وَكَذَٰلِكَ أَنزَلۡنَـٰهُ قُرۡءَانًا عَرَبِيًّا وَصَرَّفۡنَا فِيهِ مِنَ ٱلۡوَعِيدِ لَعَلَّهُمۡ يَتَّقُونَ أَوۡ يُحۡدِثُ لَهُمۡ ذِكۡرًا
113
وَكَذَٰلِكَ أَنزَلۡنَـٰهُ قُرۡءَانًا عَرَبِيًّا وَصَرَّفۡنَا فِيهِ مِنَ ٱلۡوَعِيدِ لَعَلَّهُمۡ يَتَّقُونَ أَوۡ يُحۡدِثُ لَهُمۡ ذِكۡرًا
113
كلمهى «عربى» از نظر لغت به معناى روشن است و احتمال دارد كه به معناى منسوب به زبان عربى باشد. كلمهى «صرّفنا» به معناى بیانات گوناگونى از یك واقعیّت است؛ گاهى با اشاره، گاهى با استدلال، گاهى با مثال و تمثیل و گاهى از طریق نقل تاریخ.
همهى مردم به وحى نیاز دارند، لیكن بعضى از باب اخطار و بعضى از باب تذكّر. «یتّقون، ذكرا»
هشدار بىاثر نیست، یا تأثیر عمیق دارد، «یتّقون» ویا حداقل، تذكّر است. «ذكرا» یا نتیجه مىدهد، «یتّقون» و یا اتمام حجّت مىكند. «ذكرا»