاد است. و جمله «یضاعفه» بجاى «یضعفه» رمز مبالغه و ازدیاد است. 659
تعبیرِ قرض به خداوند، نشان دهنده آن است كه پاداش قرض الحسنة بر عهده خداوند است.
به جاى فرمان به قرض دادن، سؤال مىكند كه كیست كه به خداوند قرض دهد، تا مردم احساس اكراه و اجبار در خود نكنند، بلكه با میل و رغبت و تشویق به دیگران قرض دهند. از آنجا كه انسان غریزه منفعت طلبى دارد، لذا خداوند براى تحریك انسان، از این غریزه استفاده كرده و مىفرماید: «فیضاعفه اضعافاً»
به جاى «قرض به مردم» فرمود: «به خداوند قرض دهید»، تا فقرا احساس كنند خداوند خودش را به جاى آنان گذاشته و احساس ضعف و ذلّت نكنند.
با اینكه وجود ما و هرچه داریم از خداوند است، امّا خداوند گاهى خود را مشترى و گاهى قرض گیرنده معرفى مىكند تا ما را به این كار تشویق نماید. حضرت على علیه السلام فرمودند: جنود آسمانها و زمین از آن خداست، پس آیه قرض براى آزمایش شماست. 660
امام كاظم علیه السلام فرمود: از مصادیق قرض به خداوند، كمك مالى به امام معصوم است. 661
گر چه در آیه، قبض و بسط به خداوند نسبت داده شده است، ولى در روایات مىخوانیم: هر كه با مردم گشاده دست باشد، خداوند به او بسط مىدهد و هر كس با مردم بخل ورزد، خداوند نسبت به او تنگ مىگیرد.
در روایات، پاداش قرض الحسنة هیجده برابر، ولى پاداش صدقه دهبرابر آمده است. 662 و دلیل این تفاوت چنین بیان شده است كه قرض را افراد محتاج مىگیرند، ولى هدیه و بخشش گاهى به غیر محتاج نیز داده مىشود. 663
به فرمودهى روایات: هركس بتواند قرض بدهد و ندهد، خداوند بوى بهشت را بر او حرام مىكند. 664
هنگامى كه این آیه نازل شد: «من جاء بالحسنة فله خیر منها» 665 هر كس كار خوبى آورد، بهتر از آن را پاداش مىگیرد. پیامبر صلى الله علیه وآله از خداوند تقاضاى ازدیاد كرد، آیه نازل شد: «فله عشر امثالها» 666 ده برابر داده مىشود. باز درخواست نمود، آیه قرض الحسنه با جملهى «اضعافاً كثیرة» نازل شد. پیامبر متوجّه شد كه كثیرى كه خداوند مقدّر كند، قابل شماره نیست. 667
پاداش خدا به قرض دهندگان، هم در دنیا وهم در آخرت است. زیرا در كنار «اضعافاً كثیرة» مىفرماید: «والیه یرجعون» گویا حساب قیامت، جدا از پاداشهاى دنیوى است.
جلوى بدآموزى و سوء برداشت باید گرفته شود. اگر در اوّل آیه خداوند با لحنى عاطفى از مردم قرض مىخواهد، بدنبال آن مىفرماید: «واللّه یقبض و یبسط» تا مبادا گروهى همچون یهود خیال كنند كه خداوند فقیر است و بگویند: «انّ اللّه فقیر و نحن اغنیاء» 668 و همچنین بدانند كه قرض گرفتن خدا، براى رشد انسان است، نه به خاطر نیاز او. منافقان مىگفتند: به مسلمانان انفاق نكنید تا از دور رسول خدا پراكنده شوند. قرآن در جواب آنها فرمود: آنها در چه باورى هستند، مگر نمىدانند خزائن آسمانها و زمین در دست خداوند است! 669
658) تفسیر مجمعالبیان، ذیل آیهى 11 سوره حدید.
659) تفسیر روحالمعانى.
660) نهجالبلاغه، خطبه 183.
661) تفسیر روحالبیان، ج1، ص381.
662) بحار، ج74، ص311.
663) بحار، ج100، ص138.
664) بحار، ج100، ص138.
667) تفسیر المیزان، ج2، ص310.
براى ترغیب مردم به كارهاى خیر، تشویق لازم است. «فیضاعفه اضعافاً كثیرة»
اگر ما گشایش و تنگ دستى را بدست خدا بدانیم، راحت انفاق مىكنیم. «واللّه یقبض و یبصط»
اگر بدانیم كه ما به سوى او باز مىگردیم و هرچه دادهایم پس مىگیریم، راحت انفاق خواهیم كرد. «الیه ترجعون»