سوره بقره - آیه 36 جزء 1 - صفحه 6

    فَأَزَلَّهُمَا ٱلشَّيۡطَـٰنُ عَنۡهَا فَأَخۡرَجَهُمَا مِمَّا كَانَا فِيهِ‌ وَقُلۡنَا ٱهۡبِطُواْ بَعۡضُكُمۡ لِبَعۡضٍ عَدُوٌّ‌ وَلَكُمۡ فِي ٱلۡأَرۡضِ مُسۡتَقَرٌّ وَمَتَـٰعٌ إِلَىٰ حِينٍ

    36

تفسیر نور
پس شیطان آن دو را به لغزش انداخت وآنان را از باغى كه در آن بودند، خارج ساخت و (در این هنگام به آنها) گفتیم: فرود آیید در حالى كه بعضى شما دشمن برخى دیگر است و براى شما در زمین قرارگاه و تا وقتى معیّن بهره و برخوردارى است.

نکته‌ها
از آیه «انّى جاعل فى الارض خلیفة» كه قبلاً خواندیم، استفاده مى‌شود كه غرض اصلى از خلقت آدم این بود كه وى در زمین زندگى كند، ولى زندگى در زمین نیازمند یك نوع آمادگى بود و باید آدم بداند كه:

آزاد مطلق نیست. در زندگى او، امر و نهى و تكلیف وجود دارد.

ابلیس دشمن اوست وچه بسا با سوگند و وعده‌هاى دروغ، انسان را فریب دهد.

اطاعت از شیطان، عامل سقوط اوست.

توبه، وسیله جبران است.

امام رضا علیه السلام مى‌فرماید: ماجراى لغزش آدم، قبل از رسیدن به مقام نبوّت بوده و از لغزش‌هاى كوچكى بوده كه قابل عفو است. 286

شیطان براى ایجاد لغزش، دست به هر نوع تاكتیك روانى وتبلیغاتى زد، از جمله:

الف: براى آدم و حوّا سوگند یاد كرد. «قاسمهما» 287

ب: قیافه‌ى خیرخواهانه به خود گرفت و گفت: من از خیرخواهان شما هستم. «انّى لكما لمن النّاصحین» 288

ج: وعده ابدیّت داد، كه اگر این گیاه را بخورید، زندگى و حكومت ابدى خواهید داشت. «شجرة الخلد و ملك لا یبلى» 289

د: دروغ گفت و به ذات حقّ تهمت زد. «مانهیكما ربّكما عن هذه الشجرة الا ان تكونا ملكین او تكونا من الخالدین» 290 یعنى پروردگارتان شما را نهى نكرد مگر از ترس اینكه شما فرشته شوید یا به زندگى ابدى برسید.


286) تفسیر نورالثقلین، ج‌1، ص‌50.

287) اعراف، 21.

288) اعراف، 21.

289) طه، 120.

290) اعراف، 20.

پیام‌ها
خطر شیطان، براى بزرگان نیز هست. او به سراغ آدم و حوّا آمد. «فاَزلّهما»

شیطان، دشمن دیرینه‌ى نسل بشر است. زیرا از روز اوّل به سراغ پدر و مادر ما رفت. «فاَزلّهما»

انسان به خودى خود، جایزالخطا و وسوسه‌پذیر است. «اَزلّهما الشیطان»

هر انسانى به خاطر استعدادها و لیاقت‌هایى كه دارد بهشتى است، ولى خلاف‌ها او را سقوط مى‌دهد. «فاخرجهما»

از نافرمانى خداوند و عواقب تلخ وسوسه‌هاى ابلیس، عبرت بگیریم. تحت نفوذ شیطان قرار گرفتن، برابر با خروج از مقامات الهى و محرومیّت از آنهاست. «فازلّهما الشیطان... فاخرجهما»

زندگى دنیا، موقّتى است. «الى حین»