يَعۡلَمُ مَا بَيۡنَ أَيۡدِيهِمۡ وَمَا خَلۡفَهُمۡ وَلَا يُحِيطُونَ بِهِۦ عِلۡمًا
110
يَعۡلَمُ مَا بَيۡنَ أَيۡدِيهِمۡ وَمَا خَلۡفَهُمۡ وَلَا يُحِيطُونَ بِهِۦ عِلۡمًا
110
۞ وَعَنَتِ ٱلۡوُجُوهُ لِلۡحَيِّ ٱلۡقَيُّومِ وَقَدۡ خَابَ مَنۡ حَمَلَ ظُلۡمًا
111
احاطهى علمى خداوند نسبت به همه كارهاى گذشته و آینده مردم یكسان است. «یعلم مابین ایدیهم و ما خلفهم»
محدود هرگز نمىتواند بر بىنهایت احاطه پیدا كند. «لا یحیطون به» نه بر ذات او، نه بر صفات او، نه بر آفریدههاى او و نه بر قدرت و كارهاى او.
حالاتروحى انسان، قبل از هرچیز در صورت او جلوه مىكند. «عنتالوجوه»
سرانجام ظلم، محرومیت از رحمت الهى است. «و قد خاب من حمل ظلما»
بسیارى از ظلمها را مىتوان در دنیا با توبه وعذرخواهى از مردم، جبران و محو كرد، بدبخت آن كه ظلم خود را تا قیامت حمل كند. «خابمنحملظلما»