سوره طه - آیات 17 تا 21 جزء 16 - صفحه 313

    وَمَا تِلۡكَ بِيَمِينِكَ يَـٰمُوسَىٰ

    17

    قَالَ هِيَ عَصَايَ أَتَوَكَّؤُاْ عَلَيۡهَا وَأَهُشُّ بِهَا عَلَىٰ غَنَمِي وَلِيَ فِيهَا مَـَٔارِبُ أُخۡرَىٰ

    18

    قَالَ أَلۡقِهَا يَـٰمُوسَىٰ

    19

    فَأَلۡقَىٰهَا فَإِذَا هِيَ حَيَّةٌ تَسۡعَىٰ

    20

    قَالَ خُذۡهَا وَلَا تَخَفۡ‌ سَنُعِيدُهَا سِيرَتَهَا ٱلۡأُولَىٰ

    21

تفسیر نور
و (خداوند فرمود:) اى موسى! آنچه به دست راست توست چیست؟ (موسى) گفت: این عصاى من است كه بر آن تكیه مى‌دهم و با آن براى گوسفندانم(از درختان) برگ مى‌ریزم ودر آن منافع دیگرى (نیز) براى من است. (خداوند) فرمود: اى موسى! عصا را بیفكن. پس (موسى) آن را افكند، پس ناگهان آن (عصا) مارى شد كه مى‌شتافت. (خداوند) فرمود: آن را بگیر و نترس، ما بزودى آن را به حالت اولیّه‌اش بر مى‌گردانیم.

نکته‌ها
انسان‌ها به طور طبیعى از خطر و عوامل شرّ و ضرر مى‌ترسند و از رویارویى با آن پرهیز مى‌كنند و بدیهى است موسى علیه السلام نیز كه انسان است بترسد، آنچه مورد انتقاد و مذمّت است، تأثّر، خشیت و اضطراب قلبى از غیر خداست كه مخالف شجاعت واز صفات رذیله است والبتّه موسى از آن دور بوده است.

شاید ترس موسى علیه السلام به خاطر آن بود كه فرمان «القها» را مثل فرمان «فاخلع نعلیك» براى احترام مى‌پنداشت، امّا همین كه تبدیل به مار شد، جا خورد.

اصلاً همین ترس، خود دلیلى بر معجزه بودن این واقعه است، وگرنه، ساحرى كه خودش مى‌داند سحرش واقعیّت ندارد، از سحر و جادوى خود نمى‌ترسد.

خداوند در هر لحظه به میلیون‌ها بى‌جان، جان مى‌دهد و یا جان میلیون‌ها جاندار را مى‌گیرد، در اینجا نیز به عصاى بى‌جان، جان داد و سپس آن را گرفت و بار دیگر عصا شد.31 آیا او نمى‌تواند انسان زنده را بمیراند و دوباره او را به صورت اولیّه‌اش در آورد؟

به راستى اگر نظر الهى چوب را اژدها مى‌كند، پس اگر بر ما نظر لطفى كند چه مى‌شود؟! و اگر نظر كرده‌ى او سحر تمامى ساحران را مى‌بلعد، آیا نظر او بر قلب ما همه وسوسه‌ها را نخواهد بلعید؟!

در همین ابتداى كار براى موسى دو معجزه صورت گرفت، یكى اینكه عصا به اژدها تبدیل شد، «فاذا هى حَیّة تَسعى» و دیگر اینكه اژدها به صورت عصاى اوّلیه در آمد. «سیرتها الاولى»


31) تفسیر فى‌ظلال‌القرآن.
پیام‌ها
خداوند براى قدرت نمایى خود، حتّى از نزدیك‌ترین و ساده‌ترین ابزارها نیز استفاده مى‌كند. «و ما تلك بیمینك یا موسى»

با بهره‌بردارى از ابزارهاى چند منظوره مى‌توان از حجم كمتر استفاده‌ى بیشترى برد. «اَتَوكّؤ علیها واهُشّ بها ...»

تكیه بر عصا و ابزار مادّى، با توكّل بر خداوند منافاتى ندارد. «اتوكّؤ علیها»

چوپانى شغل اكثر انبیا بوده است. «اهُشّ بها على غنمى»

تمرین، تجربه و آمادگى قبل از دعوت ضرورى است. موسى علیه السلام كه مى‌خواهد در برابر فرعون عصا را بیفكند تا اژدها شود، باید خودش قبلاً صحنه را دیده باشد. «فالقاها فاذا هى حَیّة تسعى»