سوره طه - آیات 54 تا 55 جزء 16 - صفحه 315

    كُلُواْ وَٱرۡعَوۡاْ أَنۡعَـٰمَكُمۡ‌ۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَـَٔايَـٰتٍ لِّأُوْلِي ٱلنُّهَىٰ

    54

    ۞ مِنۡهَا خَلَقۡنَـٰكُمۡ وَفِيهَا نُعِيدُكُمۡ وَمِنۡهَا نُخۡرِجُكُمۡ تَارَةً أُخۡرَىٰ

    55

تفسیر نور
(تا هم خودتان از آن) بخورید و (هم) چهار پایانتان را (در آن) بچرانید. البتّه در این (امور) نشانه‌هایى براى خردمندان است. ما شما را از آن (زمین) آفریدیم و در آن باز مى‌گردانیم و بار دیگر شما را از آن بیرون مى‌آوریم.

نکته‌ها
«نُهى‌» جمع «نُهیه» از ریشه‌ى «نَهى» به معناى بازداشتن است و «اولى النُهى‌» یعنى صاحبان عقل وخرد. از این جهت به عقل، «نُهیه» مى‌گویند كه انسان را از پیروى هوسها باز مى‌دارد.81

از پیامبر اكرم صلى الله علیه وآله سؤال كردند «اولى النّهى» چه كسانى هستند؟ حضرت فرمود: «هم اولوا الاخلاق الحسنة... والبررة بالامّهات و الآباء، والمتعاهدین للفقراء والجیران والیتامى، و یُطعمون الطعام و یفشون السّلام فى العالم، و یُصلّون والنّاس نیام غافلون» آنان كه داراى اخلاق حسنه‌اند...، به پدران و مادران نیكى مى‌كنند، به فقرا و همسایگان نیازمند و یتیمان كمك مى‌رسانند، به گرسنگان غذا مى‌دهند، صلح و آسایش در جهان مى‌گسترانند و همان‌هایى كه نماز مى‌خوانند در حالى كه مردم خوابند و بى‌خبر.82

امیرمؤمنان على علیه السلام راز سجده‌هاى نماز را اشاراتِ به این آیه دانسته و فرموده‌اند: معنى سجده‌ى اوّل آن است كه خدایا! من در آغاز از این خاك بودم، هنگامى كه سر از سجده برمى‌دارى اشاره به آن دارد كه تو مرا از خاك آفریدى. سجده‌ى دوّم این مفهوم را مى‌رساند كه تو مرا به خاك برمى‌گردانى، و بلند شدن از آن، یعنى تو بار دیگر در قیامت مرا از خاك زنده خواهى كرد.83


81) تفسیر المیزان.

82) تفسیر نورالثقلین.

83) بحار، ج 85، ص 132.

پیام‌ها
آفرینش نباتات نیز هدفدار است. «نبات شتّى، كلوا و ارعوا»

تنوّع نباتات براى تنوّع نیازهاست. «نبات شتّى، كلوا و ارعوا»

چهار پایان براى انسان آفریده شده‌اند. «انعامكم»

بهره‌گیرى از مادّیات، شما را از یاد خدا غافل نسازد. «كلوا... اِنّ فى‌ذلك لآیات»

سرچشمه و مادّه‌ى خلقت انسان از زمین است. «منها خلقناكم»

تفكّر در طبیعت یكى از راههاى خداشناسى است. «لآیات لاولى النّهى»

مهم‌تر از داشتن عقل، استفاده وپیروى از آن است. «لآیات لاولى النّهى»

انسان باید در خاك دفن شود. «فیها نعیدكم»

معاد، جسمانى است. «نخرجكم تارة اُخرى»