فَتَلَقَّىٰٓ ءَادَمُ مِن رَّبِّهِۦ كَلِمَـٰتٍ فَتَابَ عَلَيۡهِۚ إِنَّهُۥ هُوَ ٱلتَّوَّابُ ٱلرَّحِيمُ
37
فَتَلَقَّىٰٓ ءَادَمُ مِن رَّبِّهِۦ كَلِمَـٰتٍ فَتَابَ عَلَيۡهِۚ إِنَّهُۥ هُوَ ٱلتَّوَّابُ ٱلرَّحِيمُ
37
طبق آنچه از روایات شیعه وسنى استفاده مىشود، مراد از كلماتى كه آدم به وسیلهى آن توبه نمود، توسّل به بهترین خلق خدا یعنى حضرت محمّد و اهلبیت او علیه وعلیهم السلام است. چنانكه در تفسیر درّالمنثور از ابن عباس نقل شده است كه آدم براى پذیرش توبهاش، خداوند را به این نامها قسم داد: «بحّق محمّد وعلىّ و فاطمة و الحسن و الحسین» 292 البتّه برخى معتقدند، مراد از كلمات، همان جملهاى است كه در سورهى اعراف آمده است: «ربّنا ظلمنا أنفسنا و ان لم تغفر لنا و ترحمنا لنكوننّ من الخاسرین» 293 خدایا! ما به خود ستم كردهایم و اگر تو ما را نیامرزى و مورد رحمت قرار ندهى، حتماً از زیانكاران خواهیم بود.
292) تفسیر درّالمنثور، ج1، ص60.
قبول توبه و ارائهى راه آن، از شئون تربیت و ربوبیّت اوست. «من ربّه»
این همه لطف و قبول توبه، تنها كار خداست. «هو»
اگر توبه واقعى باشد، خداوند آن را مىپذیرد. «هو التّواب»
اگر توبه را شكستیم، باز هم خداوند توبه را مىپذیرد. «هو التوّاب»
عذرپذیرى خداوند همراه با رحمت است، نه عتاب وسرزنش. «التّواب الرّحیم»