فَإِن تَوَلَّوۡاْ فَقُلۡ ءَاذَنتُكُمۡ عَلَىٰ سَوَآءٍ وَإِنۡ أَدۡرِيٓ أَقَرِيبٌ أَم بَعِيدٌ مَّا تُوعَدُونَ
109
فَإِن تَوَلَّوۡاْ فَقُلۡ ءَاذَنتُكُمۡ عَلَىٰ سَوَآءٍ وَإِنۡ أَدۡرِيٓ أَقَرِيبٌ أَم بَعِيدٌ مَّا تُوعَدُونَ
109
پاسخ: علم غیب دو گونه است، بخشى از آن به ذات احدیّت اختصاص دارد و كسى را بر آن راهى نیست، از جمله زمان وقوع قیامت، چنانكه در دعا نیز مىخوانیم: «و بحقّ علمك الّذى استأثرت به لنفسك» خدایا! تو را بحقّ علمى كه آن را مخصوص خودت قرار دادى، امّا بخش دیگرى از آن را خداوند به انبیا واولیا و هركه بخواهد عنایت مىفرماید، آنچنان كه در این آیه مىبینیم: «تلك من انباء الغیب نوحیه الیك»106 همان طور كه بسیارى از مسائل قرآن را امورى غیبى تشكیل مىدهد.
وعدهى الهى براى كفّار، هم شكست و نابودى در جنگها و هم هلاكت و قهر و عذاب در قیامت است. «ما توعدون»
انسان مختار است نه مجبور، لذا مىتواند حتّى در برابر دعوت و درخواست انبیا نیز مقاومت و اعراض كند. «فاِن تولّوا»
نباید انتظار داشت كه همهى مردم سخن حقّ را بپذیرند كه این هدف براى انبیا نیز محقّق نشده است. «فاِن تولّوا»
در مقابل لجاجت و اعراض مردم، مسئولیّت خود را از دست ندهیم. «فان تولّوا فقل»
همه مردم بطور یكسان مخاطب هشدارهاى پیامبران هستند و در این میان، جنسیّت، نژاد و زبان مطرح نیست. «آذنتكم على سواء»
(آرى در تبلیغ، همه مردم را با دیدهى یكسان بنگریم) «على سواء»
هر چه را نمىدانیم، با صراحت بگوییم، نمىدانم. «اِن أدرى»
یك سرى علوم، مخصوص به ذات مقدّس خداوند است. «اِن أدرى أقریب»