لَا يَسۡمَعُونَ حَسِيسَهَا وَهُمۡ فِي مَا ٱشۡتَهَتۡ أَنفُسُهُمۡ خَـٰلِدُونَ
102
لَا يَسۡمَعُونَ حَسِيسَهَا وَهُمۡ فِي مَا ٱشۡتَهَتۡ أَنفُسُهُمۡ خَـٰلِدُونَ
102
امیرالمؤمنین علىّ علیه السلام در خطبهى 183 نهجالبلاغه مىفرماید:
خداوند، آن چنان اهل بهشت را گرامى داشته كه حتّى گوشهایشان صداى آتش دوزخ و ناله و فریاد اهل آن را نمىشنود.88
قرآن در بیان گستردگى كمّى و كیفى نعمتهاى بهشتى، آیات متنوّعى دارد. در آیهاى مىفرماید: «ما تشتهیه الانفس و تلذّ الاعین»89 هر چه كه میل انسان بكشد و هر چه كه چشم از آن لذّت ببرد. در این آیه مىفرماید: «و هم فى ما اشتهت انفسهم خالدون» آنان در هر چه كه دلشان بخواهد براى همیشه متنعّماند، و در جاى دیگر با این چنین عبارتى توصیف مىفرماید كه: «فلا تعلم نفس ما اخفى لهم»90 احدى نمىداند كه چه لذائذ وكامیابىهایى براى اهلبهشت، ذخیره ومخفى شده است.
در حدیثى از رسول خدا صلى الله علیه وآله آمده است كه: كیفیّت نعمتهاى بهشتى را نه گوشى شنیده و نه چشمى دیده است.91
91) الفقیه، ج1، ص295.
اشباع واقعى غرایز، تنها در بهشت ممكن است. «فیما اشتهت»
در بهشت، نه محدودیّت در نعمتهاست «فیما اشتهت» و نه محدودیّت در زمان بهرهمندى. «خالدون»