سوره انبیاء - آیات 99 تا 100 جزء 17 - صفحه 330

    لَوۡ كَانَ هَـٰٓؤُلَآءِ ءَالِهَةً مَّا وَرَدُوهَا‌ وَكُلٌّ فِيهَا خَـٰلِدُونَ

    99

    لَهُمۡ فِيهَا زَفِيرٌ وَهُمۡ فِيهَا لَا يَسۡمَعُونَ

    100

تفسیر نور
اگر اینها خدایان (واقعى) بودند، وارد آن (دوزخ) نمى‌شدند، در حالى كه همگى براى همیشه در آن ماندگار خواهند بود. براى آنان در دوزخ، ناله‌ها ونعرهاست و آنان در آنجا (هیچ پاسخى) نمى‌شنوند.

نکته‌ها
معمولاً بیان صداها در زبان عرب بر وزن فعیل است، مثل: زفیر، شهیق، زئیر و هریر، و زفیر به صدایى گفته مى‌شود كه با بازدم همراه است.

منظور از جمله «لا یسمعون» این نیست كه اهل دوزخ هیچ صدایى نمى‌شنوند، بلكه مراد آنست كه هر چه فریاد مى‌زنند پاسخ نجات بخشى دریافت نمى‌كنند، زیرا در قرآن آیاتى است كه بر شنیدن اهل جهنّم دلالت مى‌كند، آنجا كه از مأمور عذاب، مهلت مى‌خواهند و یا از خداوند، درخواست نجات مى‌كنند و یا زمانى كه از آنان سؤال مى‌شود پاسخ مى‌دهند.

پیام‌ها
به غیر خدا دل نبندیم و سرنوشت خود را به خدایان دروغین وعاجز گره نزنیم. «لوكان ... ما وردوها»

عجز و محكومیّت با جایگاه خداوندى سازگار نیست. «لوكان ... ما وردوها»

عذاب شرك، عذابى ابدى است. «كل فیها خالدون»

دوزخ، جایگاه ناله‌هاى بى جواب است. «فیها زفیر ... لا یسمعون»

بى‌پاسخى ناله‌ها و فریادها، خود شكنجه دیگرى براى اهل دوزخ است. «و هم فیها لا یسمعون»